فهرست کتاب


راه سبز (احکام ویژه دختران دوره دبیرستان)

ستاد اقامه نماز

قضا و اطعام

در برخی از موارد باید علاوه بر قضای روزه در برابر هر روز 750 گرم طعام به فقیر بدهد مانند:
1. در ماه مبارک رمضان به خاطر عذر مثلا مسافرت یا بیماری روزه نگرفته است و پس از ماه مبارک رمضان با آنکه عذرش برطرف شده است عمدا تا ماه رمضان سال آینده قضای روزه هایی را که خورده نمی گیرد.
2. زنی که زائیدن او نزدیک است و روزه برای حملش ضرر دارد و نمی تواند روزه بگیرد.
3. زنی که زائیدن او نزدیک است و روزه برای خودش ضرر دارد و نمی تواند روزه بگیرد (در این صورت قضای روزه بر او واجب است ولی اطعام به فقیر بنابر احتیاط واجب است)
4. زنی که بچه شیر می دهد ولی شیر او کم است و روزه برای بچه ای که شیر می دهد ضرر دارد.
5. زنی که بچه شیر می دهد و شیر او کم است و روزه برای خودش ضرر دارد (در این صورت قضای روزه واجب است ولی اطعام به فقیر بنابر احتیاط واجب است.)(142)

اطعام

اسلام، دینی با گذشت و آسان گیر است و تمامی دستورات و فرامین آن با فطرت انسان ها هماهنگ است.
از این رو کسانی که توان روزه گرفتن ندارند از انجام این فریضه واجب، معاف دانسته که عبارتند از:
1. سالخوردگان و پیران
سالخوردگان دو گروه هستند:
1. سالخوردگانی که اصلا توان روزه گرفتن را ندارند.
2. سالخوردگانی که روزه گرفتن برای آنها مشقت و سختی دارد.
هر دو گروه در صورتی که پس از ماه مبارک نیز نتوانند روزه بگیرند، از روزه گرفتن معاف هستند البته گروه دوم باید در برابر هر روز 750 گرم طعام به فقیر بدهند.(143)
2. بیماران
بیمارانی که روزه گرفتن برای آنان ضرر دارد اگر بیماری آنان تا ماه مبارک سال آینده طول بکشد، قضای روزه هایی را که نگرفته اند بر آنان واجب نیست ولی در برابر هر روز 750 گرم طعام به فقیر بدهند.(144)
3. بیماران مبتلا به تشنگی
بیمارانی که اگر روزه بگیرند زیاد تشنه می شوند اینها دو گروه هستند:
1. بیمارانی که اصلا توان حمل تشنگی را ندارند.
2. بیمارانی که تحمل تشنگی برای آنان مشقت و سختی فراوان دارد.
هر دو گروه در صورتی پس از ماه مبارک نیز نتوانند روزه بگیرند از روزه گرفتن معاف هستند، ولی بنابر احتیاط واجب در حال روزه نباید بیشتر از مقداری که ناچار هستند آب بنوشند.
البته گروه دوم باید در برابر هر روز 750 گرم طعام به فقیر بدهند.(145)

17. از سر اخلاص

و اعلموا انما غنمتم من شی ء فان لله خمسه و للرسول ولذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل ان کنتم امنتم بالله.(146)
و بدانید هر چیزی را که به غنیمت گرفتید (و یا از راههای دیگر به دست آوردید) یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و از آن خویشاوندان او و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است اگر به خدا ایمان آورده اید.
حیران و سر گردان ایستاده بودم و به کوچه های مدینه نگاه می کردم. از نیشابور، این همه راه را با پای شوق آمده بودم؛ شوق دیدار امام.
ایستاده بودم و به شیعیان نیشابور فکر می کردم، به لحظه های به یاد ماندنی خداحافظی و بدرقه آنان. یادم آمد که چگونه از سر شوق (یک پنجم) اموالشان را به من می دادند و در حالی که چهره هایشان از عشق به امام می درخشید می گفتند این ناقابل را تقدیم امام کن و سلام ما را به ایشان برسان.
پاکت های نامه هایشان که پرسش هاشان را در آن نوشته و آن را مهر کرده بودند به من می دادند تا من پاسخ آنها را از امام بگیرم و برای آنان بیاورم.
این کار همه ساله آنان بود. ولی این بار خدا به من توفیق داده بود که به نمایندگی از آنان به محضر امام شرفیاب شوم.
ایستاده بودم و از فکر شطیطه بیرون نمی رفتم. یک پارچه آورده بود که به دست خودش رشته بود با یک درهم.
گفتم: ای بانوی بزرگوار! من خجالت می کشم که این ناچیز را خدمت امام ببرم. اشک در چشمانش حلقه زد و گفت:
آنچه بر عهده من هست همین مقدار است و نباید در عمل به احکام خدا حیا کرد.
از صداقت و ایمان او شگفت زده شدم و آن ناچیز را از او تحویل گرفتم.
هنوز ایستاده بودم که نگاهم به پسر بچه ای افتاد که به من می گوید: بیا خانه امام را به تو نشان بدهم. وقتی بر امام کاظم علیه السلام وارد شدم فرمود: پاسخ نامه ها را در کنار پرسش ها نوشته ام. آنگاه قبل از آنکه از شیعیان نیشابور سخنی به میان آورد، نشانی های درهم و پارچه شطیطه را داد و آنها را از من مطالبه کرد. وقتی درهم و پارچه را برداشت، همان جمله ای را که شطیطه همراه با اشک دیدگانش گفته بود تکرار کرد.
آنگاه فرمود: سلام من را به شطیطه برسان سپس چهل درهم با پارچه ای به من داد و فرمود این پارچه، پنبه اش از قریه صیدا قریه فاطمه زهرا علیه السلام است و خواهرم حلیمه آن را رشته، اینها را از جانب من به شطیطه هدیه کن.(147)