فهرست کتاب


آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

شیخ حر عاملی ترجمه:محمد علی مقدس

باب یکصد و یازدهم: در پرسش احکام دین حیا جایز نیست

1. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: من رق وجهه رق علمه.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که صورتش نازک شود تعملش نازک خواهد شد (یعنی کم روئی و خجالت کشیدن از سوال علمی موجب عدم پیشرفت علم و دانش انسان می شود و در جهل و نادانی می ماند. مترجم.)
2. قال رسول الله صلی الله علیه وآله: الحیاء حیاءان: حیاء عقل، و حیاء حمق، فحیاء العقل هو العلم، و حیاء الحمق هوالجهل.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حیا بر دو قسم است: حیاء عقل و حیاء حماقت، حیاء عقل علم، و حیاء حماقت، جهل است.
مؤلف: در این زمینه روایات دیگری خواهد آمد.

باب یکصد و دوازدهم: استحباب عفو و گذشت

1. عن ابن فضال قال: سمعت أبا الحسن (علیه السلام) یقول: ما التقت فئتان قط الا نصر أعظمهما عفوا.
ابن فضال گوید: از امام کاظم (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: هرگز دو دسته با یکدیگر درگیر نشدند جز آنکه هر کدام که گذشت بیشتری داشتند پیروز شدند.
2. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: علیکم بالعفو فان العفو لا یزید العبد الا عزا، فتعافوا یعزکم الله.
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمود: بر شما باد به عفو و گذشت زیرا گذشت عزت بنده را زیاد می کند، پس از یکدیگر درگذرید تا خداوند شما را عزیز کند.
3. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: ان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) أتی بالیهودیة التی سمت الشاة للنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فقال لها: ما حملک علی ما صنعت؟ فقالت: قلت: ان کان نبیا لم یضره، و ان کان ملکا أرحت الناس منه، قال فعفا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) عنها.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: زن یهودیه ای که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را بوسیله گوسفند زهرآلود مسموم کرد، خدمت آنحضرت آوردند، حضرت به او فرمود: منظورت از این کار چه بود؟ گفت: گفتم اگر او پیغمبر باشد زهر به او ضرر نخواهد رساند، و اگر شاه باشد، مردم را از دست او راحت می کنم. امام فرمود: سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) او را مورد عفو قرار داد.
4. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: الندامد علی العفو أفضل و أیسر من الندامد علی العقوبة.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: پشیمانی بر عفو بهتر و آسن تر از پشیمانی بر عقوبت کردن است.
5. من ألفاظ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) الموجزة: عفو الملک أبقی للملک.
شیخ صدوق فرموده: از سخنان کوتاه رسول خدا این است که: عفو زمامدار، سلطنت او را پایدارتر می کند.
6. قال الرضا (علیه السلام) فی قول الله عزوجل: فاصفح الصفح الجمیل قال: العفو من غیر عتاب.
امام رضا (علیه السلام) در تفسیر آیه فاصفح الصفح الجمیل (یعنی به نیکوترین صورت گذشت کن) فرمود: منظور، عفو بدون سرزنش است.
7. قال علی بن الحسین علیهما السلام فی قول الله عزوجل: فاصفح الصفح الجمیل قال: العفو من غیر عتاب.
امام صادق (علیه السلام) از پدرش و او از پدرش امام سجاد (علیه السلام) نقل کرده که در تفسیر آیه: فاصفح الصفح الجمیل فرمود: یعنی عفو بدون سرزنش.
8. عن أمیرالمومنین (علیه السلام) أنه قال اذا قدرت علی عدوک فاجعل العفو عنه شکرا للقدرة علیه.
أمیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: هنگامی که بر دشمنت پیروز شدی، عفو و گذشت از او را شکر پیروزی خود قرار ده. (نهج البلاغه.)
9. قال: و قال (علیه السلام) أولی الناس بالعفو أقدرهم علی العقوبة.
و باز آنحضرت (علیه السلام) فرمود: سزاوارترن مردم بر عفو کسی است که قدرت بیشتری برای عقوبت دارد.
10. عن أبی جعفر محمد بن علی الباقر (علیه السلام)، عن آبائه: قال قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) (فی حدیث): اذا کان یوم القیامة ینادی مناد یسمع آخرهم کما یسمع أولهم فیقول: أین أهل الفضل؟ فیقوم عنق من الناس فتستقبلهم الملائکة فیقولون: ما فضلکم هذا الذی نودیتم به؟ فیقولون: کنا یجهل علینا فی الدنیا فنحمل و یساء الینا فنعفو فینادی مناد من الله تعالی: صدق عبادی خلوا سبیلهم لیدخلوا الجنة بغیر حساب.
امام محمد باقر از پدرانش (علیه السلام) از رسول خداضمن حدیثی نقل کرده اند که فرمود: روز قیامت فریاد گری ندا می دهد بطوری که آخر جمعیت همانند اول آن، صدا را می شنوند، و می گوید: اهل فضل کجا هستند؟ پس عده ای از مردم بلند میشوند، ملائکه از ایشان استقبال کرده می گویند: این فضیلتی که شما را به خاطر آن صدا زدند چیست؟ در جواب گویند: در دنیا با جهل و نابخردی با ما رفتار می شد، ولی ما بردباری می کردیم، و با ما بد رفتاری می شد، و ما گذشت می کردیم. پس گوینده ای از طرف خدا فریاد می زند: بندگان من راست می گویند، راه را برای ایشان باز کنید تا بدون حساب وارد بهشت شوند.
مؤلف: در این باره روایات دیگری خواهد آمد.

