فهرست کتاب


انسان کامل از نگاه امام خمینی (قدس سره و الشریف) و عارفان مسلمان

محمد امین صادقی ارزگانی تهیه و تحقیق:پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی‏

2. هدف

بدیهی است که مسئله انسان کامل از زوایای مختلف و از منظر اندیشمندان و صاحب نظران بسیاری، قابل بحث و بررسی است، زیرا هر اندیشوری که در باب انسان سخن گفته، نظریه خاصی درباره کمال انسان اظهار کرده و بر مبنای فکری خاص خود، انسان کامل را تفسیر کرده است.
هر چند، تعبیر انسان کامل را اولین بار عرفا مطرح کردند، اما درباره انسان و کمالات انسانی تفسیرهای متفاوتی در مکتب های مختلف ارائه شده است. در این تفسیرها هر کدام از صاحب نظران به جنبه خاصی از ابعاد وجودی انسان توجه کرده، سیر و تکامل انسان را در آن بعد مایه کمال وی دانسته و انسان کامل را نیز از همان زاویه تفسیر کرده اند. این در حالی است که از دیدگاه جامع و عمیق تر، انسان کامل کسی است که در تمام ابعاد وجودی، آخرین منازل کمال انسانی را پیموده و آخرین قله بلند انسانی و الهی را فتح کرده است، همان چیزی که یکی از بزرگان اهل معنا در بیت زیر به آن اشاره کرده است:
لیس علی الله بمستنکر - ان یجمع العالم فی واحد (6)
خدای سبحان مانعی نمی بیند که همه کمالات هستی را در یک شخص جمع کند.
هدف از طرح مسئله انسان کامل در این تحقیق، تبیین انسان کامل از دیدگاه امام خمینی است. ایشان بر اساس مشرب عرفا، تفسیر کامل و جامعی در این باره از خود به یادگار گذاشته اند و ما به خواست خداوند سبحان، سعی خواهیم کرد سیمای نورانی انسان کامل را از منظر آن فقیه عارف و حکیم ژرف اندیش، تبیین و ترسیم کنیم و جمال جمیل انسان کامل را در آینه معرفت آن بزرگ مرد الهی و عرفانی تماشاگر باشیم و سپس به خوانندگان معرفی کنیم. یادآوری می شود که ره آورد عرفانی حضرت امام درباره انسان کامل، گرچه بسیار عمیق و پربرکت است، متاسفانه اثری منسجم و منظم تحت عنوان انسان کامل از ایشان وجود ندارد، به جز مصباح الهدایه که درباره خلافت و ولایت انسان است، اما به صورت پراکنده و گذرا حقایقی از ایشان در این رابطه به یادگار مانده است. در نتیجه، با توجه به مسائل گسترده بحث انسان کامل در عرفان، بیانات حضرت امام بسیار محدود خواهد بود. از این رو، از آنجا که از دیدگاههای مختلف و مبسوط بزرگان اهل معرفت درباره انسان کامل در این تحقیق استفاده خواهد شد، طبیعی است که کلمات و نظریات امام، نسبت به کل مباحث، اندک خواهد بود. البته نویسنده سعی کرده تا حد امکان ره آورد عرفانی امام را درباره انسان کامل، به طور جامع و همه جانبه در این تحقیق طرح و تبیین کند.

3. ضرورت

با توجه به اینکه مسائل محوری عرفان نظری شناخت توحید و موحد است بعد از توحید، شناخت انسان کامل یکی از ضروری ترین حقایق عرفانی، علمی، نظری، اخلاقی، تربیتی، و بلکه اعتقادی است، زیرا تربیت و پرورش اخلاق در هر مکتبی بر اساس شناخت انسان کامل در آن مکتب امکان پذیر است. برای ما مسلمانان شناخت انسان کامل از آن لحاظ ضروری است که شناخت او در حقیقت، شناخت و آگاهی از یک الگو و سرمشق است. یک فرد مسلمان اگر بخواهد مسلمان و مومن کامل باشد، باید انسان کامل را بشناسد تا در روش و منش خود قرار دهد از این رو، یکی از بزرگان درباره ضرورت شناخت انسان کامل گفته است: اگر ما انسان کامل اسلام را نشناسیم، قطعا نمی توانیم یک مسلمان تمام و کمال باشیم و به تعبیر دیگر، یک انسان، ولو کامل نسبی از نظر اسلام باشیم.(7) پس شناخت انسان کامل از ضروریترین معارف دینی و انسانی هر مسلمان است. علاوه بر اینکه شناخت انسان کامل تنها جنبه علمی نداشته، بلکه از نظر اعتقادی نیز ضروری است. چنان که در قرآن کریم درباره اسوه قرار دادن انسان کامل چنین آمده است: لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا(8). در این آیه کریمه، خدای سبحان پیامبر اکرم را که مصداق بارز انسان کامل است به عنوان اسوه و قدوه برای امت اسلامی معرفی کرده و فرموده است: کسی که به خداوند و روز قیامت امید داشته و بسیار به یاد خداست، در تمام گفتار و رفتار خویش به پیامبر اسلام اقتدا و تاسی می کند. از آن جا که اثر علمی شناخت و تاسی به انسان کامل، اساس تربیت اخلاقی انسانهاست، خدای سبحان در آیه مبارکه فرما الگو پذیری به هدایت الهی و تربیت اخلاقی بار یابد.
