فهرست کتاب


راه سبز (احکام ویژه دختران دوره دبیرستان)

ستاد اقامه نماز

محرم و نامحرم

شاید بعضی ها خیال کنند نامحرم یعنی غریبه و ناآشنا، و محرم یعنی قوم و خویش و آشنا، ولی در فرهنگ اسلام فرقی بین غریبه و آشنا نیست.
کسانی که به دخترها و زنان محرمند عبارتد از:
پدر و پدر بزرگ، پسر، نوه، برادر، خواهر زاده (پسر خواهر)، برادر زاده (پسر برادر)، عمو (عموی خود و عموی پدر و عموی مادر)، دایی (دایی پدر و دایی خود و دایی مادر).
این گروه به سبب خویشاوندی نسبی، محرم هستند؛ گروه دیگری نیز به سبب ازدواج بر دخترها و زنها محرم می شوند که عبارتند از:
شوهر و پدر و پدر بزرگ شوهر، پسر شوهر (هر چند فرزند خود انسان نباشد) و نوه او، شوهر مادر،(181) و شوهر دختر (داماد)
کسان دیگر هرچند خویشاوند و آشنا باشند نامحرم به حساب می آیند و باید همه احکام مربوط به نامحرم را نسبت به آنها رعایت نمود.
بنابراین پسر عمو و پسر دایی و پسر خاله، پسر عمه، شوهر خاله، شوهر عمه، شوهر خواهر و برادر شوهر همه نامحرم هستند.(182) و باید در روابط خانوادگی و فامیلی آنان را نامحرم دانست. ممکن است این نکته برای آنان ناخوشایند باشد ولی رضایت و خشنودی خدا را باید بر رضایت و خشنودی آنان مقدم داشت و آخرت خود را به بهای اندک دنیا نفروخت. ولی می توان با نرمی و ملایمت مساله را برای آنان روشن ساخت.

روابط دختر و پسر

اسلام کوشیده است تا روابط دختر و پسر را به گونه ای تنظیم کند که احتمال بروز هرگونه آلودگی و تباهی از میان برداشته شود.
روح حاکم بر روابط پسران و دختران باید روح پاکی و عفاف باشد. جوامعی که روابط دختران و پسران را تا اندازه ای آزاد گذاشته اند تجربه تلخی را متحمل گشته اند و به اشتباه خود اعتراف دارند.
دین مترقی اسلام می گوید: قلب با نگاه های آلوده، برخورد ناسالم و غیر عفیفانه کم کم تاریک می گردد، یاد خدا از قلبی بیرون می رود، جاذبه نیرومند تمایلات جنسی بر انسان غالب می شود، و چه بسا جوان دچار دچار بلای خانمانسوز عشق و محبت نابجا گردد.
مفضل می گوید: از امام صادق علیه السلام درباره عشق نابجا پرسیدم فرمود:
قلب هایی هستند که از یاد خدا خالی می شوند، خدا نیز (عشق) و محبت غیر خود را به آنان می چشاند(183)
و اگر کسی به این بلای خانمانسور دچار شود باید با عفت و پرهیز و خود نگه داری خود را نجات دهد.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
برگزیدگان امت من کسانی هستند که چون به بلایی دچار می شوند عفت می ورزند پرسیدند: آن کدامین بلاست؟
فرمود: عشق (نابجا).(184)
دستورات و احکام اسلامی در زمینه روابط دختران و پسران همه، حکیمانه و عادلانه است، اسلام نمی خواهد بی جهت برای کسی محدودیتی قائل شود و او را در تنگنای اجتماعی قرار دهد.
همه این احکام که به ظاهر محدود کننده هستند جهت حفظ آبرو و احترام انسان هستند.
البته اسلام در کنار این احکام، با جدیت فراوان، دختران و پسران را به ازدواج تشویق و ترغیب کرده است. اسلام می خواهد دختران و پسران در بحبوحه جوانی و نشاط، اساس زندگی آینده خود را پی ریزی کنند و با گرمی و طراوت به زندگی ادامه دهند.
متاسفانه بهانه گیری ها و سخت گیری ها، چشم و هم چشمی ها و تجملات، جوانان ما را تهدید می کند.
با بالا رفتن سن ازدواج و با پدید آمدن بحران جوانی، جامعه نیز دچار مشکلات فراوانی می گردد که گاه غیر قابل تحمل و تصور است.
چاره کار در دست ما و خانواده های ماست. بیاییم تصمیم جدی بگیریم که هرگاه جوانی متدین، خوش اخلاق و با ایمان به خواستگاری ما آمد و مورد قبول پسند و قلبی ما بود او را بپذیریم و به بهانه ادامه تحصیل و یا چیز دیگر خود را به بحران آزار دهنده جوانی سوق ندهیم.
در همه کارها و به ویژه در امر مقدس ازدواج به خدا توکل کنیم و از توهم های بیجا بپرهیزیم.

