شگفتی های برزخ

نویسنده : محمد علی کریمی نیا

پیشگفتار

مکتب پیامبران الهی، بر دو پایه مهم استوار است: یکی ایمان به خدا و دیگری، ایمان به روز جزا. بر این اساس، سر آغاز دعوت هر پیامبری آن بوده که مردم به غیب ایمان بیاورند و واقعیت های غیبی و نامحسوس را باور کنند.
مهمترین واقعیت نامحسوس، ایمان به وجود خدا و روز قیامت است. راه ایمان به خدا، شناخت فطری است که با سرشت همه انسان ها آمیخته و از درون به مردم ندا می دهد و آنان را به خداجویی وا می دارد. اما راه ایمان به روز جزا، باور داشتن وحی الهی و اطمینان به درستی و اصالت گفتار پیامبران است و جز از راه وحی و سخن پیامبران، نمی توان فرا رسیدن چنین روزی را باور کرد و بدان ایمان آورد.
درجه اعتقاد مردم به روز جزا، وابسته به درجه ایمان آنان به وحی و نبوت است.هر چه ایمان افراد درباره پیامبران محکم تر باشد، باور آنان به قیامت بیشتر خواهد بود.
انسان بر اثر ایمان به برزخ و قیامت، می فهمد که زندگی اش همین چند روزه دنیا نیست و با مرگ نابود نمی شود، بلکه به عالم دیگری پا می نهد و زندگی تازه ای را آغاز می کند.
آنان که به جهان پس از مرگ می اندیشند و به شادی و شادمانی فردای خویش علاقه دارند، باید همواره مراقب گفتار و کردارشان باشند و از منزل گذران دنیا برای سفر آخرت توشه برگیرند.
عالم برزخ، نخستین مرحله از این سفر حساس است. برخی انسان ها وقتی به عالم برزخ قدم می گذارند و پرده غیب از پیش چشمشان برداشته می شود و صحنه های وحشتناک آخرت را می بیند، در می یابند که عمر خویش را در غفلت و بطالت گذرانده اند و نه تنها از دوران زندگی سودی نبرده اند، بلکه سرمایه ارزشمند عمر را در راه باطل به کار گرفته و برای امروز خود چیزی جز گناه و معصیت نیندوخته اند.
دیدن این منظره جانکاه، آنان را سخت دچار افسوس و پشیمانی می کند و می گویند: پروردگارا! مرا به دنیا بازگردان تا مگر گذشته را جبران کنیم و عمل صالحی انجام دهیم. به آنها می گویند: راهی برای بازگشت نداری.
آری، جهان برزخ، جهانی بس شگفت است. بنابر روایات اهل بیت علیه السلام اعمال هر انسانی پس از مرگ و در عالم برزخ، تجسم می یابد و با چشم برزخی آن را می بیند و تا روز قیامت با آن خواهد زیست. مؤمنان پرهیزکار از دیدن کارهای خویش شادمانند و بدکاران، در ناراحتی و عذاب گرفتارند.
امام صادق علیه السلام در وصف عالم برزخ می فرماید:
وقتی مؤمن را در قبر می گذارند، دری به رویش باز می شود و جایگاه خویش را در بهشت می بیند و از دری که به عالم غیب گشوده شده، مردی زیبا چهره بیرون می آید. مؤمن می پرسد: تو کیستی که زیباتر از تو ندیده ام؟ پاسخ می دهد: من نیت و عمل خوب تو هستم که در دنیا بر آن بودی و انجامش می دادی. و چون کافر را در قبر می گذارند، دری به رویش گشوده می شود و جایگاه خویش را در آتش می بیند. سپس از دری که به آتش باز شده، مردی بد چهره بیرون می آید. کافران از او می پرسد: تو کیستی که من چهره ای زشت تر از تو ندیده ام؟ پاسخ می دهد: من عمل بد تو هستم که در دنیا انجام می دادی و نیت ناپاک تو هستم که در دل داشتی.
بی گمان، آشنایی با رویدادهای شگفت انگیز قبر و قیامت، تأثیری شگرف در انسان های مؤمن بر جای می نهد و آنان را از سستی و غفلت باز می دارد. آنچه در این کتاب بر آن پای فشرده ایم، نشان دادن پاره ای از شگفتی های زشت و زیبای عالم برزخ است. امید است خدای مهربان، همگان را از خواب غفلت بیدار کند و به ما توفیق دهد برای چنین سفری، توشه ای مناسب برداریم و با قلبی آرام و دلی شاد و ضمیری مطمئن به فضل و رحمت بیکرانش، به سوی او باز گردیم.
امام علی علیه السلام
خوشا به حال آن که به یاد معاد و روز قیامت بود و برای حساب و کتاب عمل کرد، به روزی اندک قناعت داشت و در راه خوشنودی پروردگار، از هیچ گونه خدمتی به بندگانش فرو نگذاشت.

