ابلیس دشمن قسم خورده

نویسنده : علی محمدی آشنانی مترجم : تهیه:مرکز فرهنگ و معارف قرآن

مقدمه

فراهم آوری دائره المعارف قرآن کریم، باحدود سه هزار مقاله، به زبانی علمی، نو، و قویم، فرصتی مبارک است که پس از قرن ها، دوست داران قرآن را دست داده است. دریغ بود که این فرصت بگذرد و بهره درخور از آن، نصیب نیفتد. هر چند نفس فراهم سازی این دائره المعارف، خود، نعمت و بهره ای بلند و بزرگ است، باید پذیرفت که تلاش گسترده بانیان این حرکت نمی توانند صرفا در قالب مقالات دائره المعارف بروز و ظهور یابد. چه بسیار رنج ها که برده می شود تا پرونده ای علمی سامان یابد؛ موضوعی منقح گردد؛ دست نوشته هایی فراهم آید؛ و سرانجام مقاله ای مختصر و مفید پدیدار شود. اما مقاله ای که حاصل نهایی آن همه تلاش است، بازتابنده همه دریافت های قرآنی در آن موضوع، نیست و نمی تواند بود. بسیار مطالب و دریافت ها باقی می ماند که حجم محدود و نیز نحوه خاص نگارش مقاله دائره المعارفی، اقتضای طرح آن ها را ندارد.
چنین است که مقدر و مقرر شد تا در کنار آن کار عظیم، طرحی دیگر نیز
در افتد: طرح فراهم سازی تک نگاشت های قرآنی. تک نگاشت قرآنی، رساله ای است مفصل تر از مقاله دائره المعارفی در موضوع مربوط که حاصل تأملات و پژوهش های نویسنده، هیأت علمی، پرونده سازان علمی، و مجموعه کوشندگان آن مقاله را در گستره ای وسیع تر باز می تاباند واز آن جا که محدود و مقید به فنون خاص دائره المعارف نگاری نیست، بامجالی مبسوطتر، وجوه آن موضوع را می شکافند. گمان نمی رود که ضرورت نگارش این تک نگارشت ها بر اهل تحقیق پوشیده باشد، به ویژه آن، که چنین کاری -اگر نگوییم بی سابقه است -کاملا کم سابقه وآثار آن، بسیار فرا گستر و دیرپا است. جز ارباب پژوهش و نگارش، عموم دانش پژوهان در حد مطالعات پایه اسلامی نیز می توانند از این تک نگاشت ها بهره گیرند و در عوض مراجعه به چندین و چند مأخذ دست چندم، به حاصل کاوش در منابع دست اول و متقن روی آورند.
طرح نگارش تک نگاشت های قرآنی، از این منظر و با این رویکرد، گامی است مبارک که امید است در کنار تدوین دائره المعارف به مقصد نایل آید.
البته الزاما نام مدخل های دائره المعارف بر تک نگاشت ها نهاده نمی شود.
سلاست و روانی قلم، علمیت مطالب، استناد و اتکای علمی، و دیگر ویژگی هایی که به اتقان محتوایی یا زبانی اثر باز میگردد، در تک نگاشت نیز، همانند مقاله، مراعات می شود؛ لیکن به شرحی که گذشت، نویسنده در تفصیل مطالب و بهره وری از منابع، دستی گشوده تر خواهد داشت. از این رو می توان ادعا کرد که حتی دارندگان و بهره گیران اصل دائره المعارف، هرگز از از این تک نگاشت هابی نیاز نخواهد بود، به ویژه آن که در این مجموعه به مآخذ تازه و معاصر بیش تر عنایت می شود و برخی از مطالب مستحدث در قلمرو آن موضوع قرآنی، نیز در مد نظر خواهند بود.
امید است ره سپاری در این قلمرو، همگام باپدیدسازی افقی نو در تحقیقات قرآنی، زمینه ساز حرکت های بالنده تر و بهره جویی های بیشتر علمی و عملی از چشمه سار مبارک باشد؛ بمنه و کرمه....
