غربت در کوچه بنی هاشم

مهدی مهدوی‏

نام زهرا

نام زهرا یک جهان معنا بود - نام زهرا احسن الاسما بود
نام زهرا را شنیدن ساده نیست - بار این معنا کشیدن ساده نیست
نام زهرا سری از اسرارهاست - نام او والاتر از پندارهاست
نام زهرا مشتق از نام خداست - زینب کرسی و عرش کبریاست
نام زهرا بر لب عیسی دم است - رتبه این نام اسم اعظم است
نام زهرا مظهر رحم خداست - بطن الرحمن علی العرش استوا است
نام زهرا سر مااوحی بود - او بهشت حضرت طاها بود
نام زهرا نام ختم الانبیاست - ام اب اقوی دلیل مدعاست
نام زهرا را صفائی دیگر است - همچو نام دلربای حیدر است
نام زهرا عروه الوثقای ماست - همچو نام مرتضی مشکل گشاست
نام زهرا نام افلاکی بود - کهکشان عصمت و پاکی بود
نام زهرا ذکر اهل دل بود - نام زهرا حل هر مشکل بود
نام زهرا بوی حیدر می دهد - بوی یاسین و پیمبر می دهد
نام زهرا قفل دل وا می کند - دیده را از اشک دریا می کند
نام زهرا اشک را خون می کند - عقل ها را مات و مجنون می کند
نام زهرا بوی غربت می دهد - بوی یک گمگشته تربت می دهد
نام زهرا یک مدینه ماتم است - داستان رنجهای عالم است
نام زهرا نام مظلومیت است - بیرقی بر بام مظلومیت است
نام زهرا نام حیدر است - یاوری که بین دیوار و در است
نام زهرا نام یک جان بر لب است - مادر مادر غمها زینب است
نام زهرا نام غمناکی بود - من بمیرم چادرش خاکی بود
نام زهرا سینه را آتش زند - نام محسن اندر این آتش دمد
نام زهرا نام محسن تا ابد - بهر مظلومیت حیدر سند
نام زهرا نام روی نیلی است - نام یک رخسار و ضرب سیلی است
نام زهرا نام یک دلخسته است - صاحب یک پهلوی بشکسته است
نام زهرا نام یک قامت کمان - تازیانه خورده پیش کودکان
نام زهرا نام بازوی کبود - که قرار و طاقت حیدر ربود
نام زهرا داغهایی بیشمار - نام زهرا نام گوش و گوشوار
نام زهرا نام یک دیوار و در - نام فریادی زده بر جان شرر
نام زهرا نام ریحان نبی - گشته پرپر پیش چشمان علی
نام زهرا بیت الاحزان علی است - نوحه شام غریبان علی است
نام زهرا عشق را بیچاره کرد - رشته صبر علی را پاره کرد
نام زهرا بر لبان مهدی است - ناله روز و شبان مهدی است
نام زهرا اشک او خون کرده است - داغ او را از حد افزون کرده است
نام زهرا همچو قدرش مخفی است - قدر او مانند قبرش مخفی است
نام زهرا ذکر اهل محشر است - چادرش بهر شفاعت بر سر است
نام زهرا هر کسی بر دل نوشت - می رود روز جزا سوی بهشت
(موسوی) را بر لبان ذکر جلی است - ذکر یا زهرا و ذکر یا علی است
(سید محمد تقی ساداتیه)

خانه علی

شب بود و به خانه علی غوغا بود - آثار عزا ز چهره ها پیدا بود
زانو به بغل گرفته و چشم همه - هر لحظه به جای خالی زهرا بود
با قلب شکسته جملگی بنشسته - بشکسته تر از همه دل مولا بود
در زمزمه کودکان او می گفتند - ای کاش کنون مادر ما اینجا بود
در خانه تاریک علی شیر خدا - هر لحظه عزای فاطمه برپا بود
تا بود علی به فاطمه دلخوش بود - اما پس از او عصاره غمها بود
می رفت کنار تربت او همه شب - زیرا که عزیز دل او آنجا بود
(سید محمد تقی ساداتیه)

شمع مدینه

ای بغضه رسول تو جان مدینه ای - در خاک خفته در گران مدینه ای
نالد به حال تو در و دیوار شهر وحی - خود از چه خامشی تو زبان مدینه ای
تا حشر گرید از غم تو آسمان پیر - مظلومه علی تو جوان مدینه ای
پیوسته سوختی و هماره گریستی - شمع مدینه ابر خزان مدینه ای
آید نسیم خلد به سوی تو تا بقیع - با قبر بی نشان تو نشان مدینه ای
هستی بهشت احمد و در گلشن رسول - ریحانه ای و روح و روان مدینه ای
ناموس کبریائی و از بعد مرگ هم - محجوبه ای، زدیده نهان مدینه ای
گویند بین منبر و محراب قبر تست - معنای دین نهفته میان مدینه ای
چون کعبه قبله گاه دل اهل عالمی - از عالمی تو گر چه از آن مدینه ای
تا کی به چنگ آل سعودی حریم وحی - آخر مگر نه تو نگران مدینه ای
با یاد قبر گم شده ات رستگار گفت - ای بضعه رسول تو جان مدینه ای
(رستگار)