فهرست کتاب


آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

شیخ حر عاملی ترجمه:محمد علی مقدس

باب یکصد و سی ام: حرمت در بستن به روی شیعیان

1. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: قلت له: جعلت فداک ما تقول فی مسلم أتی مسلما و هو فی منزله فاستأذن علیه فلم یأذن له و لم یخرج الیه؟ قال: یا أبا حمزة أیما مسلم أتی مسلما زائرا أو طالب حاجد و هو فی منزله فاستأذن علیه فلم یأذن له و لم یخرج الیه لم یزل فی لعنة الله حتی یلتقیا، قلت: جعلت فداک فی لعنة الله حتی یلتقیا؟ قال: نعم.
ابو حمزه گوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: فدایت گردم نظرتان درباره مسلمانی که به دیدن مسلمانی می رود که در منزل خود حضور دارد و از او اجازه ورود می طلبد ولی به او اجازه ورود نمی دهد و از منزل هم بیرون نمی آید (تا با او ملاقات کند) چیست؟ فرمود: ای ابو حمزه! هر مسلمانی که برای دیدن و یا بجهت مشکلی به سراغ مسلمانی برود، و او با اینکه در منزل خود حضور دارد، نه او را به حضور می پذیرد و نه از منزل خارج می شود، چنین کسی دائما مشمول لعنت خداست تا ملاقات حاصل شود. گفتم: فدایت گردم در لعنت خداست تا ملاقات انجام پذیرد؟
فرمود: بلی.
2. محمد بن الحسین الرضی فی (نهج البلاغه) قال: قال أمیرالمومنین (علیه السلام) و قد لقیه عند مسیره الی الشام دهاقین أهل الأنبار فترجلوا له و اشتدوا بین یدیه ما هذا الذی صنعتموه؟ قالوا خلق نعظم به أمراءنا، فقال (علیه السلام) و الله ما ینتفع بهذا أمراؤکم و انکم لتشقون به علی أنفسکم، و تشقون به فی آخرتکم فما أخسر المشقة وراءها العقاب، و ما أربح الدعة معها الأمان من النار.
در نهج البلاغه است که: در مسیر أمیرالمومنین (علیه السلام) به شام دهقانان شهر انبار (به احترام آنحضرت) از مرکبها پیاده شده و در مقابل او خود را به زحمت انداختند. امام فرمود: چرا چنین می کنید؟! گفتند: این رسم و اخلاق ماست که بجهت احترام و تعظیم فرمانروایان خود انجام می دهیم. امام فرمود: بخدا قسم فرمانروایان شما از این کار سودی نمی برند، و شما فقط خود را به زحمت می اندازید، و در آخرت بدبخت و بیچاره می شوید. و چه زیانبار است زحمتی که به دنبال آن عقوبت هم باشد، و چه سودمند است راحتی و آرامشی که با آن امان از آتش وجود داشته باشد.

