فهرست کتاب


آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

شیخ حر عاملی ترجمه:محمد علی مقدس

باب یکصد و بیست و نهم: حکم بوسیدن زمین، پیاده روی و به زحمت انداختن خویش در مسیر اشراف

1. عن صفوان بن یحیی قال: سألنی أبو قرة صاحب الجاثلیق أن أوصله الی الرضا (علیه السلام) فاستأذنته فی ذلک، فقال: أدخله علی فلما دخل علیه قبل بساطه و قال: هکذا علینا فی دیننا أن نفعل بأشراف زماننا الحدیث.
صفوان بن یحیی گوید: ابو قره رفیق جاثلیق از من درخواست کرد که برای او از امام رضا (علیه السلام) وقت ملاقات بگیرم، من از آن حضرت اجازه گرفتم. اذن دخول دادند، وقتی بر امام وارد شد فرش او را بوسید و گفت: ما در دین خود دستور داریم که با اشراف زمانمان اینچنین رفتار کنیم... و در این حدیث چیزی ذکر نشده که امام این کار را رد کرده باشد.
2. محمد بن الحسین الرضی فی (نهج البلاغه) قال: قال أمیرالمومنین (علیه السلام) و قد لقیه عند مسیره الی الشام دهاقین أهل الأنبار فترجلوا له و اشتدوا بین یدیه ما هذا الذی صنعتموه؟ قالوا خلق نعظم به أمراءنا، فقال (علیه السلام) و الله ما ینتفع بهذا أمراؤکم و انکم لتشقون به علی أنفسکم، و تشقون به فی آخرتکم فما أخسر المشقة وراءها العقاب، و ما أربح الدعة معها الأمان من النار.
در نهج البلاغه است که: در مسیر أمیرالمومنین (علیه السلام) به شام دهقانان شهر انبار (به احترام آنحضرت) از مرکبها پیاده شده و در مقابل او خود را به زحمت انداختند. امام فرمود: چرا چنین می کنید؟! گفتند: این رسم و اخلاق ماست که بجهت احترام و تعظیم فرمانروایان خود انجام می دهیم. امام فرمود: بخدا قسم فرمانروایان شما از این کار سودی نمی برند، و شما فقط خود را به زحمت می اندازید، و در آخرت بدبخت و بیچاره می شوید. و چه زیانبار است زحمتی که به دنبال آن عقوبت هم باشد، و چه سودمند است راحتی و آرامشی که با آن امان از آتش وجود داشته باشد.

باب یکصد و سی ام: حرمت در بستن به روی شیعیان

1. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: قلت له: جعلت فداک ما تقول فی مسلم أتی مسلما و هو فی منزله فاستأذن علیه فلم یأذن له و لم یخرج الیه؟ قال: یا أبا حمزة أیما مسلم أتی مسلما زائرا أو طالب حاجد و هو فی منزله فاستأذن علیه فلم یأذن له و لم یخرج الیه لم یزل فی لعنة الله حتی یلتقیا، قلت: جعلت فداک فی لعنة الله حتی یلتقیا؟ قال: نعم.
ابو حمزه گوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: فدایت گردم نظرتان درباره مسلمانی که به دیدن مسلمانی می رود که در منزل خود حضور دارد و از او اجازه ورود می طلبد ولی به او اجازه ورود نمی دهد و از منزل هم بیرون نمی آید (تا با او ملاقات کند) چیست؟ فرمود: ای ابو حمزه! هر مسلمانی که برای دیدن و یا بجهت مشکلی به سراغ مسلمانی برود، و او با اینکه در منزل خود حضور دارد، نه او را به حضور می پذیرد و نه از منزل خارج می شود، چنین کسی دائما مشمول لعنت خداست تا ملاقات حاصل شود. گفتم: فدایت گردم در لعنت خداست تا ملاقات انجام پذیرد؟
فرمود: بلی.
2. محمد بن الحسین الرضی فی (نهج البلاغه) قال: قال أمیرالمومنین (علیه السلام) و قد لقیه عند مسیره الی الشام دهاقین أهل الأنبار فترجلوا له و اشتدوا بین یدیه ما هذا الذی صنعتموه؟ قالوا خلق نعظم به أمراءنا، فقال (علیه السلام) و الله ما ینتفع بهذا أمراؤکم و انکم لتشقون به علی أنفسکم، و تشقون به فی آخرتکم فما أخسر المشقة وراءها العقاب، و ما أربح الدعة معها الأمان من النار.
در نهج البلاغه است که: در مسیر أمیرالمومنین (علیه السلام) به شام دهقانان شهر انبار (به احترام آنحضرت) از مرکبها پیاده شده و در مقابل او خود را به زحمت انداختند. امام فرمود: چرا چنین می کنید؟! گفتند: این رسم و اخلاق ماست که بجهت احترام و تعظیم فرمانروایان خود انجام می دهیم. امام فرمود: بخدا قسم فرمانروایان شما از این کار سودی نمی برند، و شما فقط خود را به زحمت می اندازید، و در آخرت بدبخت و بیچاره می شوید. و چه زیانبار است زحمتی که به دنبال آن عقوبت هم باشد، و چه سودمند است راحتی و آرامشی که با آن امان از آتش وجود داشته باشد.

