غربت در کوچه بنی هاشم

مهدی مهدوی‏

آهسته آهسته

چو خورشید از نظر شد نهان، آهسته آهسته - دوباره نیلگون شد آسمان، آهسته آهسته
شبی تاریک و درد آلود چون روز سیه بختان - فکنده سایه غم بر جهان آهسته آهسته
غبار ظلمت و گرد غم و آه دل طفلان - شده در بیت زهرا، حکمران آهسته آهسته
چو لختی بگذرد شب، علی آماده می گردد - برای غسل زهرای جوان، آهسته آهسته
بریزد آب، اسما، تا علی از زیر پیراهن - بشوید جسم آن آزرده جان، آهسته آهسته
کنار قبر زهرا اشک ریزد تا سحر امشب - چنان شمعی امیرالمؤمنان، آهسته آهسته
(موید) گریه کن زین غم، که شوید کوه عصیان را - زلطف حق همین اشک روان، آهسته آهسته
(سید رضا موید)

لبخند

ای جلوه آیه های قرآن - ای چهره دلگشای قرآن
زد بوسه به دست تو محمد - زیرا که توئی لقای قرآن
لبخند تو آیتی است از نور - صوت تو بود صدای قرآن
دردانه نازنین احمد - آئینه قد نمای قرآن
ای شاخه نور بخش طوبی - ای گوهر پر بهای قرآن
در راه علی به خانه وحی - آخر تو شدی فدای قرآن
کردی چو به مصطفی شکایت - لغزید به چهره اشکهایت
افسوس که حرمتت شکستند - افسوس که خاطر تو خستند
افسوس ره نفاق شد باز - افسوس که باب علم بستند
هنگام دفاع از حریمت - یک عده به خانه ها نشستند
یک عده دیگر از ره کین - بر ضد خدای عهد بستند
بر خانه تو هجوم بردند - باب حرم خدا شکستند
آداب حرم چگونه دانند - آنانکه ز حب جاه مستند
آتش چو زدند بر سرایت - کردی تو خود از علی حمایت
(حبیت چایچیان)

پسر بی گناه

از بسکه به سینه بود سد راه من - شهر مدینه تیره شد از دود آه من
هر کس به خانه می کند احساس راحتی - این خانه خانه نیست بود قتلگاه من
تنها چو دید مادر خود را به پشت در - شد پیش مرگ من پسر بی گناه من
دانی چرا ز همسر خود رخ نهان کنم - سیلی بود به محکمه تنها گواه من
(ژولیده نیشابوری)