این دفتر تک نگاشت مقاله ابلیس اثر فاضل گرامی جناب آقای علی محمدی آشنانی است. بر خود لازم می دانیم که زحمات مؤلف محترم را ارج نهاده و از یکایک دانشورانی که در فراهم آوردن این اثر همت کرده اند، قدر دانی کنیم.
مرکز فرهنگ و معارف قرآن
علی خراسانی

پیش گفتار

شناخت مبدأ و معاد، و راه و راهنما، گرچه اصول هدایت بشر را سامان بخشیده است، ولی امر هدایت هرگز بدون شناساییموانع، چالش ها و دشمنان کامل نمی شود؛ زیرا پیمودن راه سعادت و رسیدن به مقام قرب و جای گاه بی همتای خلیفه اللهی برای بیشتر جهانیان بدون شناخت چالش ها و موانع با دشواری های بسیار مواجه، بلکه نا ممکن است؛ بدین روی بخش مهمی از کتاب های آسمانی و آموزه های وحیانی، به دشمن شناسی و آسیب یابی اختصاص یافته است. ضرورت دشمن شناسی آن گاه آشکارتر می شود که توجه کنیم وجود انسان چنذ ساحتی بوده، ممکن است در صورت غفلت و یا تغافل، دشمن از برخی تمایلات درونی ولایه های وجودش به صورت ابزاری خطرناک در تهاجم بر ضد خود وی استفاده کند.
وانگهی دشمن شناسی در حوزه معارف ضروری انسان متعهد، صرفا آموختن یک سلسله آموزه های نظری نیست؛ بلکه در جنبه عملی، تهذیب و وارستگی و رفتن و شدن انسان نیز نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. شاید به همین جهت امام صادق علیه السلام یکی از ده معرفتی را که خداوند بر آدمیان ضروری ساخته، شناخت ابلیس و ذات و ذات و دستیاران وی بر می خیزد، معرفی کرده(1) و امام کاظم علیه السلام نیز واجب ترین مجاهدات را جهاد در برابر وی دانسته است.(2)
برابر آموزه های دینی، انسان در مسیر هدایت و پرواز از خاک تا خدا، با موانع و دشمنان درونی و برونی بسیار مواجه است که به صورت های گوناگون به دشمنی می پردازد. به تعبیر مولوی:
آدمی را دشمنی پنهان بسی است - آدمی با حذر عاقل کسی است (3)
دشمنان گوناگون انسان نه همگونند و نه همگن عمل می کنند. براین اساس، شناخت ابلیس ضرورت دارد؛ ولی در میان دشمنان، شناخت ابلیس ضروری تر است؛ زیرا ابلیس کانون همه شرارت ها و منشأ همه لغزش ها و مایه همه پلیدی ها و عامل تمام خطاها است.(4) به تعبیر امام سجاد علیه السلام اگر شیطان آدمیان را از اطاعت خداوند بازنمی داشت هیچ کس گناه و بزهکاری نمی پرداخت و اگر ابلیس باطل را در چهره حق مجسم نمی کرد، هیچ انسانی به گمراهی نمی گراید.(5) او عنصر اغواگر ص/37،82 وفتنه گر و فریب کاری اعراف/7، 27؛ طه /20،120 است که وعده هایش فریب،نسا/4، 120 برنامه اش گمراهی، نساء/4،119 شیوه اش حمله همه جانبه اعراف /7،17و هدفش لگام زدن برای تسلط کامل و فراگیر است. اسرارء/17،62او دشمنی است که به تغییر عقیده، حشر/59،16 شک و ارتداد محمد /47،25 و ارتکاب اعمال زشت بقره /2، 268 فرا می خواند دشمنی که در سینه ها پنهانی می دمد و در گوش آدمیان، ناپیدا نجوامیکند.(6) و حتی در حال عبادت نیز از وسوسه دست بر نمی دارد(7) از علاقه آدمی به یک خشت نیز برای فریب او بهره می برد(8) توجه به ویژگی، نوانایی و عمق دشمنی ابلیس با انسان نیز ضرورت بازشناسی او را بهتر تبعین می کند. برابر روایات، ابلیس از از آغاز ولادت تا پایان حیات، روز و شب حتی آنگاه که آدمی به خواب می رود از وی دست بر نمی دارد تا به هدف شوم خویش دست یابد (9)
