فهرست کتاب


راه سبز (احکام ویژه دختران دوره دبیرستان)

ستاد اقامه نماز

نمازی شکوهمند

در حجله نشسته است و قرق در امیدها و آرزوهاست. به جهانی زیبا و آراسته قدم نهاده است آینده ای سراسر روشن در دیدگان او جلوه می نماید. چه کسی این همه لطف و زیبایی را به من داده؟ و چه کسی من را فرشته انس خانواده قرار داد؟
چه کسی محبت من را در قلب داماد جای داد؟ و... باید برخواست و او را سپاس گفت، در برابرش تعظیم کرد و زبان را به مدح و ثنایش گشود باید برخواست و به نماز ایستاد. نماز واجب را مثل همیشه خواند، و نماز مستحبی ویژه شب زفاف را به شکرانه این همه نعمت به جای آورد. چقدر غافلند آنان که می گویند یک شب که هزار شب نیست، عروس اگر بخواهد نماز بخواند، آرایشش به هم می خورد و با لباس عروسی نمی تواند به رکوع و سجده برود. نه، هرگز چنین نیست می توان برنامه ها را به گونه ای تنظیم کرد که نماز خواندن برای عروس ممکن گردد و نماز بخواند، نماز شکوهمند در بحبوحه شادی ها.

12. امام فرشتگان

ر بدن داری اگر سوز حیات - هست معراج مسلمان در صلات(85)
برادرم جبرئیل مرا در آسمانها همراهی می کرد، به سدرة المنتهی که رسیدیم ناگهان صدای اذان را شنیدم. فرشته ای اذان می گفت که تا آن زمان در آسمان ها دیده نشده بود.
او اذان می گفت و هر جمله ای از آن را که می گفت پروردگارم او را تصدیق می کرد.
به حی علی الصلاة که رسید پروردگارم فرمود: بنده من راست می گوید. هر کس از روی میل و رغبت به نماز بایستد و حق آن را ادا کند، این کفاره گناهان گذشته او خواهد بود. و چون گفت حی علی الفلاح پروردگارم فرمود: نماز، صلاح و نجات و رستگاری چون اذان تمام شد، جلو ایستادم و همه فرشتگان به من اقتدا کردند.
پیش از این هم در بیت المقدس هم به نماز ایستاده بودم و همه پیامبران به من اقتدا کرده بودند.
و اینجا چون از نماز فارغ گشتم از سر شوق و ارادت به پروردگارم مدهوش گشتم و به حالت سجده فرو افتادم.(86)

حضور قلب

مرغ خیال لحضه ای نمی آساید، پیوست، از شاخه ای به شاخه ای دیگر پرواز می کند و نمازگزار را که در حال راز و نیاز با خداست می آزارد.
اگر بخواهیم مرغ خیال خود را رام کنیم تا در نماز، فکر و قلبمان متوجه نماز باشد باید اعمال و رفتار روزانه خود را برای رضای خدا و بر اساس تعالیم نورانی قرآن تنظیم کنیم. با حضور قلب در نماز می توان به مدارج عالی بندگی بار یافت.
از فرزند امام نقل شده است که می گفت:
شبی در ماه مبارک رمضان، من پشت بام خوابیده بودم. خانه ایشان یک خانه 45 متری کوچک بود. بلند شدم دیدم صدایی می آید و بعد متوجه شدم آقاست که در تاریکی در حال نماز خواندن است و دست هایش را طرف آسمان دراز کرده و گریه می کند.(87)