فهرست کتاب


انسان کامل از نگاه امام خمینی (قدس سره و الشریف) و عارفان مسلمان

محمد امین صادقی ارزگانی تهیه و تحقیق:پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی‏

1. طرح مسئله

مسئله انسان کامل، از جمله معارف بسیار شیرین و ارزشمندی است که از جنبه های گوناگون قابل بررسی است. تعبیر انسان کامل که امروزه از آن به انسان ایدئال یا رسول الله!انسان آرمانی یاد می شود، در میان دانشوران مغرب زمین نیز مطرح بوده و بحث های مبسوطی درباره آن از جهات مختلف در مجامع علمی آنان عنوان می شود.(4) این اصطلاح که گاهی از آن در فارسی به انسان نمونه یا انسان برتر نیز تعبیر می شود، یکی از زیباترین تعبیراتی است که در ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی وجود دارد و بحث های بسیار عمیقی درباره حقیقت آن در میان صاحب نظران مطرح است که سهم اهل معرفت از دیگر صاحب نظران بیش تر و عمیق تر است، زیرا از میان مباحثی که در عرفان نظری مطرح می شود، دو مسئله عمده و اساسی وجود دارند که زیربنای اصل مسائل عرفانی و اساس مباحث آن را تشکیل می دهند، آن دو مسئله عبارت اند از: مسئله توحید و شناخت موحد.
به بیان دیگر، اساس مسائل عرفان نظری بر بیان توحید و معرفی موحد، یعنی انسان کامل است. از این رو، در عرفان درباره انسان کامل مباحث عمیق و دقیقی عنوان شده که در این تحقیق ارزیابی و تحلیل می شود.
اشاره به این نکته لازم است که اهل معرفت به اعتبارات مختلف برای انسان کامل اسامی فراوانی ذکر کرده اند. عزیزالدین نسفی در کتاب انسان کامل بسیاری از آن اسامی را ذکر کرده که برخی از آن ها عبارتند از: خلیفه، امام، قطب، صاحب زمان، جام جهان نما، آینه گیتی نما، مهدی، هادی، پیشوا، و مانند آن. وی در ادامه درباره انسان کامل می نویسد:
انسان کامل همیشه در عالم باشد و زیادت از یکی نباشد، از جهت آن که تمامت موجودات، هم چون یک شخص است و انسان کامل دل آن شخص است و موجودات بی دل نتوان بود، پس انسان کامل همیشه در عالم باشد و دل زیاده از یکی نبود، پس انسان کامل در عالم زیاده از یکی نباشد، چون آن یگانه عالم، از این عالم در گذرد، یکی دیگر به مرتبه وی رسد و به جای وی بنشیند تا عالم بی دل نباشد، آدمیان زبده و خلاصه کائنات است، میوه درخت موجوادتند، و انسان کامل زبده و خلاصه آدمیان است، موجودات جمله به یک بار در تحت نظر انسان کاملند.(5)
بنابراین، بحث انسان کامل در ره آورد اهل شهود و عرفان، جایگاه بلند و اهمیت خاصی دارد که به خواست خداوند سبحان فرازهایی از یافته ها و گفته های آنان را در این تحقیق بازگو خواهم کرد.

