فهرست کتاب


راه سبز (احکام ویژه دختران دوره دبیرستان)

ستاد اقامه نماز

قداست فتوا

وحی الهی مقدس است چون از سوی خداست و در آن اشتباه و خطا راه ندارد و مرجع تقلید نیز که به فهم احکام دینی از وحی الهی موفق می شود و بر اساس آن فتوا می دهد فتوای او مقدس است چرا که تلاش کرده است تا وحی الهی را بازگو کند.
گرچه مرجع تقلید، معصوم نیست ممکن است در مواردی به فهم صحیح وحی نائل نیامده باشد ولی چون تنها راه مطمئن ما به وحی الهی، فتوای اوست و او نیز در کمال امانت و صداقت آنچه را فهمیده است بازگو می کند فتوای او محترم و مقدس است و به حکم عقل باید از آن پیروی کنیم.
پیروی از مرجع تقلید که به آن تقلید گفته می شود، پیروی از کارشناس و متخصص دینی است و کاری است عاقلانه سنجیده و منطقی.
ما به مرجع تقلید عشق می ورزیم و به او احترام ویژه می گذاریم و احکام دینی خود را از او فرا می گیریم.

3. فدایی ولایت

ولایتی که برای پیغمبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیه السلام می باشد برای فقیه هم ثابت است. در این مطلب هیچ شکی نیست.(10)
من هم مثل شما تعجب کردم وقتی دیدم عده ای از بانوان پشت در خانه جمع شده اند. شما به من فرمودید: اسماء! ببین چه خبر است.
من رفتم و خبر آوردم که: عده ای از زنان مهاجر و انصار به عیادت شما آمده اند.
عده شان زیاد بود. وقتی دور بستر شما را گرفتند، اتاق کاملا پر شد.
شما را دیدند که پهلویتان شکسته بود، میخ های در سینه تان را زخم آلود کرده بود.
بازویتان مجروح بود و سینه تان کبود!
یکی از آنان به نیابت از همه احوالتان را پرسید:
ای دختر رسول خدا! با این بیماری، شب را چگونه به صبح آوردید؟
- از دنیای شما بیزارم و از مردان شما خشمگین.
چرا نگذاشتند حق در مرکز رسالت قرار یابد؟ و چرا پایگاه خلافت نبوی را از منزل وحی دور کردند؟ همان منزلی که محل فرود آمدن جبرئیل بود و پیکره رسالت بر پایه های آن استوار بود. چرا افراد مسلط بر امور دنیا و آخرت را کنار زدند و دیگران را جایگزین کردند؟
این، بی تردید زیانی آشکار و بزرگ است.
چه چیز سبب شد که ابوالحسن (علی علیه السلام) کینه به دل بگیرند و او را کنار بگذارند؟
من به شما می گویم،
به این دلیل که شمشیر عدالت او خویش و بیگانه نمی شناخت.
به این دلیل که او از مرگ هراس نداشت.
به این دلیل که در مسیر رضای خدا از هیچ چیز باک نداشت و به هیچ کس رحم نمی کرد.
به این دلیل که در کار خدا اهل سازش و مداهنه و مدارا نبود.
سوگند به خدا اگر زمام امور را به او می سپردید، او کارها را سامان می بخشید و امت را به آسانی در مسیر هدایت و سعادت قرار می داد و به مقصد می رساند و کمترین حقی از کسی ضایع نمی شد.
او در پنهان و آشکار در حضور یا غیبت مردم، خیرشان را می خواست.
اهل استفاده شخصی از بیت المال نبود و از حطام دنیا هم تنها به قدر نیاز بر می گرفت؛ آب آن قدر که تشنگی فرو بنشیند و غذایی مختصر آن قدر که گرسنگی با آن مرتفع شود، همین و بس.(11)

ولایت فقیه

نقش ولایت امام را در جامعه شناختیم. سخن اینجاست که آیا در عصر غیبت، که دسترسی به امام معصوم ندارد، ولایت و سرپرستی جامعه بر عهده کیست؟
بی شک همان گونه که ولایت امام از سوی خدا و ابلاغ پیامبر صلی الله علیه و آله است، پس از امامان نیز ولی و سرپرست جامعه باید از سوی خدا و ابلاغ امام علیه السلام تعیین شود.
نامه ای به محضر مبارک امام زمان علیه السلام نوشت و مساله ای را از ایشان پرسید. جواب به خط مبارک آن حضرت به دستش رسید:
و اما الحوادث الواقعة فارجوا فیها الی رواه احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله.
و در پیشامدها - و مسائل دینی - به راویان
حدیث (فقیهان جامع الشرایط) مراجعه کنید که آنان بر شما حجت و راهنمایند و من حجت خدایم.(12)
یعنی: قلب تپیده جامعه اسلامی ولی فقیه است. نگهبان دین از تحریف ها ولی فقیه است.
نجات دهنده دین از چنگال دشمنان ولی فقیه است. و مرجع نهایی حل و فصل اختلاف ها ولی فقیه است.
ولایت فقیه، استمرار حضور امامان است. ولی فقیه نماینده امام زمان است و با وجود او به دین و مملکت آسیبی نخواهد رسید.
ولی فقیه چون سایرین موظف به رعایت موازین اسلام است. یعنی آنچه حاکم است دین و فقاهت است.