باب یکصد و سی ام: حرمت در بستن به روی شیعیان

1. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: قلت له: جعلت فداک ما تقول فی مسلم أتی مسلما و هو فی منزله فاستأذن علیه فلم یأذن له و لم یخرج الیه؟ قال: یا أبا حمزة أیما مسلم أتی مسلما زائرا أو طالب حاجد و هو فی منزله فاستأذن علیه فلم ء ذن له و لم یخرج الیه لم یزال فی لعنة الله حتی یلتقیا، قلت: جعلت فداک فی لعنة الله حتی یلتقیا؟ قال: نعم.
ابو حمزه گوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: فدایت گردم نظرتان درباره مسلمانی که به دیدن مسلمانی می رود که در منزل خود حضور دارد و از او اجازه ورود می طلبد ولی به او اجازه ورود نمی دهد و از منزل هم بیرون نمی آید (تا با او ملاقات کند) چیست؟ فرمود: ای ابو حمزه! هر مسلمانی که برای دیدن و یا بجهت مشکلی به سراغ مسلمانی برود، و او با اینکه در منزل خود حضور دارد، نه او را به حضور می پذیرد و نه از منزل خارج می شود، چنین کسی دائما مشمول لعنت خداست تا ملاقات حاصل شود. گفتم: فدایت گردم در لعنت خداست تا ملاقات انجام پذیرد؟ فرمود: بلی.
2. عن اسحاق بن عمار قال: دخلت علی أبی عبدالله (علیه السلام) فنظر الی بوجه قاطب، فقلت: ما الذی غیرک لی؟ قال: الذی غیرذک لاخوانک بلغنی یا اسحاق أنک أقعدت ببابک بوابا یرد عنک فقراء الشیعة، فقلت: جعلت فداک انی خفت الشهرة قال: أ فلا خفت البلیة أ و ما علمت أن المومنین اذا التقیا فتصافحا أنزل الله عزوجل الرحمة علیهما فکانت تسعة و تسعین لأشدهما حبا لصاحبه فاذا توافقا غمرتهما الرحمة و اذا قعدا یتحادثان قالت الحفظة بعضها لبعض اعتزلوا بنا لعل لهما سرا و قد ستر الله علیهما فقلت: أ لیس الله عزوجل یقول: ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید فقال: یا اسحاق ان کانت الحفظة لا تسمع فان عالم السر یسمع و یری.
اسحاق بن عمار می گوید: بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم، و او با چهره ای درهم کشیده و با اخم به من نگاه کرد. از علت آن سوال کردم فرمود: به خاطر برخورد تو با برادرانت، ای اسحاق به من خبر رسیده که تو برای خود دربان قرار داده ای و او فقره ای شیعه را از در خانه ات بر می گرداند: گفتم: فدایت گردم، از شهرت می ترسم. فرمود: آیا از مصیبت و بدبختی نمی ترسی؟ آیا نمی دانی که وقتی دو مومن با یکدیگر ملاقات و مصافحه می کنند
خداوند رحمت بر آنان نازل می کند و نود و نه درصد آن از برای کسی است که برادر خود را بیشتر دوست بدارد؟ و اگر با هم موافق و یکدل باشند غرق در رحمت می شوند، و هنگامی که با یکدیگر به گفتگو می نشینند ملائکه نگهبان به یکدیگر می گویند: از آنان جدا شویم، شاید بین آنان سری باشد که خدا آنرا مستور و پنهان داشته (و ما نباید از آن آگاه شویم.)
گفتم: مگر خداوند عزوجل نمی فرماید: انسان کلمه ای نمی گوید جز آنکه ملائکه رقیب و عتید در کنار او هستند (و آنرا ضبط می کنند) فرمود: ای اسحاق. اگر نگهبانان نشنوند، خداوندی که از اسرار آگاه است می شنود و می بیند.
3. قال أبو عبدالله (علیه السلام) أیما مؤمن کان بینه و بین مومن حجاب ضرب الله بینه و بین الجند سبعین ألف سور من السور الی السور مسیرد ألف عام.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر مومنی که بین خود و مومنی حاجب و مانعی را ایجاد کند، خداوند بین او و بهشت هفتاد هزار بار (حصار) می زند که بین هر بار و با دیگری باندازه مسافت یک هزار سال راه فاصله خواهد بود.
4. عن محمد بن سنان قال: کنت عند الرضا (علیه السلام) ثم ذکر حدیثا طویلا مضمونه أن ثلاثة من بنی اسرائیل حجبوا مومنا و لم یأذنوا له ثم صحبوه فنزلت نار من السماء فأحرقتهم و بقی هو.
محمد بن سنان گوید: من خدمت امام رضا (علیه السلام) بودم - آن گاه حدیث مفصلی را ذکر کردند - که حاصل آن اینست که: سه نفر در بنی اسرائیل بودند که مومنی را که با آنان کار داشت، راه ندادند ولی سپس با او مصاحبت و همراهی کردند، پس آتشی از آسمان فرود آمد و آنان را سوزاند و تنها آن مومن باقی ماند.
5. عن أبی الحسن موسی (علیه السلام) قال: المومن أخو المومن لأبیه و أمه ملعون ملعون من اتهم أخاه ملعون ملعون من غش أخاه ملعون ملعون من لم ینصح أخاه، ملعون ملعون من احتجب عن أخیه، ملعون ملعون من اغتاب أخاه.
عبدالمومن انصاری از امام رضا (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: مومن برادر پدر و مادری مومن است، ملعون و ملعون است کسی که برادر خویش را متهم سازد. ملعون است و ملعون کسی که با برادر خود فریبکاری کند، ملعون ملعون است کسی که خیر خواه برادر خود نباشد. ملعون ملعون است کسی که از برادر خویش پنهان شود. ملعون ملعون است کسی که غیبت برادر خود نماید.

