غربت در کوچه بنی هاشم

نویسنده : مهدی مهدوی

تربت غریب

(من ایستاده بودم دیدم که مادرم را - قاتل گهی به کوچه گاهی به خانه می زد)
(گردیده بود قنفذ همدست با مغیره - این با غلاف شمشیر او تازیانه می زد)
دیدم که هر دو ظالم پهلوی او شکستند - این ضربه بر درخت و او بر جوانه می زد
آن ظالم ستمگر هیزم فراهم آورد - با یک جهان کینه آتش به خانه می زد
آنگه که دید مادر در پشت در نهان است - محکم به پای نحسش بر درب خانه می زد
دیدم که صورتش را با دست خود نشان کرد - آنگه به تیر سیلی بر این نشانه می زد
آندم بسوخت جانم کان صحنه را بدیدم - آتش به دور جسم پاکش زبانه می زد
دیدم علی نشسته بر تربت غریبش - بر آتش دل خود اشک شبانه می زد
با ناله های زینب آن شب عیان بدیدم - وحش و طیور صیحه قمری ترانه می زد
(سائل) کنار قبر فرزند او رضا بود - بر سینه سنگ عشقش با صد بهانه می زد
(حسین شاه رجبیان)

رمز کتاب

ای رمز کتاب آسمانی زهرا - ای شعر بلند جاودانی زهرا
پاداش رسالت نبی را دادند - بر تو به مصاف قهرمانی زهرا
در پشت در سوخته از ضرب لگد - پهلوی ترا شکست ثانی زهرا
بر سینه تو میخ در سرخ شده - زد بوسه به جای قدر دانی زهرا
دادی تو پسر به خاطر یاری دین - در سنگر عشق جانفشانی زهرا
بازوی تو شد کبود و رویت نیلی - از ظلم و جفای خصم جانی زهرا
از بعد نبی برای یاری علی - کشتند ترا به نوجوانی زهرا
(ژولیده) به وصف تو همین بس گوید - ای رمز کتاب آسمانی زهرا
(ژولیده نیشابوری)

چراغ هدایت

فانوس داغ و لاله باغ مدینه ای - ای سوخته ز داغ چراغ مدینه ای
با چهره ای که لاله شود داغدار از آن - تنها گل بنفشه باغ مدینه ای
بر تربت رسول گل بوستان وحی - بر قبر حمزه لاله راغ مدینه ای
طاووس کبریائی و در گلشن رسول - بشکسته پر ز پنجه زاغ مدینه ای
تا صبح حشر کز افق خاک بر دمی - ای آفتاب غمزده داغ مدینه ای
داغت برون نمی رود از سینه علی - ای لاله ای که چشم و چراغ مدینه ای
نفرین بر او که دست به رویت بلند کرد - با خود نگفت گلبن باغ مدینه ای
از قبر مادرت اثری نیست (رستگار) - شوریده سر چرا به سراغ مدینه ای
(رستگار)