غربت در کوچه بنی هاشم

مهدی مهدوی‏

نغمه حجاز

سلام ما به رحمت و به جود تو - سلام ما به چهره کبود تو
سلام ما به قلب داغ دیده ات - سلام ما به قامت خمیده ات
سلام ما به طفل نا امید تو - سلام ما به محسن شهید تو
سلام ما به چهره خجسته ات - سلام ما به پهلوی شکسته ات
سلام ما به آه و ناله شبت - سلام ما به اشک چشم زینبت
سلام ما به گریه ها زینبت - سلام ما به ناله های زینبت
سلام ما به گریه های دخترت - سلام مه به ناله های شوهرت
سلام ما به نغمه حجاز تو - سلام ما به آخرین نماز تو
سلام ما به صحنه مدینه ات - سلام ما به خون زخم سینه ات
سلام ما به قلب پر ز داغ تو - سلام ما به قبر بی چراغ تو
(غلام رضا سازگار)

همسر مظلوم

پشت در فاطمه می گفت سخن - که شما راست چه با شوهرش من
او که در خانه نشسته دیگر - زانوی غم بگرفته در بر
این همه شورو هیاهو از چیست - شوهرم را به شما کاری نیست
لیک آن اهرمن شوم ظلوم - برد ناگه به در خانه هجوم
زد چو بر باب ولایت پا را - کشت یکتا گهر زهرا را
کینه ها داشت به دل از مولا - همه افکند به جان زهرا
عهد و پیمان نبی می دانست - بسته دستان علی می دانست
آنچنان فاطمه را زد سیلی - که بشد صورت ماهش نیلی
گوشوارش بشکست اندر گوش - خود بیفتاد کناری مدهوش
غیره الله در آنجا می سوخت - دیده بر صورت زهرا می دوخت
همه آن منظره ها را می دید - از غم و درد به خود می پیچید
دید چون فاطمه مضطر گشته - پشت در ناله کنان بنشسته
از سر دوش عبا را برداشت - به روی کودک و مادر انداخت
فرصتی جست در این لحظه عدو - که ببندد زجفا گردن او
بند بر دست یدالله بستند بکشیدند و به مسجد بردند
گشت نزدیک چو بر قبر نبی - زیر لب زمزمه می کرد علی
یابن ام قوم ستمها کردند - خیز و بنگر که چه با ما کردند
فاطمه دیده خود چون بگشود - پرسش از شوهر مظلوم نمود
فضه بر گوی، علی را بردند - گو چه آخر به سرش آوردند
گشت چون با خبر از حال علی - که عدو بسته پر و بال علی
گیسوانش به فغان بر آشفت - شکوه ها کرد ز امت پس گفت
که اگر فاطمه قدرش مخفی است - کمتر از ناقه صالح هم نیست
دست برداشت به درگاه خدا - کرد بر شوهر مظلوم دعا
خواست نفرین کند بر امت - تا بلائی فتد اندر امت
قاصد از جانب مولا آمد - سوی زهرا به تمنا آمد
شاه مظلوم بفرموده چنین - که آیا فاطمه منما نفرین
پدرت رحمت بر اهل زمین - بوده، ای نور خداوند مبین
حال قسمت ما مظلومی است - چاره جز صبر برای ما نیست
(سید محمد تقی سادایته)

نمی از دریا

هر چند گفتند و شنیدیم نمی از دریاست - ما چه گوئیم به مدح تو که مداح خداست
سالها می گذرد از شب دفن تو ولی - شیعه می سوزد از این درد که قبر تو کجاست
بیت الاحزان تو را دشمن اگر کرد خراب - خانه حزن تو از روز ازل در دل ماست
حاجی کعبه شدن نیست طواف گل و سنگ - حاجی آن است طوافش به تولای شماست
از من محرم میقات تو از قبله مپرس - قبله من گل سرخ است که نامش زهراست
جز علی کیست ولی کیست نماینده حق - کرسی عدل کجا مسند هر بی سرو پاست
فاطمه کیست خدا داند و پیغمبر او - فاطمه کیست همان تاج عروسان سماست
شیعه از پل به تولای علی می گذرد - شیعه یا فاطمه می گوید و ذکرش مولاست
ای که از کوچه زهرا و علی می گذرد - دل قوی دار که خاک حرم دوست، شفاست
ای که با عشق حسین تو آمیخته اند - با خبر باش که حیدر پدر عاشورا است
لقمه از سفره هر سفله نامرد مخور - کرم و مرحمت فاطمه دریا دریاست
(خواشزاد)