باب یکصد و سی و یکم: استحباب مانقه (در آغوش گرفتن) و احوالپرسی مومن

1. عن أبی جعفر و أبی عبدالله علیهما السلام قالا: .یما مومن خرج الی أخیه یزوره عارفا بحقه کتب الله له بکل خطوة حسنة و محیت عنه سیئة، و رفعت له درجة، فاذا طرق الباب فتحت له أبواب السماء فاذا التقیا و تصافحا و تعانقا أقبل الله علیهما بوجهه، ثم باهی بهما الملائکة فیقول: انظروا الی عبدی تزاورا و تحابا فی، حق علی أن لا أعذبهما بالنار بعد ذلک الموقف الحدیث.
عبدالله بن محمد جعفی از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت کرده که فرمودند: هر مومنی که برای دیدار برادر خود خارج شود و حق او را بشناسد، خداوند در مقابل هر قدمی که بر می دارد حسنه ای برایش می نویسد و گناهی از او پاک می شود. و یک درجه بالا می رود، و هنگامی که در خانه را می زند. درهای آسمان برایش گشوده می شود. وقتی یکدیگر را ملاقات و با هم مصافحه و معانقه(23) می کنند، خداوند آنانرا مورد توجه قرار داده و به آنان بر ملائکه مباهات می کند و می گوید: به بنده من بنگرید که به خاطر من با یکدیگر دیدار و دوستی می کنند. بر عهده من است که پس از این برنامه، آنرا به آتش (جهنم) معذب نسازم.
- در ادامه این حدیث ثواب زیادی برای اینکار ذکر شده است.
2. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: ان المومنین اذا اعتنقا غمرتهما الرحمة، فاذا التزما لا یریدان بذلک الا وجه الله و لا یریدان غرضا من أغراض الدنیا قیل لهما: مغفور لکما فاستأنفا فاذا أقبلا علی المساءلد قالت الملائکة بعضها لبعض: تنحوا عنهما، فان لهما سرا و قد ستره الله علیهما الحدیث.
اسحاق بن عمار از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: وقتی دو مومن با یکدیگر معانقه می کنند رحمت الهی آنانرا فرا می گیرد، وقتی یکدیگر را در آغوش می گیرند، و قصدشان تنها خشنودی خداست نه اغراض دنیوی، به آنان گفته می شود: گناهان شما بخشیده شد، کار (خیر) را از سر گیرید، و هنگامی که به گفتگو می پردازند ملائکه به یکدیگر می گویند: از آنان کناره گیری کنید که بین ایشان اسرار و رموزی است که خدا آنرا مستور داشته است. (حدیث ادامه دارد)
3. عن أبی عبدالله (علیه السلام) فی حدیث أنه قال له: لا تمل من زیارة اخوانک فان المومن اذا لقی أخاه فقال له مرحبا کتب له مرحبا الی یوم القیامة، فاذا صافحه أنزل الله فیما بین ابهامهما مائة رحمد تسعة و تسعون منها لأشدهما حبا لصاحبه، ثم أقبل الله علیهما بوجهه فکان علی أشدهما حبا لصاحبه أشد اقبالا فاذا تعانقا غمرتهما الرحمة، ثم ذکر بقید الحدیث نحو الحدیث السابق.
اسحاق بن عمار ضمن حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که باو فرمود: از دیدار دوستانت ناراحت نباش، چرا که وقتی مومن با برادر خود ملاقات و احوالپرسی می کند - مرحبا می گوید - تا قیامت برای او خوش آمد (: مرحبا) نوشته می شود، و هنگامی که با او دست می دهد، خدا بین دو شست آنان صد رحمت نازل می کند که نود و نه رحمت آن از برای کسی است که رفیق خود را بیشتر دوست می دارد، سپس آنانرا مورد توجه خاص خود قرار می دهد. و باز بیشترین توجه خدا بسوی کسی است که محبتش نسبت به دوست خود بیشتر باشد، و چون با یکدیگر معانقه می کنند رحمت الهی آنانرا فرا می گیرد. (سپس اسحاق دنباله حدیث راکه مانند حدیث قبلی است ادامه داده است.)
مؤلف گوید: در این زمینه احادیث دیگری در اینجا و در باب نماز جعفر (طیار) ذکر شد.