برزخ چیست؟

کلمه برزخ به معنای فاصله میان دو چیز است. از این رو، به عالمی که میان زندگی دنیا و زندگی آخرت قرار گرفته است، برزخ می گویند؛ دورانی که برای نیکوکاران، رهایی از سختی ها است و برای گناهکاران، بسیار وحشت زا و دردآور.
قرآن کریم، به صراحت از زندگی برزخی یاد کرده و فرموده است: آنگاه که مرگ یکی از آنان فرارسد، می گوید: پروردگارا! مرا باز گردانید، تا شاید من در آنچه وا نهاده ام، کار نیکی انجام دهم. نه چنین است، این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاپیش آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته خواهند شد.(1)
آیه دیگری که با صراحت، وجود زندگی در برزخ را اثبات می کند، درباره زندگی شهیدان است:
هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندار، بلکه زنده اند که نزد پروردگارشان روزی داده می شوند. به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است، شادمانند و برای کسانی که از پی ایشانند و هنوز به ایشان نپیوسته اند، شادی می کنند.(2)
نه تنها برای شهیدان، جهان برزخی هست، بلکه برای کافران ستمگری همچون فرعون و یارانش نیز، برزخ هست و قرآن کریم بر این حقیقت پای فشرده است؛ آن جا که می فرماید:
در هر بامداد و شامگاه، فرعونیان بر آتش عرضه می شوند و روزی که رستاخیز برپا شود، فریاد می رسد که: فرعونیان را به سخت ترین عذاب درآورید.(3)
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه می فرماید: عذاب قیامت، همیشگی است و اگر در این آیه، عرضه آتش در صبح و شام بیان شده، مربوط به عذاب در برزخ است.(4)
در سخنان پیشوایان دین نیز، از زندگی در عالم برزخ یاد شده است. در این جا، به چند روایت می نگریم:
پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم می فرماید:
همانا قبر، نخستین منزل آخرت است. اگر آدمی از آن نجات یابد، منزل های بعد بر او آسانتر خواهد بود و اگر از آن رهایی نیابد، منزل های پس از آن، سخت تر است.(5)
همچنین امام صادق علیه السلام می فرماید:
به خدا سوگند بر شما از برزخ می ترسم! گفتند: برزخ چیست؟ فرمود: گور، از زمان مرگ تا روز رستاخیز.(6)
حکایت : هنگامی که جنگ بدر به پایان رسید و سپاهیان قریش با هفتاد کشته و هفتاد اسیر، پا به فرار نهادند. پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دستور داد کشته های مشرکان را در چاه بریزند. وقتی پیکر آنان در میان چاه قرار گرفت، حضرت بر سر چاه رفت و یک یک آنان را به نام صدا زد و گفت:
ای عتبه! ای شیبه! ای امیه! ای ابوجهل! آیا آنچه را که پروردگارتان وعده داده بود، بر حق یافتم.
یکی از مسلمانان گفت: یا رسول الله! سخن گفتن با کسانی که روح از بدنشان رفته چه سودی دارد؟
حضرت به او فرمود:
ساکت باش! سوگند به خدا که تو از آن ها شنواتر نیستی و میان آن ها و فرشتگانی که با گرزهای آهنین، آن ها را بگیرند، هیچ فاصله ای نیست، مگر آن که من چهره خود را از آنان برگردانم.(7)
حکایت : پس از پایان جنگ جمل، امام علی علیه السلام از میان کشتگان جنگ می گذشت که جسد عبدالله بن خلف خزاعی را دید، که لباسی زیبا بر تن داشت. مردم گفتند: او، رئیس گروه ناکثان بود. امام فرمود: چنین نیست، بلکه او انسانی شریف و بلند طبع بود.
سپس جسد عبدالرحمان بن اسید را دید. فرمود: این مرد ستون گروه و رئیس آنان بود. آنگاه به گردش خود ادامه داد تا اجساد گروهی از قریشیان را دید. فرمود: به خدا سوگند، وضع شما برای ما ناراحت کننده است و من حجت را بر شما تمام کردم، ولی شما جوانانی کم تجربه بودید و از فرجام کار خود آگاه نبودید.
در این هنگام چشمش به جسد قاضی بصره، کعب بن سوره، افتاد که قرآنی بر گردن داشت. دستور داد که قرآنش را بردارند. سپس فرمود: کعب را بنشانید. او را نشاندند. آنگاه خطاب به او فرمود:
من آنچه را خدایم به من وعده کرده بود، درست و استوار یافتم، آیا تو نیز آنچه را پروردگارت وعده کرده بود، درست و استوار یافتی؟!(8)
سپس دستور داد کعب را خوابانیدند و به حرکت خود ادامه داد تا به طلحة بن عبدالله رسید که او نیز در میان کشتگان افتاد بود. فرمود: او را بنشانید. نشاندند و همان سخنان را به طلحه نیز فرمود و سپس دستور داد او را خوابانیدند.
در این جا، یکی از یاران حضرت گفت: ای امیر مؤمنان! گفتگوی شما با این دو مرد که سخن را نمی شنوند، چه سود دارد؟
امام علیه السلام فرمود:
به خدا سوگند آن ها سخنان مرا شنیدند، چنان که کشتگان جنگ بدر که در چاه افتاده بودند، سخنان پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم را شنیدند.(9)