2. هدف

بدیهی است که مسئله انسان کامل از زوایای مختلف و از منظر اندیشمندان و صاحب نظران بسیاری، قابل بحث و بررسی است، زیرا هر اندیشوری که در باب انسان سخن گفته، نظریه خاصی درباره کمال انسان اظهار کرده و بر مبنای فکری خاص خود، انسان کامل را تفسیر کرده است.
هر چند، تعبیر انسان کامل را اولین بار عرفا مطرح کردند، اما درباره انسان و کمالات انسانی تفسیرهای متفاوتی در مکتب های مختلف ارائه شده است. در این تفسیرها هر کدام از صاحب نظران به جنبه خاصی از ابعاد وجودی انسان توجه کرده، سیر و تکامل انسان را در آن بعد مایه کمال وی دانسته و انسان کامل را نیز از همان زاویه تفسیر کرده اند. این در حالی است که از دیدگاه جامع و عمیق تر، انسان کامل کسی است که در تمام ابعاد وجودی، آخرین منازل کمال انسانی را پیموده و آخرین قله بلند انسانی و الهی را فتح کرده است، همان چیزی که یکی از بزرگان اهل معنا در بیت زیر به آن اشاره کرده است:
لیس علی الله بمستنکر - ان یجمع العالم فی واحد (6)
خدای سبحان مانعی نمی بیند که همه کمالات هستی را در یک شخص جمع کند.
هدف از طرح مسئله انسان کامل در این تحقیق، تبیین انسان کامل از دیدگاه امام خمینی است. ایشان بر اساس مشرب عرفا، تفسیر کامل و جامعی در این باره از خود به یادگار گذاشته اند و ما به خواست خداوند سبحان، سعی خواهیم کرد سیمای نورانی انسان کامل را از منظر آن فقیه عارف و حکیم ژرف اندیش، تبیین و ترسیم کنیم و جمال جمیل انسان کامل را در آینه معرفت آن بزرگ مرد الهی و عرفانی تماشاگر باشیم و سپس به خوانندگان معرفی کنیم. یادآوری می شود که ره آورد عرفانی حضرت امام درباره انسان کامل، گرچه بسیار عمیق و پربرکت است، متاسفانه اثری منسجم و منظم تحت عنوان انسان کامل از ایشان وجود ندارد، به جز مصباح الهدایه که درباره خلافت و ولایت انسان است، اما به صورت پراکنده و گذرا حقایقی از ایشان در این رابطه به یادگار مانده است. در نتیجه، با توجه به مسائل گسترده بحث انسان کامل در عرفان، بیانات حضرت امام بسیار محدود خواهد بود. از این رو، از آنجا که از دیدگاههای مختلف و مبسوط بزرگان اهل معرفت درباره انسان کامل در این تحقیق استفاده خواهد شد، طبیعی است که کلمات و نظریات امام، نسبت به کل مباحث، اندک خواهد بود. البته نویسنده سعی کرده تا حد امکان ره آورد عرفانی امام را درباره انسان کامل، به طور جامع و همه جانبه در این تحقیق طرح و تبیین کند.

