غربت در کوچه بنی هاشم

نویسنده : مهدی مهدوی

دریای گوهر

فاطمه گل بود از گلهای رود - فاطمه بانگ اذان است در سرود
فاطمه یک غنچه نشکفته بود - فاطمه در جان احمد خفته بود
فاطمه در دشت سبحان لاله بود - فاطمه برگرد مولا هاله بود
فاطمه رود است رود کوثر است - فاطمه دریا امامت گوهر است
فاطمه جان است جان احمد است - فاطمه نور است نور سرمد است
فاطمه آئینه ذات خداست - فاطمه از خلق ما فیها جداست
فاطمه تنها امید خاتم است - فاطمه تنها گل این عالم است
فاطمه شأن نزول آیه هاست - فاطمه معنی قرآن خداست
فاطمه یک شعر یک منظومه است - فاطمه تنها زن مظلومه است
فاطمه گنجینه اسرار بود - فاطمه تنها علی را یار بود
فاطمه گلواژه گلواژه هاست - فاطمه مفتاح بر دروازه هاست
فاطمه گل بود احمد شاخه اش - فاطمه شمع و علی پروانه اش
فاطمه خیر النساء خیر البشر - فاطمه نور الهدی نور البصر
(سید محمد رضا محرمی)

دریای جود

فاطمه اصل کلام عشقبازی با خداست - فاطمه بخش نخستین جمله سازی با خداست
فاطمه طوفانی از دریای جود سرمد است - فاطمه ام ابیهای وجود احمد است
فاطمه یعنی خط راز و نیاز منجلی - فاطمه یعنی شط خون حسین بن علی
فاطمه نوح است و کشتیبان دریای وجود - فاطمه راه نیاز و روح آیات سجود
فاطمه نوح زائیده نور علی نور وجود - فاطمه تندیس بتراشیده ذات و دود
فاطمه یعنی کتاب عشق بی نام و نشان - فاطمه یعنی گل باغ بقیع عاشقان
فاطمه نام و نشان از بی نشانی داشته - فاطمه مهر علی را در دل خود داشته
فاطمه محصولی از بود و نبود حیدر است - فاطمه نیلوفر سرخ و کبود حیدر است
فاطمه سلطان بی چون چرای عالم است - فاطمه حق را کنیز است و خدای عالم است
(جواد آقاجانی)

کوس شادی

(میلادیه)
باز امشب شد برون دست خدا از آستین
جلوه گر شد اعظم آیات خلاق مبین
پیک عشق و نور با صدها هزاران حورعین
آید استقبال این زیبانگار مه جین
مرحبا صد مرحبا بر کلک قدرت آفرین
مکه امشب طعنه ها بر طور سینا می زند
کوس شادی تا فراز عرش اعلا می زند
بوسه امشب مصطفی بر دست زهرا می زند
خنده بررخسار کفو خویش مولا می زند
آمد او را بهترین یاور مددکار و معین
گشته غرق شادی و شوق و شعف یکجا وجود
می زند از ساغر عشق ازل صهبا وجود
آنچه دارد در همه دنیا و مافیها وجود
کرده پیدا از طفیل خلقت زهرا وجود
جان فدای خاک پای این نگار نازنین
از ظهور لاله طاها فضا شد عنبرین
گوی سبقت برده این گل از شکوه فرودین
نغمه بشری رسد از آسمان ها بر زمین
جشن شادی گوئیا برپاست در عرش برین
زانکه آمد در جهان ناموس رب العامین
فاطمه ناموس پاک کردگار سرمد است
بغضه و روح و سرور قلب و جان احمد است
شرح اوصاف کمال بی مثالش بی حد است
طالع اقبال هر دلداده او اسعد است
نیست او را جز علی بن ابیطالب قرین
فاطمه بر آل طاها حجت ذات خداست
فاطمه خود اسوه نیکو به ختم الاوصیاست
فاطمه دریای علم و عصمت و حلم و حیاست
فاطمه برپا نگهدارنده دین خداست
دین حق یعنی تولای امیرالمؤمنین
فاطمه چون احمد و حیدر بود مولا به خلق
او بود از جانب حق حجت کبری به خلق
لیله القدر است و قدر اوست ناپیدا به خلق
هم بود عین الله و ناظر بود هرجا به خلق
کس نمی داند که آن حضرت کجا دارد مکین
فاطمه مرضیه زهرا قره العین رسول
حانیه عذرا عفیفه صفوه الله و بتول
دین حق را مهر این آرام دل اصل الاصول
خیره از انوار قدس حضرتش چشم عقول
عشق هم از خرمن پر فیض آن مه خوشه چین
در حدیثی معتبر فرمود ختم المرسلین
خلق شد از نور زهرا آسمانها و زمین
روز محشر هاتف غیبی به صورت دلنشین
فاطمیون را کنار باب فردوس برین
می دهد فرمان طبتم فادخلوها خالدین
بی وجود فاطمه کی بود از خلقت اثر
یا کجا از دین و قرآن بود در عالم خبر
کفو مولا بود و نور دیده خیر البشر
آن که جبریل امین کز خدمتش شد مفتخر
بر در درگاه او هر لحظه می ساید جبین
می فرستد ذات حق هر لحظه بر زهرا درود
خود نه در قرآن که در هر مصحفی او را ستود
ربع آیات خدا در شان او آمد فرود
آری آری او بود آگه به اسرار وجود
هم بود شاهد به امر اولین تا آخرین
(علی اصغر یونسیان)