فهرست کتاب


آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

شیخ حر عاملی ترجمه:محمد علی مقدس

باب یکصد و پنجاه و ششم: وجوب رد غیبت مومن

1. عن جعفر بن محمد، عن أبائه: (فی وصیة النبی لعلی علیه السلام) یا علی من اغتیب عنده أخوه المسلم فاستطاع نصره فلم ینصره خذله الله فی الدنیا و الاخرة.
امام صادق از پدرانش علیهم السلام نقل کرده که (وصیت پیامبر صلی الله علیه وآله به علی علیه السلام) آمده که: ای علی! کسی که در حضورش از برادر مسلمانش غیبت کنند و بتواند او را یاری کند (و با جلوگیری از غیبت) او را یاری ننماید، خدا در دنیا و آخرت او را تنها گذارد (و به فریادش نرسد.)
2. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: من اغتیب عنده أخوه المومن فنصره و أعانه نصره الله و أعانه فی الدنیا و الاخرة و من لم ینصره و لم یعنه و لم یدفعه عنه و هو یقدر علی نصرته و عونه الا خفضه الله فی الدنیا و الاخرة.
در کتابهای: ثواب الاعمال و عقاب الاعمال از امام محمد باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: کسی که در حضور او از برادر مومنش غیبت کنند، و او (با جلوگیری از غیبت) او را کمک و یاری کند، خداوند در دنیا و آخرت او را کمک و یاری نماید، و کسی که برادر خود را یاری و کمک نکند و از او دفاع ننماید - و حال آنکه توان یاری او را داشته - خدا در دنیا و آخرت او را سبک و کوچک خواهد نمود.
3. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: من رد عن عرض أخیه المسلم وجبت له الجنة البتة.
در (ثواب الاعمال) از امام صادق (علیه السلام) و آنحضرت از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت کرده که فرمود: کسی که از آبروی برادر دینی خود دفاع کند، البته بهشت بر او واجب شود.
4. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: ما من مؤمن یعین مؤمنا مظلوما الا کان أفضل من صیام شهر و اعتکافه فی المسجد الحرام و ما من مومن ینصر أخاه و هو یقدر علی نصرته الا نصره الله فی الدنیا و الاخرة و ما من مؤمن یخذل أخاه و هو یقدر علی نصرته الا خذله الله فی الدنیا و الاخرة.
ابراهیم بن عمر یمانی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: هیچ مومنی مومن مظلومی را یاری نمی کند مگر اینکه (کار او) از یکماه روزه و اعتکاف در مسجد الحرام برتر خواهد بود. و هر مومنی که توان یاری برادر مومن خود را دارد. و او را یاری کند، حتما خدا او را در دنیا و آخرت یاری فرماید، و هیچ مومنی که قدرت یاری برادر خود را دارد، او را تنها و بی پناه رها نمی کند، مگر اینکه خدا او را در دنیا و آخرت به حال خود رها خواهد نمود.
5. عن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) أنه قال فی خطبة له: و من رد عن أخیه غیبة سمعها فی مجلس رد الله عنه ألف باب من الشر فی الدنیا و الاخرة فان لم یرد عنه و أعجبه کان علیه کوزر من اغتاب.
در (عقاب الاعمال) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که در ضمن خطبه ای فرمود: کسی که غیبت برادر خود را در مجلسی بشنود و از آن جلوگیری کند، خداوند هزار درب شر و بدی را در دنیا و آخرت به روی او خواهد بست، و اگر از آن جلوگیری نکند بلکه خوشحال شود، وزر و گناهی همچون گناه غیبت کننده برای او خواهد بود.
6. عن أبی عبدالله جعفر بنمحمد علیهما السلام: قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: من رد عن عرض أخیه المسلم کتب له الجنة البتة و من أتی الیه معروف فلیکا فی فان عجز فلیثن به فان لم یفعل فقد کفر النعمة.
در (مجالس) شیخ طوسی از امام جعفر صادق (علیه السلام) از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت کرده که فرمود: کسی که از آبروی برادر مسلمان خود دفاع کند، البته بهشت بر او واجب شود، و هر کس درباره اش احسانی شود باید آنرا تلافی کند. و اگر نتواند جبران کند، از او تشکر نماید، و اگر هیچگونه عکس العملی نشان ندهد کفران نعمت کرده است.
7. عن ابن أبی الدرداء عن أبیه قال: نال رجل من عرض رجل عند النبی صلی الله علیه وآله فرد رجل من القوم علیه، فقال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) من رد عن عرض أخیه کان له حجابا من النار.
ابو درداء از پدرش نقل کرده که: مردی در حضور پیامبرمتعرض آبروی دیگری شد (از او غیبت نمود)، یکی از حضار او را (از اینکار) منع کرد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر که از آبروی برادر خود دفاع کند، حجابی بین او و آتش جهنم خواهد بود (که مانع آسیب دیدن او می شود.)
8. عن أبی ذر عن النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فی وصیته له قال: یا أباذر من ذب عن أخیه المومن الغیبة کان حقا علی الله أن یعتقه من النار، یا أبا ذر من اغتیب عنده أخوه المومن و هو یستطیع نصره فنصره نصره الله عزوجل فی الدنیا و الاخرة و ان خذله و هو یستطیع نصره خذله الله فی الدنیا و الاخرة.
شیخ طوسی در کتابهای (مجالس و اخبار) با اسناد خود از ابوذر نقل کرده که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سفارش به او فرمود: ای ابوذر: کسی که ازغیبت برادر مومن خود جلوگیری کند (و اجازه ندهد از او غیبت کنند)، خدا بر خود لازم می داند که او را از آتش آزاد کند، ای ابوذر: کسی که در حضور او از برادر مومنش غیبت کنند و او بتواند او را یاری و از او دفاع نماید و چنین کند، خداوند در دنیا و آخرت او را یاری فرماید، و اگر با اینکه قدرت دفاع از او را دارد نسبت به او بی تفاوت باشد، خدا در دنیا و آخرت او را تنها رها سازد.
مولف: قبلا نیز در این باره اخباری گذشت.