در آستانه برزخ

با فرارسیدن مرگ، پرده غیب کنار می رود و عالم برزخ در برابر مسافر جهان آخرت آشکار می گردد و او از آینده خوشایند یا ناخوشایند خویش آگاه می شود.
ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام از تفسیر آیات 83 تا 87 سوره واقعه پرسیدم. فرمود:
هنگامی که جان مؤمن به گلو می رسد، جایگاهش در بهشت را به او نشان می دهند. از دیدنش به هیجان در می آید و می گوید: مرا به دنیا بازگردانید تا خانواده ام را از آنچه می بینم، آگاه کنم. در پاسخش می گویند: راهی برای بازگشت به دنیا نداری.(10)
آری، مشاهده چشم اندازهای عالم غیب و دیدن آثار رحمت و عذاب، نخستین نشانه های انتقال از دنیا به عالم برزخ است. مؤمنان پرهیزکار برای ملاقات پروردگار، سر از پا نمی شناسند، اما ستمگران و گناهکاران از رفتن به سرای آخرت وحشت دارند.
حکایت : مردی از یاران امام صادق علیه السلام از آن حضرت پرسید: آیا این درست است که هر کس دیدار خدا را دوست دارد، خدا هم دیدار او را دوست دارد و کسی که لقای خدا را دشمن می دارد، خدای نیز ملاقات او را دشمن می دارد؟
امام فرمود: آری.
صحابی گفت: به خدا سوگند، ما مرگ را - که راه لقای الهی است - دوست نداریم. پس خدا ما را دوست ندارد.
امام در پاسخ فرمود: چنین نیست که می پنداری. این حب و بغض مربوط به لحظه های است که محتضر، جهان پس از مرگ را می بیند. اگر از پاکان باشد و چشم اندازهای زیبا و دلپذیر را مشاهده کند، چیزی در نظرش بهتر از این نیست که به پیش برود و به نعمت های آخرت دست یابد. خداوند نیز ملاقات چنین کسی را دوست دارد و او نیز، دوستدار ملاقات خداست.
اما اگر محتضر، بی ایمان و گناهکار باشد و مناظر عذاب را مشاهده کند، چیزی در نظرش، بدتر از لقای پروردگار نیست. خداوند نیز لقای او را دوست نمی دارد.(11)