فهرست کتاب


آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

شیخ حر عاملی ترجمه:محمد علی مقدس

باب یکصد و پانزدهم: فرو خوردن خشم بخاطر تقیه

1. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: کظم الغیظ عن العدو فی دولاتهم تقید حزم لمن أخذ به و تحرز من التعرض للبلاء فی الدنیا، و معاندة الأعداء فی دولاتهم و مماظتهم فی غیر تقیة ترک أمر الله عزوجل فجاملوا الناس یسمن ذلک لکم عندهم و لا تعادوهم فتحملوهم علی رقابکم فتذلوا.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: فرو بردن خشم بجهت تقیه از دشمنان در زمان حکومت آنها هوشیاری و دور اندیشی است برای کسی که چنین کند، و موجب می شود که در دنیا ازگرفتار شدن به بلا محفوظ بماند، و ستیزگی با دشمنان در زمان حکومتشان و نیز نزدیک شدن به آنها در غیر مورد تقیه، ترک امر خداست (خلاف شرع است)، پس با مردم سازش و خوشرفتاری کنید تا در کنار آنان رشد کرده پایگاهی پیدا کنید، و با آنها مستیزید مبادا آنان را بر خودتان مسلط و برگردن خود سوار کنید و در نتیجه خوار و ذلیل شوید.
مؤلف: سابقا روایاتی در این زمینه گذشت و باز هم خواهد آمد.

باب یکصد و شانزدهم: شکیبایی در برابر حسودان و بدخواهان

1. عن الصادق جعفر بن محمد علیهما السلام قال: اصبر علی أعداء النعم فانک لن تکافی من عصی الله فیک بأفضل من أن تطیع الله فیه.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: بر دشمنان نعمت (یعنی حسودان) صبر کن، زیرا در مقابل کسی که خدا را درباره تو معصیت کرده (و نسبت به تو حسادت ورزیده) نمی توانی تلافی کنی به چیزی که بهتر باشد از اطاعت خدا درباره او (یعنی صبر کردن بر آزار او).
2. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الله أخذ میثاق المومن علی بلایا أربع أشدها علیه مؤمن یقول بقوله یحسده، أو منافق یقفو أثره، أو شیطان یغویه، أو کافر یری جهاده، فما بقاء المومن بعد هذا.
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمود: خدا عهد و پیمان مومن را بر بلاهای چهارگانه گرفته است که سخت ترین آن ها بر او این است که: مومنی که هم کیش او است نسبت به او حسادتا می ورزد، یا منافقی پشت سر او قرار می گیرد (و در صدد آزار او بر می آید)، یا شیطانی او را وسوسه می کند، و یا کافری می خواهد با او بجنگد، بنابراین، بقاء مومن بعد از اینها چه معنی دارد؟!
3. عن داود بن سرحان قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: أربع لا یخلو منهن المومن أو واحدة منهن: مؤمن یحسده و هو أشدهن علیه و منافق یقفو أثره، أو عدو یجاهده، أو شیطان یغویه.
امام صادق (علیه السلام) می فرمود: چهار چیز است که مومن از آنها یا یکی از آنها در امان نیست: مومنی درباره او حسد می ورزد، و این سخت ترین آن چیزهاست. منافقی پشت سر او (و در صدد او) است، دشمنی با او در ستیز است، یا شیطانی او را بسوی جهل و گمراهی می کشد.
4. عن أبی الحسن الأول (علیه السلام) قال: اصبر علی أعداء النعم، فانک لن تکافی ء من عصی الله فیک بأفضل من أن تطیع الله فیه.
امام کاظم (علیه السلام) فرمود: بر دشمنان نعمتها صبر کن، زیرا تو هرگز نمی توانی درباره کسی که نسبت به تو نافرمانی خدا را نموده عقوبتی کنی که بهتر از اطاعت خدا درباره او باشد.(19)
5. عن أبی عبدالله (علیه السلام) مثله، و زاد یا زید ان الله اصطفی الاسلام و اختاره فأحسنوا صحبته بالسخاء و حسن الخلق.
از امام صادق مثل همین روایت (حدیث 4) نقل شده با این اضافه: ای زید! خدا اسلام را برگزید و انتخاب نمود، پس همدمی با آن را با سخاوت و خوش خلقی گرامی بدارید.

