غربت در کوچه بنی هاشم

مهدی مهدوی‏

تنها مرو

پر شکسته ز آشیانه می پری - می روی جان مرا هم می بری
قدرت پرواز در بالت نبود - هیچکس اگه از این حالت نبود
در فضای مهبط وحی خدا - از تو ای یار علی مرتضی
خاطرات آتشینی مانده است - ناله فضه خذنبی مانده است
این در و دیوار می گوید سخن - فاطمه افتاد در دامان من
از هجوم دشمنان شد بسته راه - روی تو نیلی ز سیلی گشت، آه
ضرب سیلی گوشوارت را شکست - شوهرت این صحنه دیده و دیده بست
آتش کینه زبانه می کشید - قنفذ دون تازیانه می کشید
کینه ها دشمن زمن در سینه داشت - بر دلم داغ تو را آخر گذاشت
داغ تو داغی گران باشد مرو - بی تو تاریک این جهان باشد مرو
دیده واکن ای عزیز جان من - من غریبم با علی حرفی بزن
گفته ای من نیمه شب غسلت دهم - نیمه شب در دل خاکت نهم
این وصیتها زده آتش مرا - ای امانت نزد من از مصطفی
من نمی گویم در بر بابا مرو - می روی زهرا ولی تنها مرو
بعد از تو خیری نباشد در جهان - تیره می گردد زمین آسمان
(سید محمد تقی ساداتیه)

فیض دیدن

بعد از پدر به فاطمه دشمن امان نداد - از مهر، کس تسلی آن خسته جان نداد
زهرا ندید محسن و گلچین روزگار - گل چید و فیض دیدن، بر باغبان نداد
می خواست با پسر بدهد جان به پشت در - اما چو بی کسی علی دید جان نداد
در کوچه خواست تا که شود حامی علی - دردا که تازیانه دشمن امان نداد
هر قهرمان کند به نشان خود افتخار - زهرا نشان خود به علی هم نشان نداد
(قاسم ملکی)

جفای عدو

فضه ام کن کنیز فاطمه ام - روز و شب اشک ریز فاطمه ام
خاطراتی مراست از بانو - می زند آتشم مصیبت او
گوئیان بین آن در و دیوار - می کشد او هنوز ناله زار
گوئیا باز می شود نیلی - صورت نازک گل از سیلی
گوئیا باز گوشواره او - بشکسته است از جفای عدو
آه از آن دم که گفت وا ابتا - محسنم کشته گشت فضه بیا
بانوی من مرا ببخش ببخش - ناله کردی بیا ببخش ببخش
کاش من پشت در بجای شما - بودم و می شدم فدای شما
کاش سیلی عدو به من می زد - تازیانه بر این بدن می زد
(موسوی) فضه داشت خاطره ها - از کنیزی خانه زهرا
(سید محمد تقی ساداتیه)