غربت در کوچه بنی هاشم

مهدی مهدوی‏

محسنیه

محسنیه آمد و دل در غم حیدر شکست - حرمت پغمبر و آئین پیغمبر شکست
محسنیه در بلا هنگامه برپا می شود - مهبط وحی الهی بالگد وا می شود
محسنیه برگ ریز یاسهای نیلی است - صحبت از انسیه حورا و ضرب سیلی است
محسنیه بستن دست علی دست خداست - محسنیه خود سر آغاز کتاب کربلاست
محسنیه صحبت از مسمار آتش دیده است - خون زخم سینه است و پهلوئی رنجیده است
محسنیه آمد و دل غرق آذر می شود - غنچه ای در پشت در نشکفته پرپر می شود
محسنیه آمد از غم سینه ام دار العزاست - ای خدا از که پرسم تربت محسن کجاست
(علیرضا شریف کاشانی)

آرزوی مرگ(1)

به اشک از محسن خود یاد می کرد - به جان می آمد و فریاد می کرد
از آن دامان زهرا پرستاره است - که چشم او به سوی گاهواره است
چون آن گل یاد از آن گلبرگ می کرد - دما دم آرزوی مرگ می کرد
علی می کرد شرم از روی زهرا - ز روی و پهلو و بازوی زهرا
ز دشمن بسکه زهرا تنگدل بود - به جای دشمنش، مولا خجل بود!
(محمد علی مجاهدی)

یادگار کوچک

محسن ای شش ماهه آذین شده - غنچه با دست کین گلچین شده
ای شهید غربت و غمهای من - یادگار کوچک تنهای من
آب و رنگت برده از سر هوش من - قتلگاهت شد ز خون آغوش من
ماه رویت چون شفق خون رنگ شد - مادرت از بهر تو دلتنگ شد
خون توای خونبهای فاطمه - می دهد فردا شهادت برهمه
آه آتش بر دل و جانم زند - شعله بر گلبرگ ریحانم زدند
رشته جانم زهم بگسیختند - بر در بیت نبوت ریختند
آتش اندر خانه ام افروختند - باب بیت هاشمی را سوختند
بر زمین خورد آن گل باغ بهشت - در میان خون باغم نوشت
من شهید کوچک وجه اللهم - محسن ششماهه آل اللهم
داغدار غصه های مادرم - غنچه خونین باغ حیدرم
روز محشر شافع دیگر منم - حجت ششماهه داور منم
(محمد جمال رحمتی)