باب یکصد و هفدهم: خاموشی و سکوت جز در امر خیر

1. قال أبو الحسن (علیه السلام): من علامات الفقه العلم و الحلم و الصمت ان الصمت باب من أبواب الحکمة، ان الصمت یکسب المحبد انه دلیل علی کل خیر.
حضرت ابوالحسن (علیه السلام) فرمود: از علامتهای فقه (بصیرت در دین)، علم و حلم و سکوت است، سکون دری از درهایحکمت است، سکوت کسب محبت می کند، و دلیل بر هر خیری است.
2. عن أبی الحسن الرضا (علیه السلام) قال: ان من علامات الفقه الحلم و الصمت.
ابوالحسن امام رضا (علیه السلام) فرمود: بردباری و سکوت از علامتهای فقه است.
3. عن أبی حمزة قال: سمعت أبا جعفر (علیه السلام) یقول: انما شیعتنا الخرس.
ابو حمزه گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: شیعیان ما گنگ (لال) می باشند. (بردبارند)
4. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله لرجل أتاه: ألا أدلک علی أمر یدخلک الله به الجنة؟ قال: بلی یا رسول الله، قال: أنل مما أنالک الله، قال: فان کنت أحوج ممن أنیله، قال: فانصر المظلوم، قال: فان کنت أضعف ممن أنصره، قال: فاصنع للأخرق یعنی أشر علیه، قال: فان کنت أخرق ممن أصنع له: قال: فأصمت لسانک الا من خیر أما یسرک أن تکون فیک خصلة من هذه الخصال تجرک الی الجنة.
امام صادق (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که به مردی که خدمت او آمده بود فرمود: می خواهی تو را به کاری راهنمائی کنم که خدا به واسطه آن تو را به بهشت ببرد؟
گفت: بلی یا رسول الله، فرمود:
- از آنچه خدا به تو داده به دیگران بده.
- اگر خودم محتاج تر از کسی باشم که می خواهم به او کمک کنم؟
- مظلوم را یاری کن.
- اگر خودم از او ناتوان تر باشم؟
- نادان را راهنمائی کن.
- اگر خودم از او نادان تر باشم؟
- زبانت را ببند و سکوت کن مگر از خیر و نیکی، آیا خشنود نمی شوی از اینکه یکی ازاین خصلتها در تو باشد تا تو را به بهشت بکشاند؟
5. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال لقمان لابنه: یا بنی ان کنت زعمت أن الکلام من فضة فان السکوت من ذهب.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: لقمان به فرزندش فرمود: فرزندم! اگر تو گمان می کنی که سخن از نقره است، پس بدان که سکوت از طلا است.
6. عن الوشاء قال: سمعت الرضا (علیه السلام) یقول: کان الرجل من بنی اسرائیل اذا أراد العبادة صمت قبل ذلک عشر سنین.
وشاء گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم می فرمود: هرگاه مردی از بنی اسرائیل می خواست عبادت کند، قبل از آن، ده سال سکوت اختیار می کرد.
7. عن أبی عبدالله (علیه السلام) فی وصیته لأصحابه قال: ایاکم أن تزلقوا ألسنتکم بقول الزور و البهتان و الاثم و العدوان فانکم ان کففتم ألسنتکم عما یکرهه الله مما نهاکم عنه کان ذلک خیرا لکم من أن تذلقوا ألسنتکم به فان ذلق اللسان فیما یکره الله و ما نهی عنه مرداة العبید عند الله و مقت من الله و صمم و عمی یورثه الله ایاه یوم القیامة.
امام صادق (علیه السلام) در وصیت خود به اصحابش فرمود: برحذر باشید از اینکه زبان خود را به گفتن دروغ و تهمت و گناه و دشمنی بگشائید، چرا که اگر زبانتان را از آنچه خدا دوست نمی دارد و از آن نهی کرده باز دارید، برایتان بهتر از شیرین زبانی در این امور است، زیرا چرخش زبان در اموری که خدا نمی پسندد و از آن منع کرده، موجب پستی مقام بنده نزد خدا و تنفر و کینه شدید او است، و خداوند او را در قیامت کر و کور خواهد نمود...
8. قال رسول الله صلی الله علیه وآله: أمسک لسانک فانها صدقة تتصدق بها علی نفسک، ثم قال: و لا یعرف عبد حقیقد الایمان یخزن لسانه.
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده اند که فرمود: زبان خود را نگاه دار که آن صدقه ای است که آنرا بر خود صدقه می دهی سپس فرمود: و هیچ بنده ای حقیقت ایمان را نمی شناسد مگر اینکه زبان خویش را پنهان کند (و سکوت نماید.)
9. عن أبی عبدالله قال: لا یزال العبد المومن یکتب محسنا ما دام ساکتا فاذا تکلم کتب محسنا أو مسیئا.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: بنده مومن همواره تا ساکت است نیکوکار محسوب می شود ولی هنگامی که سخن می گوید، یا نیکوکار شمرده می شود یا گنهکار (تا چه بگوید.)
