غربت در کوچه بنی هاشم

مهدی مهدوی‏

گلشن ولایت

از لاله زار توحید آتش زبانه می زد - گل گشته بود پرپر بلبل ترانه می زد
در گلشن ولایت یک ناشکفته گل بود - گر می گذاشت گلچین آن گل جوانه می زد
من ایستاده بودم دیدم که مادرم را - دشمن گهی به کوچه گاهی به خانه می زد
گاهی به پشت و پهلو گاهی به دست بازو - گاهی به چشم و صورت گاهی به شانه می زد
گریده بود قنفذ همدست با مغیره - این با غلاف شمشیر او تازیانه می زد
وقتی که باغ می سوخت، صیاد بی مروت - مرغ شکسته پر را در آشیانه می زد
با چشم خویش دیدم جان دادن پدر را - زان ناله ای که مادر در آستانه می زد
این روزها که می دید موی مرا پریشان - با اشک دیده می شست با دست شانه می زد
هنگام شرح این غم، از قلب زار (میثم) - مانند خانه ما، آتش زبانه می زد
(غلام رضا سازگار)

غم زهرا

دل غریب من از گردش زمانه گرفت - به حسرت غم زهرا، شبی بهانه گرفت
شبانه بغض گلوگیر من، کنار بقیع - شکست و دیده ز دل اشک دانه دانه گرفت
ز اشک جاری چشمم، زچشمه سار دلم - در آن سحر، چمن عشق صد جوانه گرفت
ز پشت پنجره ها، دیدگان پر اشکم - سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت
نشان شعله و دود سرای زهرا را - توان هنوز ز دیوار و بام خانه گرفت
مصیبتی است علی را که پیش چشمانش - عدو امید دلش را به تازیانه گرفت
چه گفت فاطمه کانگونه با تأثر و غم - علی مراسم تدفین او شبانه گرفت
فراق فاطمه را ، بوتراب باور کرد - شبی که چوبه تابوت را به شانه گرفت
(فضل الله قدسی)

بغض گلوگیر

در فراقت روز و شب ای ماه سیما گریه کردم - همچو شمعی بی رخت یا سوختم یا گریه کردم
در جوانی از شیار چهره ام خون بود جاری - بسکه از داغ جگر سوز تو بابا گریه کردم
اشک چشمم را چو دیدم می کند روشنگریها - شمع آسا هر کجا بگذاشتم پا گریه کردم
روزها چون لاله خوردم خون دل از دست امت - آب شد جسم نحیفم بسکه شبها گریه کردم
گوشه گیری علی بغض گلوگیرم چو بشکست - شکوه ها آغاز شد از هر طرف تا گریه کردم
بر دلم آتش زدند و منعم از زاری نمودند - ناگزیر از شکوه ها رفتم به صحرا گریه کردم
حاصل عمر تو را بر باد می دادند و دیدم - بی تفاوت می کند امت تماشا گریه کردم
سینه ام بشکست و محسن کشته شد غم نیست اما - چون شکستند این جماعت حرمتت را گریه کردم
دستگیری کس نکرد از من بجز دیوار و زانو - هر کجا می خواستم برخیزم از جا گریه کردم
بر در هر خانه رفتم دست رد بر سینه ام خورد - زین همه حق ناشناسی ابر آسا گریه کردم
هیچکس حاضر نشد یاری کند از حق حیدر - من حمایت از امام خویشتن با گریه کردم
(حسین یاری)