به گفته ابن معاذ، با توجه به آن که ابلیس قدیم است و تو جدید هستی او حیله گر است و تو ذهنی سلیم داری. او تو را می بیند و تو او را نمی نگری.او تو را فراموش نمی کند و تو او را فراموش می کنی. ابلیس را از تو بر علیه تو یاور است و تو را بر او هیچ یاری نیست، و به فرمود پیامبر، او همانند خون در رگ، در وجود آدمی جریان می یابد. دل آدمی مسکن و رگ هایش راه گذار او است به هوش باش که جز با فضل و کمک الهی نمی توان بر او غلبه کرد!(10) به راستی بدین نکته ساعت ها باید اندیشید: دشمنی که برای آدم و هوا سوگند یاد کرد که خیر خواه آنان باشد، ولی ایشان را فریفت و سبب اخراجشان از بهشت شد و هبوط به کره خاکی را برایشان رقم زد، با فرزندان آدم که سوگند یاد کرده تا همه آنان را بفریید و با خود به دوزخ ببرد، چگونه عمل خواهد کرد (11)
آری، بازشناسی دقیق ماهییت، اهداف، علت دشمنی، برنامه وشیوه های دشمن نه تنها انسان را در برابر او هشیارتر و از فرو افتادن در دام های گسترده وی مصون می سازد، بلکه او را برای مقابله آگاهانه و جدی مهیا مجهز می کند. از سوی دیگر، برابر کلام نورانی امام علی علیه السلام باز خوانی سر گذشت شگفت انگیز ابلیس، عبرت آموز است و تأمل در آن می تواند درس های بسیاری رابه ما بیاموزد. به راستی چگونه است که همنشینی با فرشتگان و عبادت طولانی ابلیس، به وی سودی نبخشید و با یک خطا، به لعنت ابدی دچار گشت، اکنون نیز سراسر عمر طولانی خویش را در گمراه ساختن آدمیان هدر می دهد؟!
عدم دل خوشی به عبادت گرچه طولانی، عدم اعتماد به وضعیت فعلی و اهتمام برای عاقبت به خیری و غافل نمودن از نقش رذایلی چون کبر و حسادت در هبوط از جاگاه قدس، واز همه مهم تر، فرجام او، عبرت هایی است که باید آموخت و به کار بست. مولوی نیز میگوید:
سال ها ابلیس نیکو نام زیست - گشت رسوا بین که او را نام چیست؟
در جهان معروف بود علیای او - گشت معروفی به عکس ای وای او
تا نه ای ایمن، تو معروفی مجو - رو بشو از خوف پس بنمای رو(12)
و در سروده دیگر:
بلعم باعور و ابلیس لعین - سود: نآمدشان عبادت ها و دین (13)
باکمال تأسف- به فرمود علامه طباطبایی -موضوع ابلیس نزد ما پیش پا افتاده شده و اعتنایی در خور بدان صورت نمی گیرد، جز آن که گاه او را لعنت کرده یا از شر او به خدا پناه برده یا برخی از افکار خویش را با استناد به او ناپسند بشماریم؛ بدون آن که بر اساس آیات قرآنی درباره این موجود شگفت آوری که از حواس ما پنهان است، ولی در عالم انسان تصرف عجیبی دارد، بیندیشیم. او افزون بر دوران حیات، پس از مرگ نیز با پیروانش همراه است تا آن ها را در قیامت به آتش وارد سازد. او همان گونه در همان لحظه که نزد ما حضور دارد، با دیگران نیز همراه است و در آشکار و پنهان آدمی حتی در پنهانی ترین زوایای خیال و ذهن و تفکر باطنی راه یافته و هیچ مانعی درون آدمی را از او هنهان نمی دارد و هیچ کاری او را از فریفتن آدمیان غافل نمی سازد(14) و انگهی بدون شناسایی ابلیس، شناخت درست هدف داری آفرینش و مسأله آزمون الهی نیز میسور نیست؛ زیرا ارتقای آدمی فقط با گذینش راه درست و انجام کنش های اختیاری شایسته صورت می پذیرد، فقط با وجود ابلیس معنا می یابد و فراخوان او به کفر و بدی ها در کنار دعوت انبیا به توحید و انجام کردار نیک، عرصه آزمون الهی را شفاف تر می سازد.