باب یکصد و پنجاه و هفتم: حرمت فاش کردن اسرار مومن و...

1. عن عبدالله بن سنان قال: قلت له: عورة المومن علی المومن حرام؟ قال: نعم، قلت: یعنی سفلته؟ قال: لیس حیث تذهب انما هو اذاعة سره.
محمد بن سنان گوید به امام (صادق) عرض کردم: عورت مومن بر مومن حرام است؟ فرمود: آری، گفتم: منظورتان اسافل اعضاء (اعضاء تناسلی) است؟ فرمود: نه، بلکه مقصود فاش کردن سرّ اوست.
2. عن مفضل بن عمر قال: قال لی أبو عبدالله (علیه السلام): من روی علی مؤمن روایة یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من أعین الناس أخرجه الله من ولایته الی ولایة الشیطان فلا یقبله الشیطان.
مفضل بن عمر گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: کسی که به منظور رسوا کردن و شکستن شخصیت مومنی حکایتی نقل کند تا او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از ولایت خود اخراج و در ولایت شیطان وارد می کند، اما شیطان هم او را نمی پذیرد.
3. عن أبی عبدالله (علیه السلام) فیما جاء فی الحدیث عورة المومن علی المومن حرام، قال: ما هو أن ینکشف فتری منه شیئا، انما هو أن تروی علیه أو تعیبه.
زید از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که در تفسیر و معنای این حدیث که: عورت مومن بر مومن حرام است فرمود: منظور این نیست که عریان شود و چیزی از او ببینی، بلکه مراد این است که حکایتی علیه او نقل کنی یا از او عیبجوئی نمائی.
4. عن أبی الحسن موسی (علیه السلام) قال: قلت له: جعلت فداک الرجل من اخوانی یبلغنی عنه الشی ء الذی أکرهه، فأسأله عنه فینکر ذلک و قد أخبرنی عنه قوم ثقات، فقال لی: یا محمد کذب سمعک و بصرک عن أخیک، فان شهد عندک خمسون قسامة و قال لک قولا فصدقه و کذبهم، و لا تذیعن علیه شیئا تشینه به و تهدم به مروءته، فتکون من الذین قال الله: ان الذین یحبون أن تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم فی الدنیا و الاخرة.
محمد بن فضیل گوید: به امام موسی کاظم (علیه السلام) گفتم: فدایت گردم گاهی درباره یکی از برادرانم (مومنین) چیز ناپسندی به گوشم می رسد، و هنگامی که درباره آن با او صحبت می کنم انکار می کند، در حالی که آن خبر را افراد مورد اطمینانی برایم نقل کرده اند، امام فرمود: ای محمد! گوش و چشم خویش را درباره برادرت تکذیب کن (و به حرفهائی که درباره او گفته اند توجه مکن حتی) اگر پنجاه قسامه(29) نزد تو شهادت بدهند و او چیز دیگر بگوید (مطالبی که علیه او گفته اند تکذیب کند) او را تصدیق و آنها را تکذیب کن، و هرگز چیزی که باعث رسوائی و رفتن آبرو و حیثیت اوست درباره او شایع مکن، وگرنه از کسانی خواهی رود که خداوند فرموده: کسانی که دوست دارند هرزگی و بدنامی میان مومنین آشکار گردد، در دنیا و آخرت گرفتار رنج و عذاب دردناکی خواهند شد.
5. عن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) (فی حدیث) قال: و من سمع فاحشة فرمود فشاها کان کمن أتاها، و من سمع خیرا فأنشاه کان کمن عمله.
در باب عیادت مریض ضمن حدیثی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمود: هر که کار زشتی را بشنود و (خبر) آن را پخش کند، مانند کسی است که آن کار را انجام داده، و هر کس کار خیری را بشنود ( از آن باخبر شود) و آنرا افشاء کند مانند کسی است که آنرا انجام داده است.
6. قال أبو عبدالله (علیه السلام)، قال رسول الله صلی الله علیه وآله: من أذاع الفاحشة کان کمبتدئها و من عیر مؤمنا بشی ء لا یموت حتی یرکبه.
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمود: کسی که کار زشتی را رواج دهد مانند کسی است که آنرا شروع نموده، و هر کس مومنی را مورد سرزنش و عیبجوئی قرار دهد، نخواهد مرد مگر بعد از آنکه خود نیز مرتکب آن کار شود.
7. عن الفیض بن المختار قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: لما نزلت المائدة علی عیسی (علیه السلام) قال للحواریین: لا تأکلوا منها حتی آذن لکم، فأکل منها رجل منهم، فقال بعض الحواریین: یا روح الله أکل منها فلان فقال له عیسی (علیه السلام): أکلت منها؟ فقال له: لا، فقال الحواریون: بلی و الله یا روح الله لقد أکل منها، فقال عیسی (علیه السلام)، صدق أخاک، و کذب بصرک.
فیض بن مختار گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: هنگامی که مائده آسمانی بر عیسی (علیه السلام) نازل شد به حواریون (اصحاب و اطرافیان خود) فرمود: تا وقتی که به شما اجازه نداده ام از آن نخورید، ولی یک نفر از آنان از آن طعام خورد، بعضی از حواریین گفتند: یا روح الله! فلانی از آن خورد، عیسی (علیه السلام) به آن شخص فرمود: خوردی؟ گفت: نه؛ حواریون گفتند: چرا، به خدا قسم از آن خورد، عیسی (علیه السلام) فرمود: برادرت را تصدیق و چشمت را تکذیب کن.