باب یکصد و سی ام: حرمت در بستن به روی شیعیان

1. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: قلت له: جعلت فداک ما تقول فی مسلم أتی مسلما و هو فی منزله فاستأذن علیه فلم یأذن له و لم یخرج الیه؟ قال: یا أبا حمزة أیما مسلم أتی مسلما زائرا أو طالب حاجد و هو فی منزله فاستأذن علیه فلم ء ذن له و لم یخرج الیه لم یزال فی لعنة الله حتی یلتقیا، قلت: جعلت فداک فی لعنة الله حتی یلتقیا؟ قال: نعم.
ابو حمزه گوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: فدایت گردم نظرتان درباره مسلمانی که به دیدن مسلمانی می رود که در منزل خود حضور دارد و از او اجازه ورود می طلبد ولی به او اجازه ورود نمی دهد و از منزل هم بیرون نمی آید (تا با او ملاقات کند) چیست؟ فرمود: ای ابو حمزه! هر مسلمانی که برای دیدن و یا بجهت مشکلی به سراغ مسلمانی برود، و او با اینکه در منزل خود حضور دارد، نه او را به حضور می پذیرد و نه از منزل خارج می شود، چنین کسی دائما مشمول لعنت خداست تا ملاقات حاصل شود. گفتم: فدایت گردم در لعنت خداست تا ملاقات انجام پذیرد؟ فرمود: بلی.
2. عن اسحاق بن عمار قال: دخلت علی أبی عبدالله (علیه السلام) فنظر الی بوجه قاطب، فقلت: ما الذی غیرک لی؟ قال: الذی غیرذک لاخوانک بلغنی یا اسحاق أنک أقعدت ببابک بوابا یرد عنک فقراء الشیعة، فقلت: جعلت فداک انی خفت الشهرة قال: أ فلا خفت البلیة أ و ما علمت أن المومنین اذا التقیا فتصافحا أنزل الله عزوجل الرحمة علیهما فکانت تسعة و تسعین لأشدهما حبا لصاحبه فاذا توافقا غمرتهما الرحمة و اذا قعدا یتحادثان قالت الحفظة بعضها لبعض اعتزلوا بنا لعل لهما سرا و قد ستر الله علیهما فقلت: أ لیس الله عزوجل یقول: ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید فقال: یا اسحاق ان کانت الحفظة لا تسمع فان عالم السر یسمع و یری.
اسحاق بن عمار می گوید: بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم، و او با چهره ای درهم کشیده و با اخم به من نگاه کرد. از علت آن سوال کردم فرمود: به خاطر برخورد تو با برادرانت، ای اسحاق به من خبر رسیده که تو برای خود دربان قرار داده ای و او فقره ای شیعه را از در خانه ات بر می گرداند: گفتم: فدایت گردم، از شهرت می ترسم. فرمود: آیا از مصیبت و بدبختی نمی ترسی؟ آیا نمی دانی که وقتی دو مومن با یکدیگر ملاقات و مصافحه می کنند
خداوند رحمت بر آنان نازل می کند و نود و نه درصد آن از برای کسی است که برادر خود را بیشتر دوست بدارد؟ و اگر با هم موافق و یکدل باشند غرق در رحمت می شوند، و هنگامی که با یکدیگر به گفتگو می نشینند ملائکه نگهبان به یکدیگر می گویند: از آنان جدا شویم، شاید بین آنان سری باشد که خدا آنرا مستور و پنهان داشته (و ما نباید از آن آگاه شویم.)
گفتم: مگر خداوند عزوجل نمی فرماید: انسان کلمه ای نمی گوید جز آنکه ملائکه رقیب و عتید در کنار او هستند (و آنرا ضبط می کنند) فرمود: ای اسحاق. اگر نگهبانان نشنوند، خداوندی که از اسرار آگاه است می شنود و می بیند.
3. قال أبو عبدالله (علیه السلام) أیما مؤمن کان بینه و بین مومن حجاب ضرب الله بینه و بین الجند سبعین ألف سور من السور الی السور مسیرد ألف عام.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر مومنی که بین خود و مومنی حاجب و مانعی را ایجاد کند، خداوند بین او و بهشت هفتاد هزار بار (حصار) می زند که بین هر بار و با دیگری باندازه مسافت یک هزار سال راه فاصله خواهد بود.
4. عن محمد بن سنان قال: کنت عند الرضا (علیه السلام) ثم ذکر حدیثا طویلا مضمونه أن ثلاثة من بنی اسرائیل حجبوا مومنا و لم یأذنوا له ثم صحبوه فنزلت نار من السماء فأحرقتهم و بقی هو.
محمد بن سنان گوید: من خدمت امام رضا (علیه السلام) بودم - آن گاه حدیث مفصلی را ذکر کردند - که حاصل آن اینست که: سه نفر در بنی اسرائیل بودند که مومنی را که با آنان کار داشت، راه ندادند ولی سپس با او مصاحبت و همراهی کردند، پس آتشی از آسمان فرود آمد و آنان را سوزاند و تنها آن مومن باقی ماند.
5. عن أبی الحسن موسی (علیه السلام) قال: المومن أخو المومن لأبیه و أمه ملعون ملعون من اتهم أخاه ملعون ملعون من غش أخاه ملعون ملعون من لم ینصح أخاه، ملعون ملعون من احتجب عن أخیه، ملعون ملعون من اغتاب أخاه.
عبدالمومن انصاری از امام رضا (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: مومن برادر پدر و مادری مومن است، ملعون و ملعون است کسی که برادر خویش را متهم سازد. ملعون است و ملعون کسی که با برادر خود فریبکاری کند، ملعون ملعون است کسی که خیر خواه برادر خود نباشد. ملعون ملعون است کسی که از برادر خویش پنهان شود. ملعون ملعون است کسی که غیبت برادر خود نماید.