آن چه مایه شگفتی است به رغم هشدارهای پی در پی کتاب های آسمانی، بسیاری از افراد چنان با ابلیس و دستیارانش نرد محبت و مودت می بازند که گویا دوستی بهتر از آنان سراغ ندراند. این افراد، دشمنی های جان سوز ابلیس را دوستی، لذت و خوشی پنداشته، با کمال اشتیاق از فرو افتادن در دام های خطرناک وی استقبال می کنند وبرای سقوط در آن به کوشش نیز دست می زنند!
کجا سر بر آریم از این عار وننگ - که با او به صلحیم با حق به جنگ
شگفت انگیزتر آن است که برخی به صورت رسمی به پرستش شیطان پرداخته، بدان منظور، همه ساله مراسم و آیین های خاصی را در کشورهای گوناگون برگذار می کنند.(15)
نوشتاری که پیش رو دارید، جستارهایی درباره واژه، وجود، ماهیت، ویژگی، اهداف و فرجام ابلیس و راه های مقابله با او در قرآن کریم است که در ابتدا به صورت مقابله برای دائره المعارف قرآن تدوین شد واینک با ورایشی نو و مطالبی افزون، به حضور دانش پژوهان تقدیم می شود. بدان امید که پژوهشگران و دانش وران گران قدر از ارایه رهنمودهای کمال بخش خویش دریغ نورزند.
در پایان لازم می دانم همه مسؤولان دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه و مرکز فرهنگ و معارف قرآن به ویژه مسؤول دائره المعارف قرآن کریم، حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای علی خراسانی تقدیر و تشکر کنم.
خدا را می خوانم که جامعه بشری، به ویژه امت اسلامی را از شر ابلیس، لشکر و دستیارانش حفظ فرماید؛ ان شاء الله.
علی محمدی آشنایی

شناخت واژگانی

این موضوع در قرآن کریم و روایات، از دو واژه ابلیس و شیطان استفاده می شود که به بازشناسی هر دو واژه می پردازیم:
ابلیس نام خاص موجودی زنده، مکلف متمرد از فرمان الهی و رانده شده از درگاه او است.
درباره ریشه لغوی واژه ابلیس دو دیدگاه وجود دارد:
1. برخی لغت شناسان(16) و مفسران(17)، ابلیس را واژه ای عربی بر وزن افعیل دانسته اند که از ریشه ب-ل-س اشتقاق یافته است. این واژه در لغت به معنای یأس، حزن، درماندن، سکوت و حزن ناشی از یأس و ترس، پشیمانی و حیرت آمده و ابلیس، بدان روی بدین نام خوانده شده که از هر خیر یا رحمت الهی مأیوس و پشیمان شد.(18) زبیدی می گوید: بلس به معنای کسی است که خیری نزد او یافت نشود یا آن کس که از او شر برخیزد(19). مشتقات این ریشه به جز ابلیس، و از باب افعال ابلاس، 5 بار در آیات 12 و 49 روم / 30؛ 44 انعام / 6؛ 77 مومنون / 23 و 75 زخرف / 43 به کار رفته است.(20) بر اساس این دیدگاه، غیر منصرف بودن ابلیس به دلیل آن است که در زبان عربی، کم نظیر است و به اعلام بیگانه شباهت دارد.(21)
2. در برابر دیدگاه پیشین، بیش تر لغت دانان و برخی مفسران،(22) واژه ابلیس را برگرفته از زبان های بیگانه و علت غیر منصرف بودن آن را علم و اعجمی بودن می دانند(23).
