فهرست کتاب


آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

شیخ حر عاملی ترجمه:محمد علی مقدس

باب یکصد و پنجاه و هشتم: حرمت دشنام و ناسزا گوئی

1. عن أبی الحسن موسی (علیه السلام) فی رجلین یتسابان، قال: البادی منهما أظلم، و وزره و زر صاحبه علیه ما لم یعتذر الی المظلوم.
عبدالرحمن بن حجاج از امام موسی کاظم (علیه السلام) نقل کرده که درباره دو فردی که به یکدیگر ناسزا می گویند فرمود: شروع کننده ستمکارتر است، و تا هنگامی که از مظلوم عذر خواهی نکند گناه هر دو به گردن اوست.
2. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: ان رجلا من تمیم أتی النبی صلی الله علیه وآله فقال: أوصنی، فکان فیما أوصاه أن قال: لا تسبوا الناس فتکسبوا العداوة لهم.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: مردی از قبیله تمیم خدمت پیامبر رسیده عرض کرد: مرا نصیحت کن، و از جمله سفارشات حضرت به او این بود که: به مردم ناسزا نگوئید که باعث دشمنی آنان خواهد شد.
3. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: سباب المومن فسوق، و قتاله کفر، و أکل لحمه معصیة، و حرمة ماله کحرمة دمه.
امام باقر (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمود: فحاشی به مومن گناه است، و جنگ با او کفر، و غیبت کردنش معصیت است، و حرمت مال او همچون حرمت خون اوست (یعنی بردن و تضییع مال او مانند ریختن خون او حرام است.)
این حدیث به استثنای جمله آخر (حرمت مال...) در محاسن برقی آمده است.
4. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله (علیه السلام): سباب المومن کالمشرف علی الهلکة.
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمود: فحاش دشنام دهنده به مومن، مانند کسی است که لب پرتگاه هلاکت واقع شده است. (فحاشی به مومن همچون واقع شدن در پرتگاه هلاکت است.)
5. قال أبو جعفر (علیه السلام): من کف عن أعراض الناس أقاله الله نفسه یوم القیامة و من کف غضبه عن الناس کف الله عنه عذاب یوم القیامة.
حسین بن عبداله از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: هر که از تعرض به آبرویمردم خودداری نماید، خداوند روز قیامت او را آزاد می گذارد، و عذر او را می پذیرد، و هر کسخشم خویش را از مردم باز دارد، خدا عذاب روز قیامت را از او باز دارد.
مولف: نظیر این روایت قبلا گذشت و نیز خواهد آمد.

باب یکصد و پنجاه و نهم: حرمت طعنه و بدگوئی

1. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: ما شهد رجل علی رجل بکفر قط الا باء به أحدهما انکان شهد علی کافر صدق و ان کان مؤمنا رجع الکفر علیه فایاکم و الطعن علی المومنین.
جابر از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: هیچکس به کفر دیگری شهادت نمی دهد مگر اینکه کفر به یکی از آن دو باز خواهد گشت؛ اگر به کفر کافری شهادت دهد راست گفته و اگر به کفر مومنی شهادت دهد، کفر به خود او باز میگردد، پس از بدنام کردنمومنین خودداری نمائید.
2. عن أبی حمزد قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: اذا قال الرجل لأخیه المومن: أف خرج من ولایته و اذا قال: أنت عدوی کفر .حدهما، و لا یقبل الله من مؤمن عملا و هو مضمر علی أخیه المومن سوءا.
ابو حمزه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: وقتی شخصی به برادر مومن خود بگوید: اف بر تو (وای بر تو، آخ) از ولایت او خارج می شود، و اگر بگوید: تو دشمن منی، یکی از آنها کافر خواهد بود، و خدا عمل مومنی را که بدخواه برادر مومن خود می باشد، قبول نخواهد فرمود.
3. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: ما من انسان یطعن فی عین مؤمن الا مات بشر میتة، و کان قمنا أن لا یرجع الی خیر.
فضیل از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: هیچ کس رو در رو و در حضور مومنی او را سبک و بدنام نمی کند، جز آنکه به بدترین مرگها خواهد مرد، و سزاوار است که به هیچ خیری باز نگردد.
4. عن المفضل بن عمر قال: قال أبو عبدالله (علیه السلام): ان الله عزوجل خلق المومنین من نور عظمته و جلال کبریائه فمن طعن علیهم و رد علیهم فقد رد علی الله فی عرشه و لیس من الله فی شی ء و انما هو شرک الشیطان.
مفضل بن عمر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند عزوجل مومنین را از نور عظمت و جلالت و کبریائی خود آفرید، پس هر که به ایشان طعنه بزند (در صدد بدنام کردن آنان باشد) و آنها را طرد نماید. خدا را در عرش او رد و طرد نموده و نزد خدا ارزشی ندارد، بلکه او شریک شیطان است (شیطان در نطفه او دخالت کرده است.)
5. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الله عزوجل خلق المومنین من عظمة جلاله و قدرته، فمن طعن علیه أو رد علیه قوله فقد رد علی الله.
داود بن کثیر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: خداوند عزوجل مومن را از عظمت جلال و قدرت خویش آفریده، پس هر که او را بدنام و گفتارش را تکذیب نماید، خدا را رد (و تکذیب) کرده است.
مولف: در اخبار گذشته و آینده نیز نظیر این اخبار وجود دارد.

باب یکصد و شصتم: حرمت لعن کسی که استحقاق آنرا ندارد

1. قال أبو عبدالله (علیه السلام): ان اللعنة اذا خرجت من صاحبها ترددت بینه و بین الذی یلعن، فان وجدت مساغا و الا رجعت الی صاحبها و کان أحق بها فاحذروا أن تلعنوا مؤمنا فیحل بکم.
مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هنگامی که لعنت از (دهان) لعنت کننده بیرون می آید، میان او و لعنت شده رفت و آمد می کند، اگر شخصی که مورد لعن واقع شده استحقاق آنرا داشته باشد بر او واقع می شود، وگرنه، به صاحبش (لعنت کننده) بر می گردد که به آن سزاوارتر است، بنابر این از لعنت کردن مومن خودداری کنید، مبادا دامنگیر خودتان گردد.
2. عن أبی حمزة الثمالی قال: سمعت أبا جعفر (علیه السلام) یقول: ان اللعنة اذا خرجت من فی صاحبها ترددت فیما بینهما فان وجدت مساغا و الا رجعت علی صاحبها.
ابو حمزه ثمالی گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم می فرمود: وقتی لعنت از دهان صاحب آن (لعنت کننده) خارج می شود، بین آن دو می گردد. چنانچه اجازه ورود (بر لعنت شده را) داشته باشد وارد می شود، وگرنه، به صاحب خود (لعنت کننده) بر می گردد.