22. بنیانی مقدس

ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله عزوجل من التزویج.(185)
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ بنا و بنیانی نزد خداوند بلند مرتبه دوست داشتنی تر از ازدواج نیست.
وقتی پیامبر مرا دید تبسم کرد و گفت:
ای اباالحسن به چه کاری به دنیا آمده ای؟
از قرابت و نزدیکی خود با او، از پیشی گرفتن خود در اسلام، از یاد آوری کردن او، و از جهاد سخن به میان آوردم.
فرمود: علی جان تو از آنچه گفتی بالاتر و برتری.
سپس از حیا سرم را به پایین انداختم و نگاهم را به زمین دوختم.
من امروز به خواستگاری دخترت فاطمه آمده ام.
فرمود: علی جان پیش از تو کسانی به خواستگاری فاطمه آمده اند چون از آنان نزد او سخن گفتم چهره اش گرفته شد، دانستم به این کار راضی نیست. علی جان بنشین تا برایت خبر آورم.
پیامبر بر فاطمه وارد شد، فاطمه مثل همیشه تمام قد در برابر پدر بلند شد و از وی دلجویی کرد.
فرمود: فاطمه جانم!
فضائل و خوبی های علی بن ابی طالب را می دانی ، من از خدا خواسته ام تو را به ازدواج برترین و محبوبترین خلقش در آورد، علی از تو سخن به میان آورده، نظر تو چیست؟
فاطمه ساکت ماند چهره اش را برنگرداند و نشانه کراهت در جهره اش دیده نشد.
پیامبر برخواست و می گفت: الله اکبر، سکوت او نشانه رضایت اوست.(186)
فاطمه بر چه مبنایی علی را پذیرفت؟
آنچه روشن است علی از مال و منال دنیوی بهره چندانی نداشت، شمشیری داشت که با آن در راه خدا جهاد می کرد، شتری که با آن نخلستان را آبیاری می کرد و یک زره که آن را کابین فاطمه قرار داد.
ملاک و محور انتخاب، دین و اخلاق و پاکی بود. پیامبر خطاب به اولیا و دختران آنان می فرماید: هنگامی که کسی نزد شما آمد که از اخلاق و دین او راضی هستید او را بپذیرید وگرنه فتنه و فساد بزرگی در زمین رخ خواهد داد.(187)
در احادیث و روایات ما به نکته های مهم اخلاقی یک جوان ایده آل اشاره شده است:
او با تقوا، پاکدامن و بخشنده است. چشمش پاک است. به پدر و مادر نیکی می کند و بار زندگی خود را به دوش دیگران نمی اندازد.(188)
بنابراین اگر جوانی، اهل پاکی و تقوا نیست و چشم چران و بی بند و بار است و از سایر فضایل اخلاقی بی بهره است، نباید گول مقام و ثروت او را خورد و زمام زندگی خود را به دست او داد.