ز مخشری در کشاف با اشاره به یک نکته ادبی در این آیه گفته است: اگر سوال شود که معنا و حقیقت این آیه مبارکه چیست و چرا کلمه اسوه به صورت مضموم آمده، در پاسخ می گویم به دو جهت: یکی آن که آیه شریفه می رساند که پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم فی نفسه اسوه و الگوی خسته است و جهت دیگر آن که حضرت دارای صفات و کمالاتی است که سزاوار است به لحاظ آن اوصاف و کمالات وجودی، در زندگی بشر الگو قرار گیرد.(9)
البته هدف زمخشری از طرح این پرسش و پاسخ آن است که در کلمات و تعبیرات قرآن کریم، نکته های فراون ادبی نهفته است و تعبیرهای گوناگون آن حاوی نکته های ظریف ادبی است. اما در کنار آن به انسان کامل و ویژگی های آن نیز پرداخته است، بر این اساس، اگر کلمه اسوه در آیه مزبور با ضمه حرف اول همزه آمده باشد، این تعبیر دو معنا را می تواند داشته باشد؛ یکی این که ذات و حقیقت پیامبر خاتم با قطع نظر از کلمات وجودیش، اسوه حسنه و الگوی تام و مقتدای کامل است.
معنای دیگر و پیام دوم این تعبیر آن است که در وجود پیامبر اکرم کمالات و اوصافی نهفته است که سزاوار است انسان به آن کمالات و صفات تاسی کرده و از آن ها متابعت کند. آن طور که معلوم است در معنای دوم، صفات پیامبر اسوه و الگوست نه ذات آن حضرت، لذا به نظر می رسد که معنای اول دقیق تر از معنای دوم باشد، چون منشا پدید آمدن آن گونه صفات بارز و متعالی، همان ذات مقدسه است و آن صفات هم در حقیقت، شکوفه هایی است که بر شاخسار آن درخت الهی ظهور و بروز یافته اند.
علامه طباطبائی در ذیل آیه مبارکه می نویسد: این که قرآن می گوید: جمله لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله، از نظر ادبی، بدل از ضمیر خطاب کم در لکم فی رسول الله است و این معنا را می رساند که تاسی به رسول خدا صفت نیکو و زیبایی است که هر کسی نمی تواند از آن بهره مند شود، بلکه تنها کسانی که به حقیقت ایمان نایل آمده و عمل صالح انجام می دهند و پیوسته به یاد خدا هستند و هرگز از او غفلت نمی کنند، در اعمال و رفتارشان آن حضرت را الگو و سرمشق خود قرار می دهند.(10)
خدا در قرآن کریم حضرت ابراهیم و همراهان او را به عنوان اسوه حسنه معرفی می کند، آن جا که می فرماید:
قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه(11)؛
بدون تردید، ابراهیم و کسانی که با او بوده اند برای شما اسوه حسنه و الگوی نیکویی هستند.
امیر مومنان علی علیه السلام نیز در نهج البلاغه تاسی و اقتدا به انسان کامل را به اندازه توان لازم دانسته و می فرماید:
الا و ان لکل ماموم اماما یقتدی به و یستضی ء بنور علمه، الا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بتمریه، و من طعمه بقرصیه، الا و انکم لا تقدرون علی ذلک و لکن اعینونی بورع و اجتهاد و عفه و سداد(12)؛
آگاه باشید که هر پیروری را پیشوایی است که از او پیروی می کند و از نور دانش او روشنی می جوید. بدانید که پیشوای شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان برای شما بسنده کرده است، بدانید که شما چنین نتوانید کرد، لیکن مرا در پارسایی و کوشیدن و پاک دامنی و درستی ورزیدن یاری کنید.