برخی از صاحبان این رای، از مأخذ اصلی این واژه و چگونگی انتقال آن به زبان عربی سخن نگفته اند. کسانی هم که به بررسی و کاوش پرداخته اند، به نظر یک سانی نرسیده اند. بیش تر خاور شناسان، چون گایکر )geigerفون کومر )vonkremer و فرنکل fraenkel، و نیز برخی از دانشمندان دیگر این واژه را به معرب کلمه یونانی دیابولس diabolosدانسته اند.(24) لفظ دیابولس در ترجمه، معادل لغت عبری stnشیطان است که در عهد عتیق به کار رفته است. گفته شده: لغت دیابولس در زبان یونانی به معنای نمام و مفتری است.(25) پژوهش گران، انتقال مستقیم آن را از زبان یونانی به عربی، بعید می دانند و با توجه به آن که واژه دیابولس در عهد جدید و آثار مفسران آن، در قالب موجودی شرور و فتنه گر، بلکه سر کرده سپاهیان شر ظهور یافته، احتمال انتقال این واژه را از طریق مسیحیان نه یهودیان به زبان عربی به واقعیت نزدیک تر می دانند. هوروویتس عقیده دارد که این لفظ، نخست به سریانی و از آبه عربی منتقل شده است. برخی انتقال آن را از زبان یونانی به عربی محتمل دانسته، رواج آن را در میان مسیحیان عرب زبان که با کلیسای روم شرقی ارتباط داشته اند، مطرح ساخته اند؛ ولی گریم حدس می زند که این واژه،از طریق عربستان جنوبی انتقال یافته است و به واسته انتقال این واژه به اعراب دوران صدر اسلام، مردم حبشه هستند.(26)
دو احتمال دیگر در مورد مأخذ اصلی واژه ابلیس ذکر شده است: ابلیس یا از ماده بالوس به معنای آمیخته و غربال ناشده یا از ماده بالش به معنای جست و جو، تفتیش و کاوش است. بلاش از همین ریشه، به پلیس مخفی داخلی گویند؛ زیرا ابلیس، پلیس سری داخلی است یا بدان روی که خالص و صاف نبوده، بلکه آمیختگی و اختلاط دارد و در معرض امتحان و غربال قرار گرفته، او را به این نام خوانده اند.(27)
شیطان اسم جنس و نامی عام و فراگیر برای هر موجود شریر متمرد و فریب کار است.
درباره ریشه واژه شیطان، اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی از لغت شناسان واژه شیطان غیری تازی و گرفته شده از زبان عبری و به معنای دشمن و شریر، و عده ای آن را کلمه ای عربی می دانند. صاحبان رأی اخیر، در این که شیطان از ماده شطن دور شد اشتیاق یافته و یا از ریشه شاط نابود و از غضب بر افروخته شد گرفته شده است، اختلاف کرده اند. دلیل نام گذاری شیطان به این واژه، بنابر احتمال هاب پیشین، دشمنی، کینه ورزی، شرارت، یا دوری و انحراف از حق و تمرد و سر کشی در برابر فرمان الهی، یا هلاکت و شدت غضب او است.(28)
بر اساس رأی دیگر، احتمال دارد که واژه شیطان از شوتن پارسی به معنای مولود تاریکی گرفته شده باشد؛ زیرا ذر پارسی قدیم شه به معنای تاریکی و تن به معنای زاده بوده است و این دیدگاه شیطان ملود تاریکی و یزدان منبع روشنی نظریه ای از آیین قدیم ایران زمین است.(29)
مقایسه معنای لغوی دو واژگان روشن می سازد که ابلیس نامی خاص برای موجودی است که از سجده بر شیطان امتناع ورزید؛ ولی شیطان نامی عام و فراگیر برای همه موجودات فریب کار و شریر است. بر این اساس، ابلیس، شیطان است؛ ولی هر شیطانی ابلیس نیست؛(30) البته ناگفته نماند که در پاره ای از روایات، واژه ابلیس بر شیطان های دیگر نیز اطلاق و به صورت ابالسه جمع بسته شده است.(31)