غربت در کوچه بنی هاشم

مهدی مهدوی‏

سرمایه محبت

اشکی بود مرا که به دریا نمی دهم - این است گوهری که به دنیا نمی دهم
گر لحظه وصال حبیبم شود نصیب - آن لحظه را به عمر گوارا نمی دهم
عمری بود که گوشه نشین محبتم - این گوشه را به وسعت صحرا نمی دهم
در سینه ام جمال علی نقش بسته است - این سینه را به سینه سینا نمی دهم
سرمایه محبت زهراست دین من - من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم
گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا - یک ذره از محبت زهرا نمی دهم
امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست - این نقد را به نسیه فردا نمی دهم
در سایه محمد و آل محمدیم - این سایه را به سایه طوبی نمی دهم
من بنده امام زمانم، (مویدم) - هرگز ز دست دامن مولا نمی دهم

دریای گوهر

فاطمه گل بود از گلهای رود - فاطمه بانگ اذان است در سرود
فاطمه یک غنچه نشکفته بود - فاطمه در جان احمد خفته بود
فاطمه در دشت سبحان لاله بود - فاطمه برگرد مولا هاله بود
فاطمه رود است رود کوثر است - فاطمه دریا امامت گوهر است
فاطمه جان است جان احمد است - فاطمه نور است نور سرمد است
فاطمه آئینه ذات خداست - فاطمه از خلق ما فیها جداست
فاطمه تنها امید خاتم است - فاطمه تنها گل این عالم است
فاطمه شأن نزول آیه هاست - فاطمه معنی قرآن خداست
فاطمه یک شعر یک منظومه است - فاطمه تنها زن مظلومه است
فاطمه گنجینه اسرار بود - فاطمه تنها علی را یار بود
فاطمه گلواژه گلواژه هاست - فاطمه مفتاح بر دروازه هاست
فاطمه گل بود احمد شاخه اش - فاطمه شمع و علی پروانه اش
فاطمه خیر النساء خیر البشر - فاطمه نور الهدی نور البصر
(سید محمد رضا محرمی)

دریای جود

فاطمه اصل کلام عشقبازی با خداست - فاطمه بخش نخستین جمله سازی با خداست
فاطمه طوفانی از دریای جود سرمد است - فاطمه ام ابیهای وجود احمد است
فاطمه یعنی خط راز و نیاز منجلی - فاطمه یعنی شط خون حسین بن علی
فاطمه نوح است و کشتیبان دریای وجود - فاطمه راه نیاز و روح آیات سجود
فاطمه نوح زائیده نور علی نور وجود - فاطمه تندیس بتراشیده ذات و دود
فاطمه یعنی کتاب عشق بی نام و نشان - فاطمه یعنی گل باغ بقیع عاشقان
فاطمه نام و نشان از بی نشانی داشته - فاطمه مهر علی را در دل خود داشته
فاطمه محصولی از بود و نبود حیدر است - فاطمه نیلوفر سرخ و کبود حیدر است
فاطمه سلطان بی چون چرای عالم است - فاطمه حق را کنیز است و خدای عالم است
(جواد آقاجانی)