3. ضرورت

با توجه به اینکه مسائل محوری عرفان نظری شناخت توحید و موحد است بعد از توحید، شناخت انسان کامل یکی از ضروری ترین حقایق عرفانی، علمی، نظری، اخلاقی، تربیتی، و بلکه اعتقادی است، زیرا تربیت و پرورش اخلاق در هر مکتبی بر اساس شناخت انسان کامل در آن مکتب امکان پذیر است. برای ما مسلمانان شناخت انسان کامل از آن لحاظ ضروری است که شناخت او در حقیقت، شناخت و آگاهی از یک الگو و سرمشق است. یک فرد مسلمان اگر بخواهد مسلمان و مومن کامل باشد، باید انسان کامل را بشناسد تا در روش و منش خود قرار دهد از این رو، یکی از بزرگان درباره ضرورت شناخت انسان کامل گفته است: اگر ما انسان کامل اسلام را نشناسیم، قطعا نمی توانیم یک مسلمان تمام و کمال باشیم و به تعبیر دیگر، یک انسان، ولو کامل نسبی از نظر اسلام باشیم.(7) پس شناخت انسان کامل از ضروریترین معارف دینی و انسانی هر مسلمان است. علاوه بر اینکه شناخت انسان کامل تنها جنبه علمی نداشته، بلکه از نظر اعتقادی نیز ضروری است. چنان که در قرآن کریم درباره اسوه قرار دادن انسان کامل چنین آمده است: لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا(8). در این آیه کریمه، خدای سبحان پیامبر اکرم را که مصداق بارز انسان کامل است به عنوان اسوه و قدوه برای امت اسلامی معرفی کرده و فرموده است: کسی که به خداوند و روز قیامت امید داشته و بسیار به یاد خداست، در تمام گفتار و رفتار خویش به پیامبر اسلام اقتدا و تاسی می کند. از آن جا که اثر علمی شناخت و تاسی به انسان کامل، اساس تربیت اخلاقی انسانهاست، خدای سبحان در آیه مبارکه فرما الگو پذیری به هدایت الهی و تربیت اخلاقی بار یابد.
ز مخشری در کشاف با اشاره به یک نکته ادبی در این آیه گفته است: اگر سوال شود که معنا و حقیقت این آیه مبارکه چیست و چرا کلمه اسوه به صورت مضموم آمده، در پاسخ می گویم به دو جهت: یکی آن که آیه شریفه می رساند که پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله و سلم فی نفسه اسوه و الگوی خسته است و جهت دیگر آن که حضرت دارای صفات و کمالاتی است که سزاوار است به لحاظ آن اوصاف و کمالات وجودی، در زندگی بشر الگو قرار گیرد.(9)
البته هدف زمخشری از طرح این پرسش و پاسخ آن است که در کلمات و تعبیرات قرآن کریم، نکته های فراون ادبی نهفته است و تعبیرهای گوناگون آن حاوی نکته های ظریف ادبی است. اما در کنار آن به انسان کامل و ویژگی های آن نیز پرداخته است، بر این اساس، اگر کلمه اسوه در آیه مزبور با ضمه حرف اول همزه آمده باشد، این تعبیر دو معنا را می تواند داشته باشد؛ یکی این که ذات و حقیقت پیامبر خاتم با قطع نظر از کلمات وجودیش، اسوه حسنه و الگوی تام و مقتدای کامل است.
معنای دیگر و پیام دوم این تعبیر آن است که در وجود پیامبر اکرم کمالات و اوصافی نهفته است که سزاوار است انسان به آن کمالات و صفات تاسی کرده و از آن ها متابعت کند. آن طور که معلوم است در معنای دوم، صفات پیامبر اسوه و الگوست نه ذات آن حضرت، لذا به نظر می رسد که معنای اول دقیق تر از معنای دوم باشد، چون منشا پدید آمدن آن گونه صفات بارز و متعالی، همان ذات مقدسه است و آن صفات هم در حقیقت، شکوفه هایی است که بر شاخسار آن درخت الهی ظهور و بروز یافته اند.
علامه طباطبائی در ذیل آیه مبارکه می نویسد: این که قرآن می گوید: جمله لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر و ذکر الله، از نظر ادبی، بدل از ضمیر خطاب کم در لکم فی رسول الله است و این معنا را می رساند که تاسی به رسول خدا صفت نیکو و زیبایی است که هر کسی نمی تواند از آن بهره مند شود، بلکه تنها کسانی که به حقیقت ایمان نایل آمده و عمل صالح انجام می دهند و پیوسته به یاد خدا هستند و هرگز از او غفلت نمی کنند، در اعمال و رفتارشان آن حضرت را الگو و سرمشق خود قرار می دهند.(10)
خدا در قرآن کریم حضرت ابراهیم و همراهان او را به عنوان اسوه حسنه معرفی می کند، آن جا که می فرماید:
قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه(11)؛
بدون تردید، ابراهیم و کسانی که با او بوده اند برای شما اسوه حسنه و الگوی نیکویی هستند.
امیر مومنان علی علیه السلام نیز در نهج البلاغه تاسی و اقتدا به انسان کامل را به اندازه توان لازم دانسته و می فرماید:
الا و ان لکل ماموم اماما یقتدی به و یستضی ء بنور علمه، الا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بتمریه، و من طعمه بقرصیه، الا و انکم لا تقدرون علی ذلک و لکن اعینونی بورع و اجتهاد و عفه و سداد(12)؛
آگاه باشید که هر پیروری را پیشوایی است که از او پیروی می کند و از نور دانش او روشنی می جوید. بدانید که پیشوای شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان برای شما بسنده کرده است، بدانید که شما چنین نتوانید کرد، لیکن مرا در پارسایی و کوشیدن و پاک دامنی و درستی ورزیدن یاری کنید.
از آن چه گفته شد ضرورت طرح مسئله شناخت انسان کامل از نظر اعتقادی به خوبی روشن شد.
اما از لحاظ عرفانی فعلا تنها بدین نکته اشاره می شود که انسان کامل در نظام هستی جایگاه و موقعیت خاصی دارد. در ادامه این تحقیق ثابت خواهد شد که عالم و آدم در پناه انسان کامل حفظ می شود، چه این که هدف از خلقت نظام آفرینش ظهور و اظهار انسان کامل است. اوست که خلیفه الله، ولی الله، مشیة الله و محل تجلی اسما و صفات الهی و مظهر اسم اعظم، بلکه خود اسم اعظم است.
بدین ترتیب، ضرورت شناخت انسان کامل از نظر عرفانی نیز مشخص خواهد بود. لزوم بررسی آن هم از دیدگاه امام خمینی از آن روست که ایشان آثار پربرکت علمی و عملی از خود به یادگار گذاشته اند که محشون از حقایق عمیق علمی درباره انسان کامل است، لذا در این اثر زوایا و ابعاد وجودی انسان کامل را از دیدگاه بزرگان اهل معرفت، به خصوص امام خمینی بررسی خواهیم کرد. گفتنی است که این تحقیق از جنبه وجودی انسان کامل در دو قوس نزول و صعود بحث می کند و بیان شخصیت انسان کامل از لحاظ الگوی عملی در ابعاد مختلف و از جهت فردی و اجتماعی از موضوع بحث ما خارج است.