از آن چه گفته شد ضرورت طرح مسئله شناخت انسان کامل از نظر اعتقادی به خوبی روشن شد.
اما از لحاظ عرفانی فعلا تنها بدین نکته اشاره می شود که انسان کامل در نظام هستی جایگاه و موقعیت خاصی دارد. در ادامه این تحقیق ثابت خواهد شد که عالم و آدم در پناه انسان کامل حفظ می شود، چه این که هدف از خلقت نظام آفرینش ظهور و اظهار انسان کامل است. اوست که خلیفه الله، ولی الله، مشیة الله و محل تجلی اسما و صفات الهی و مظهر اسم اعظم، بلکه خود اسم اعظم است.
بدین ترتیب، ضرورت شناخت انسان کامل از نظر عرفانی نیز مشخص خواهد بود. لزوم بررسی آن هم از دیدگاه امام خمینی از آن روست که ایشان آثار پربرکت علمی و عملی از خود به یادگار گذاشته اند که محشون از حقایق عمیق علمی درباره انسان کامل است، لذا در این اثر زوایا و ابعاد وجودی انسان کامل را از دیدگاه بزرگان اهل معرفت، به خصوص امام خمینی بررسی خواهیم کرد. گفتنی است که این تحقیق از جنبه وجودی انسان کامل در دو قوس نزول و صعود بحث می کند و بیان شخصیت انسان کامل از لحاظ الگوی عملی در ابعاد مختلف و از جهت فردی و اجتماعی از موضوع بحث ما خارج است.

4. پیشینه تاریخی

بحث انسان کامل با این مسئله آغاز می شود که یکی از اساسی ترین معتقدات باطنی اسلام پس از توحید، تجلی تام اسما و صفات حق سبحانه در مظهر او، یعنی انسان کامل است. به گفته شهید مطهری تعبیر انسان کامل را نخستین بار در قرن هفتم هجری عارف نامدار اسلامی، محی الدین عربی - پدر عرفان اسلامی - مطرح کرد(13). او در کتاب فصوص الحکم که یک اثر عمیق عرفانی و از یافته های شهودی آن عارف بزرگ است، در این باره چنین می گوید: انسان کامل، نگین انگشتر عالم آفرینش است(14). هم چنین در رساله ای به نام نسخه الحق می نویسد: خداوند را سپاس می گویم که انسان کامل را معلم فرشته قرار داده و با نفس او گردش فلک آفرینش صورت می گیرد.(15) این تعبیرهای محی الدین عربی، باعث شد که اصطلاح انسان کامل وارد فرهنگ و ادبیات اسلامی شود، به طوری که پس از وی پیروان مکتب عرفانی اش، حقایق و معارف بسیار شگرفی را تحت عنوان انسان کامل در متون عرفانی طرح کرده اند.
گفتنی است که در نظریه ابن عربی، انسان کامل در سه جنبه اساسی جهان شناختی، نبوت و عرفان مطرح شده است. اما از نظر جهان شناختی و تکوین جهان، انسان کامل نمونه آفرینش است و همه نمونه های نخستین وجود کلی را در خود دارد، بدین صورت که همه سلسله های مراتب وجود، چیزی جز شاخه های گوناگون درخت وجود او نیستند که ریشه هایش در آسمان بوده و در سراسر گسترده شده است.
اما از لحاظ نبوت، انسان کامل، کلمه و فعل ابدی الهی است که هر مرحله آن به یکی از پیغمبران تشبیه می شود. و لذا هر فصی از فصوص الحکم به یکی از جلوه های انسان کامل اهدا شده است؛ یعنی پیغمبر، جلوه ای از جلوه های علم الهی را که خود در واقع، مظهر آن است، در جهان آشکار می سازد. در این تصویر، انسان کامل، حقیقت محمدی می شود که تحقق ارضی آن به صورت پیامبر اسلام است. همان گونه که وقتی دانه و بذری در زمینی کاشته می شود، نخست ساقه بر می آورد، سپس شاخه و برگ و گل می کند و در پایان میوه ای می دهد که همانند خود آن دانه و بذر اول است، انسان کامل یا حقیقت محمدی نیز که نخستین آفریده حق سبحانه است، در زمین صورت را در حضرت محمد صلی الله علیه و اله و سلم که خاتم پیامبران الهی است، آشکار ساخته است.
