غربت در کوچه بنی هاشم

نویسنده : مهدی مهدوی

درد دل با مدینه

مدینه ای مدینه ای مدینه - مدینه شاهد صد جور و کینه
مدینه پاره پاره قلب ما شد - از آن ناله که زهرا زد ز سینه
مدینه درد دل کن با دل من - مدینه عقده واکن از دل من
مدینه جایگاه راز و نازی - مدینه تو هنوز اندر گدازی
مدینه مرگ پیغمبر تو دیدی - مدینه ناله حیدر تو دیدی
مدینه نیم سوز در تو دیدی - مدینه لاله پرپر تو دیدی
مدینه غصه ها بسیار دارم - مدینه درد دلها با تو دارم
چرا ساکت نشستی ای مدینه - که بشکستند هم پهلو و سینه
مدینه گو که بین درب و دیوار - چه شد آن غنچه را از ضرب مسمار
مدینه شهر اشک و راز و اسرار - چه می گفتی علی اندر شب تار
مدینه سوز و غمها را تو مهدی - مدینه ناله کن همراه مهدی
مدینه یاد کن از روی نیلی - میان کوچه ها و ضرب سیلی
(حسن شاه رجبیان)

در سوخته

زندگی با من مظلوم مدارا نکند - مرگ هم عقیده ای از مشکل من وا نکند
ای امید دل من تا که تو رفتی ز برم - دل ماتمزده ام جز تو تمنا نکند
کارم از گریه گذشت است غمم نیز زحد - دل غمگین مرا گریه تسلی نکند
غمگسار دل من بعد تو زینب نیست - زینب اشک مرا پاک ز سیما نکند
شمع سان سوزم و زینب شده پروانه من - آخر از سوختن، این غمزده پروا نکند
این در سوخته را کز تو نشان ها دارد - چه کنم تا که حسین تو تماشا نکند
مخفیانه دل شب بر سر قبرت آیم - که کسی قبر ترا فاطمه، پیدا نکند
(رستگار) آرزوی طوف حریمت دارد - در ره کعبه جز این قبله تماشا نکند
(رستگار)

غبار غربت

بقیع را امشب است گلچهره ای مهمان، پهلو شکسته
مدال افتخار عصمت حق را، بر سینه بسته
ز سیلی عدو نیلی شده رویش، یک حلقه بسته
نگفته با علی دست شریفش، قنفذ شکسته
غبار غربت مظلومی عترت، بر او نشسته
به بی شرمی ببستند بازوی حیدر، دست خدا را
به بی رحمی شکستند پهلوی زهرا، دلبندما را
شکستند درب و کشتند محسن زهرا، دلبند ما را
بریخت مسمار در از سینه زهرا، خون خدا را
(محمد رضا محرمی)