باب یکصد و پنجاه و هشتم: حرمت دشنام و ناسزا گوئی

1. عن أبی الحسن موسی (علیه السلام) فی رجلین یتسابان، قال: البادی منهما أظلم، و وزره و زر صاحبه علیه ما لم یعتذر الی المظلوم.
عبدالرحمن بن حجاج از امام موسی کاظم (علیه السلام) نقل کرده که درباره دو فردی که به یکدیگر ناسزا می گویند فرمود: شروع کننده ستمکارتر است، و تا هنگامی که از مظلوم عذر خواهی نکند گناه هر دو به گردن اوست.
2. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: ان رجلا من تمیم أتی النبی صلی الله علیه وآله فقال: أوصنی، فکان فیما أوصاه أن قال: لا تسبوا الناس فتکسبوا العداوة لهم.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: مردی از قبیله تمیم خدمت پیامبر رسیده عرض کرد: مرا نصیحت کن، و از جمله سفارشات حضرت به او این بود که: به مردم ناسزا نگوئید که باعث دشمنی آنان خواهد شد.
3. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: سباب المومن فسوق، و قتاله کفر، و أکل لحمه معصیة، و حرمة ماله کحرمة دمه.
امام باقر (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمود: فحاشی به مومن گناه است، و جنگ با او کفر، و غیبت کردنش معصیت است، و حرمت مال او همچون حرمت خون اوست (یعنی بردن و تضییع مال او مانند ریختن خون او حرام است.)
این حدیث به استثنای جمله آخر (حرمت مال...) در محاسن برقی آمده است.
4. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله (علیه السلام): سباب المومن کالمشرف علی الهلکة.
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمود: فحاش دشنام دهنده به مومن، مانند کسی است که لب پرتگاه هلاکت واقع شده است. (فحاشی به مومن همچون واقع شدن در پرتگاه هلاکت است.)
5. قال أبو جعفر (علیه السلام): من کف عن أعراض الناس أقاله الله نفسه یوم القیامة و من کف غضبه عن الناس کف الله عنه عذاب یوم القیامة.
حسین بن عبداله از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: هر که از تعرض به آبرویمردم خودداری نماید، خداوند روز قیامت او را آزاد می گذارد، و عذر او را می پذیرد، و هر کسخشم خویش را از مردم باز دارد، خدا عذاب روز قیامت را از او باز دارد.
مولف: نظیر این روایت قبلا گذشت و نیز خواهد آمد.