از جنبه سیر و سلوک هم انسان کامل نمونه حیات روحانی است، چون این که در وی همه امکانات و حالات وجودی که در درون انسان نهفته است، تحقق یافته و به صورت کامل در آمده است. از این رو، مقصود از انسان کامل، قبل از هر کس، پیغمبران، به خصوص پیامبر اسلام هستند، و بعد اولیای بزرگ الهی اند.
پیروان مکتب ابن عربی مدعی اند که هر انسانی بالقوه انسان کامل است، ولی بالفعل تنها پیغمبران و اولیا را می توان به این نام خواند و از آنها به عنوان نمونه های حیات معنوی و راهنمایان طریق کمال پیروی کرد.(16)
بحث انسان کامل در آثار عرفانی بسیاری از بزرگان اهل معرفت مطرح شده که از میان آن، بعد از محی الدین عربی، شاگرد بلا واسطه ایشان، عارف بزرگ صدرالدین قونوی است. ایشان در کتاب مراتب الوجود به مسئله انسان کامل پرداخته و در اثر عمیق عرفانی دیگر خود به نام مفاتح الغیب الجمع و الوجود به طور مبسوط در این باره بحث کرده است. این کتاب را محمد بن حمزه فناری معروف به ابن فناری شرح کرده که از آن به نام مصباح الانس یاد می شود و از کتاب های بسیار دقیق عرفانی است که در متن و شرح آن، درباره انسان کامل و سیر وجودی و اوصاف و کمالات او حقایق بسیار گران بهایی طرح و تفسیر شده است.
از کسانی که درباره انسان کامل اثر عمیق عرفانی از خود به یادگار گذاشته، شیخ عبدالکریم بن ابراهیم جیلی جیلانی متوفای 850 هجری است.
کتاب او تحت عنوان الانسان الکامل فی معرفه الاواخر و الاوایل مشتمل بر 63 باب است و باب 60 آن با مطالب ارزشمندی که دارد به بحث انسان کامل اختصاص دارد و خود درباره آن چنین گفته است:
باب شصت این کتاب درباره انسان کامل است، و بی تردید، عمده ترین ابواب آن، بلکه همه مطالب این کتاب در حقیقت، شرح این باب است.(17)
عزیزالدین نسفی از عرفای اواخر قرن هفتم نیز از بزرگانی است که در باب انسان کامل معارف عمیق و گسترده ای ارائه کرده که مجموعه سخنان او تحت عنوان کتاب انسان کامل تنظیم شده است. وی درباره انسان کامل و اوصاف و کمالات وجودی او به تفصیل سخن گفته است. وی در بخشی از آن کتاب می گوید:
بدان که انسان کامل آن است که در شریعت و طریقت و حقیقت تمام باشد و اگر آن عبارت را فهم نمی کنی، به عبارت دیگر می گویم: بدان که انسان کامل آن است که او را چهار چیز به کمال باشد: اقوال نیک، افعال نیک، اخلاق نیک و معارف، و بسا کسانی که در این راه آمده و در آن فرو رفتند، و به مقصد نرسیدند و مقصود حاصل نکردند.(18)
آن چه در این اثر ارزشمند عرفانی بحث شده، مربوط به زوایای وجودی انسان کامل است، لکن از بعضی گفته های ایشان به دست می آید که او اصطلاح انسان کامل را وسیع تر از آن چه مورد نظر ما و بسیاری از بزرگان اهل معرفت می باشد، به کار برده است، زیرا آن چه در این تحقیق ثابت خواهد شد آن است که انسان کامل به معنای واقعی کلمه، در غیر انسان معصوم امکان تحقق ندارد، چون در آثار عرفانی بزرگان اهل معنا، اوصافی برای انسان کامل مطرح شده که هرگز افراد غیر معصوم نمی توانند واجد آنها باشند.