10. محمد بن علی بن الحسین قال: و قال (علیه السلام): کلام فی حق خیر من سکوت علی باطل.
و باز فرمود: گفتن حق بهتر از سکوت بر باطل است.
11. قال: و قال الصادق (علیه السلام): الصمت کنز وافر، و زین الحلیم، و ستر الجاهل.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: سکوت، گنج پربار، و زینت بردبار، و پوشش نادان است.
12. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: ما عبدالله بشی ء مثل الصمت، و المشی الی بیت الله.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند به هیچ چیز مانند سکوت، و رفتن به حج بیت الله عبادت نشده است.
13. عن علی بن مهزیار رفعه قال: یأتی علی الناس زمان تکون العافیة عشرد أجزاء تسعة منها فی اعتزال الناس، و واحدة فی الصمت.
از آن حضرت نقل شده که فرمود: روزگاری بر مردم خواهد آمد که در آن، عافیت و رستگاری ده بخش خواهد بود، نه بخش آن در کناره گیری از مردم و یک بخش آن در سکوت است.
14. قال أبو الحسن الرضا (علیه السلام): من علامات الفقه العلم و الحلم و الصمت، ان الصمت باب من أبواب الحکمة ان الصمت یکسب المحبة انه دلیل علی کل خیر.
امام رضا (علیه السلام) فرمود: علم و حلم و سکوت از نشانه های فقه و دین شناسی است. آری سکوت دری از درهای حکمت است سکوت جلب محبت می کند، و دلیل و راهنما بر هر امر خیری است.
15. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: النوم راحة الجسد، و النطق راحة للروح، و السکوت راحد للعقل.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: خواب سبب آرامش تن، و سخن موجب آرامش روح، و سکوت موجب آرامش عقل است.
16. عن علی بن الحسین علیهما السلام قال: القول الحسن یثری المال، و ینمی الرزق، و ینسی فی الأجل، و یحبب الی الأهل، و یدخل الجنة.
امام زین العابدین (علیه السلام) فرمود: گفتار نیک، مال را افزون، و روزی را فراوان می کند، و مرگ را به تاخیر می اندازد، و انسان را نزد خانواده محبوب می سازد و به بهشت وارد می نماید.
17. قال داود لسلیمان علیهما السلام یا بنی علیک بطول الصمت، فان الندامة علی طول الصمت مرة واحدة خیر من الندامة علی کثرة الکلام مرات یا بنی لو أن الکلام کان من فضة کان ینبغی للصمت أن یکون من ذهب.
امام صادق از پدرانش علیهم السلام نقل کرده که: داود به سلیمان علیهم السلام فرمود: فرزندم! ملازم سکوت طولانی باش، زیرا یک مرتبه پشیمانی از سکوت طولانی، بهتر از چندین بار پشیمانی از پرگوئی است، فرزندم! اگر سخن گفتن از نقره باشد، شایسته است که سکوت از طلا باشد.
18. عن أمیر المومنین (علیه السلام) أنه قال لا خیر فی الصمت عن الحکم کما أنه لا خیر فی القول بالجهل.
أمیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: خیری در دم فرو بستن از گفتار حکمت آمیز نیست، همچنان که خیری در گفتار از روی نادانی نیست.
19. قال: و قال (علیه السلام): بکثرة الصمت تکون الهیبة.
أمیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: شکوه و بزرگی، با سکوت زیاد فراهم می گردد.
20. قال: و قال (علیه السلام): من کثر کلامه کثر خطؤه، و من کثر خطؤه قل حیاؤه و من قل حیاؤه، قل ورعه و من قل ورعه، مات قلبه، و من مات قلبه دخل النار.
و باز فرمود: کسی که گفتارش زیاد باشد، اشتباهش زیاد خواهد بود، و کسی که اشتباهش زیاد باشد، شرم و حیای او کم خواهد بود، و هر کس که کم حیا باشد، ورع و تقوایش کم خواهد بود. و هر که کم ورع باشد، دلمرده خواهد شد، و هر کس دل مرده شود، به آتش وارد خواهد شد.
21. قال: و قال (علیه السلام): الکلام فی وثاقک ما لم تتکلم به، فاذا تکلمت به صرت فی وثاقه، فاحزن لسنک کما تخزن ذهبک و ورقک، فرب کلمد سلبت نعمة.
و باز آن حضرت فرمود: تا سخن نگفته باشی سخن در اختیار تو است، ولی پس از گفتار، تو در گرو و اختیار سخن قرار خواهی گرفت، پس زبان خویش را همانند طلا و نقره ات پنهان دار، که چه بسا یک کلمه، موجب از دست رفتن نعمتی خواهد شد.
مؤلف: در این باره روایات دیگری خواهد آمد.