غربت در کوچه بنی هاشم

نویسنده : مهدی مهدوی

ناله دل

در آن شب غسل می دادم تنت را - نهان می کردم اشکم را ز اسما
رسیدم چون به بازوی تو زهرا - شدم شرمنده از روی تو زهرا
چرا از زخم بازویت نگفتی - چرا بشکسته پهلویت نگفتی
در آن دم ناله ای از دل کشیدم - به سوز درد پنهانت رسیدم
از این غم داغهایم تازه تر شد - علی شرمنده بد شرمنده تر شد
مرا خونین جگر کردی و رفتی - چو مرغی نوحه گر کردی و رفتی
نمی شد باورم روزی نشینم - تو را خشت لحد ای گل تچینم
عزیز دل علی بی خانمان است - از این رو خانه اش بیت الحزان است
به من شد فاش سر ناله هایت - به قربان تو و صبر و وفایت
مگر نامحرمت بودم که خفتی - به یک پهلو ولی سرش نگفتی
بیا اسما بین بانوی خود را - ببین داد ورم بازوی زهرا
ببین از این فروغ زندگانی - نمانده غیر مشت استخوانی
چنین زخم و کبودی و سیاهی - به مظلومی من دارد گواهی
زمن مظلومتر در این جهان نیست - اگر باشد بجز این خسته جان نیست
نمی دانم چسان جسمت کفن شد - چسان از من جدا جانان من شد
تنت را غسل دادم اشک ریزان - کفن کردم تو را ای راحت جان
بگو اسما یتیمانش بیایند - مگر تا عقده ای از دل گشایند
(سید محمد تقی ساداتیه)

درد دل با مدینه

مدینه ای مدینه ای مدینه - مدینه شاهد صد جور و کینه
مدینه پاره پاره قلب ما شد - از آن ناله که زهرا زد ز سینه
مدینه درد دل کن با دل من - مدینه عقده واکن از دل من
مدینه جایگاه راز و نازی - مدینه تو هنوز اندر گدازی
مدینه مرگ پیغمبر تو دیدی - مدینه ناله حیدر تو دیدی
مدینه نیم سوز در تو دیدی - مدینه لاله پرپر تو دیدی
مدینه غصه ها بسیار دارم - مدینه درد دلها با تو دارم
چرا ساکت نشستی ای مدینه - که بشکستند هم پهلو و سینه
مدینه گو که بین درب و دیوار - چه شد آن غنچه را از ضرب مسمار
مدینه شهر اشک و راز و اسرار - چه می گفتی علی اندر شب تار
مدینه سوز و غمها را تو مهدی - مدینه ناله کن همراه مهدی
مدینه یاد کن از روی نیلی - میان کوچه ها و ضرب سیلی
(حسن شاه رجبیان)

در سوخته

زندگی با من مظلوم مدارا نکند - مرگ هم عقیده ای از مشکل من وا نکند
ای امید دل من تا که تو رفتی ز برم - دل ماتمزده ام جز تو تمنا نکند
کارم از گریه گذشت است غمم نیز زحد - دل غمگین مرا گریه تسلی نکند
غمگسار دل من بعد تو زینب نیست - زینب اشک مرا پاک ز سیما نکند
شمع سان سوزم و زینب شده پروانه من - آخر از سوختن، این غمزده پروا نکند
این در سوخته را کز تو نشان ها دارد - چه کنم تا که حسین تو تماشا نکند
مخفیانه دل شب بر سر قبرت آیم - که کسی قبر ترا فاطمه، پیدا نکند
(رستگار) آرزوی طوف حریمت دارد - در ره کعبه جز این قبله تماشا نکند
(رستگار)