یکی دیگر از بزرگان اهل معرفت که درباره انسان کامل سخن گفته، شیخ محمود شبستری، صاحب گلشن راز، متوفای 720 هجری است. وقتی از عارف شبستری درباره مسافر و انسان کامل سوال می شود، در جواب می گوید:
وقتی انسان از نقایص امکانی به سوی صفات خدا سفر کرد و به کمال نهایی انسانی خود بار یافت، انسان کامل می شود و هدف آفرینش تحقق وجود انسان کامل است. بر سر چنین انسانی تاج خلافت الهی گذاشته می شود تا بعد از فنای الهی به بقای الهی بار یابد. وی به صورت سوال و جواب درباره انسان کامل به نظم چنین گفته است:
سوال:
مسافر چون بود ره رو کدام است؟ - که راه گویم که او مرد تمام است؟
پاسخ:
مسافر آن بود، کو بگذرد، زود - ز خود صافی شود، چون آتش از دود
سلوکش سیر کشفی دان ز امکان - سوی واجب به ترک شین و نقصان
به عکس سیر اول، در منازل - رود تا گردد او انسان کامل
بدان اول که تا چون گشت موجود - که تا انسان کامل گشت مولود
کسی مرد تمام است کز تمامی - کند با خواجگی کار غلامی
پس آن گاهی که ببرید او مسافت - نهد حق بر سرش تاج خلافت
بقا یابد او بعد از فنا باز - رود، ز انجام ره دیگر به آغاز
همه با او، ولی او از همه دور - به زیر قبه های سیر، مستور (19)
هم چنین صائن الدین علی بن محمد ترکه اصفهانی، در کتاب تمهید القواعد مسئله انسان کامل را تشریح کرده است.
از جمله آثاری که در آن درباره انسان کامل حقایق بلندی مطرح شده، رساله الولایه؛ تالیف حکیم و مفسر کبیر قرآن، علامه طباطبائی است؛ این رساله در عین اختصار حقایق بسیار عمیقی را درباره انسان کامل عنوان کرده است. وی در آغاز این رساله می گوید:
این رساله ای است که درباره ولایت که کمال نهایی و حقیقی انسان است، تحریر شده، و آن گونه که از برهان صریح و ظواهر متون دینی به دست می آید، هدف اصلی و نهایی از تشریع احکام حقه الهی رسیدن انسان به مقام ولایت است.
در این رساله، مسئله ولایت که بالاترین مقام انسان کامل است، به صورت بسیار علمی و عمیق بر اساس دلایل عقلی و نقلی تشریح شده است. روش علامه در اقامه دلایل عقلی و نقلی برای اثبات و تبیین ولایت، در بسیاری از موارد، به صورت ابتکاری مطرح شده است. ایشان پس از تبیین ماهیت کمال حقیقی انسان، درباره برهانی که در این خصوص اقامه کرده، می گوید:
پس کمال حقیقی انسان آن است که از حیث ذات، وصف و فعل، به کمال نهایی برسد؛ یعنی فنای ذاتی، وصفی و فعلی در حق سبحانه پیدا کند که همان توحید ذاتی، اسمی و فعلی است؛ یعنی انسان بتواند این حقیقت را دریابد که در نظام هستی ذات، وصف و فعل حقیقی فقط از آن خدای سبحان است، و این حقیقت را باید به گونه ای درک کند که لایق شان خداوند متعال باشد. این برهان از موهبت های الهی است که فقط در همین رساله تشریح شده و از راه معرفت نفس قابل طرح و تبیین است.(20)
بدین ترتیب، بحث انسان کامل هم چنان در میان عرفا مطرح بوده و هر کدام به اندازه نیاز بحث و مقتضیات زمان، حقایقی را درباره آن عنوان کرده اند، تا عصر حاضر که عارف نامدار امام خمینی، در بسیاری از آثار عرفانی خود به بحث انسان کامل پرداخته و معارف عرشی و آسمانی فراوانی را درباره آن اظهار داشته است. اوج سخنان ایشان درباره انسان کامل در کتاب ارزشمند مصباح الهدایه تدوین و تنظیم شده است. اساسا این کتاب در خصوص خلافت و ولایت انسان کامل بر مشرب عرفان پویای اسلامی، نوشته شده است. در این تحقیق، فرازهایی از آن، با سایر بحث های آن بزرگوار درباره انسان کامل، تحقیق و تبیین خواهد شد.
نکته پایانی در خصوص پیشینه تاریخی این بحث آن است که آن چه اشاره شد، گفته ها و نوشته های اهل معرفت به طور ویژه درباره انسان کامل بود، اما باید توجه داشت که در مورد حقایق و معارف مرتبط با انسان کامل بحث های مبسوطی تحت عنوان های ولایت، ولایت مطلقه، ولایت مقیده، ولی مطلق، خاتم ولایت، نبوت مطلقه و مقیده و امثال آن در آثار اهل معرفت آمده که در این تحقیق، قسمت هایی از آن ها شرح خواهد شد.