باب یکصد و سیزدهم: گذشت از ستمکار و نیکی به بدکار

1. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله فی خطبة: ألا أخبرکم بخیر خلائق الدنیا و الاخرة؟ العفو عمن ظلمک و تصل من قطعک، و الاحسان الی من أساء الیک و اعطاء من حرمک.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ضمن خطبه ای فرمود: می خواهید شما را از بهترین خلق و خوی دنیا و آخرت با خبر سازم؟ عفو و گذشت از کسی که به شما ظلم کند و ارتباط با کسی که با شما قطع رابطه کند، و احسان و نیکی با کسی که با شما بدی کند، و عطا و بخشش به کسی که شما را (از بخشش خود) محروم سازد.
2. عن أبی حمزة الثمالی، عن علی بن الحسین علیهما السلام قال: سمعته یقول: اذا کان یوم القیامة جمع الله تبارک و تعالی الأولین و الاخرین فی صعید واحد، ثم ینادی مناد .ین أهل الفضل؟ قال: فیقوم عنق من الناس فتتلقاهم الملائکة فیقولون: و ما کان فضلکم؟ فیقولون: کنا نصل من قطعنا و نعطی من حرمنا و نعفو عمن ظلمنا، قال: فیقال لهم: صدقتم ادخلوا الجنة.
ابو حمزه ثمالی گوید: از امام زین العابدین (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: روز قیامت خداوند تبارک و تعالی اولین و آخرین (تمام مردم) را یکجا جمع می کند سپس فریادگری فریاد می کند: اهل فضل (برتران) کجایند؟ پس عده ای از مردم از جا بلند می شوند، ملائکه با آنان ملاقات کرده می گویند: برتری شما در چیست؟ در جواب گویند: ما چنین بودیم که هر کس از ما می برید ما به او می پیوستیم، و هر که ما را محروم می کرد، به او عطا میکردیم، و هر کس به ما ستم می نمود او را می بخشیدیم. امام فرمود: آنگاه به ایشان گفته می شود: راست گفتید، وارد بهشت شوید.
3. قال أبو عبدالله (علیه السلام): ثلاث من مکارم الدنیا و الاخرة: تعفو عمن ظلمک، و تصل من قطعک، و تحلم اذا جهل علیک.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: سه چیز از بزرگواریهای دنیا و آخرت است: کسی را که به تو ستم کرده ببخشی، به کسی که از تو بریده بپیوندی، و اگر با تو نابخردی و بی ادبی کردند بردباری کنی.
4. عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: ثلاث لا یزید الله بهن المرء المسلم الا عزا الصفح عمن ظلمه، و اعطاء من حرمه، و الصلة لمن قطعه.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: سه چیز است که خداوند عزت شخص مسلمان را به خاطر آنها زیادتر می کند؛ گذشت از کسی که به او ظلم کرده، بخشش به کسی که او را محروم ساخته و پیوند با کسی که از او گسسته.
5. قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ألا أدلکم علی خیر خلائق الدنیا و الاخرة؟ تصل من قطعک، و تعطی من حرمک، و تعفو عمن ظلمک.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: میخواهید شما را به بهترین خلق و خوی دنیا و آخرت راهنمایی کنم؟: هر که از شما برید به او بپیوندید، هر که شما را محروم ساخت به او عطا و بخشش کنید، و هر کس به شما ستم نمود از او در گذرید.
6. قال رسول الله صلی الله علیه وآله: علیکم بمکارم الأخلاق فان ربی بعثنی بها، و ان من مکارم الأخلاق أن یعفو الرجل عمن ظلمه، و یعطی، من حرمه و یصل من قطعه، و أن یعود من لا یعوده.
امام رضا (علیه السلام) از پدرانش علیهم السلام از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: به اخلاق نیک روی آورید که پرودرگارم مرا به خاطر آن برانگیخت، و از جمله مکارم اخلاق این است که انسان از کسی که به او ستم کرده در گذرد، و به کسی که او را محروم ساخته بخشش کند و با کسی که (پیوند دوستی یا خویشاوندی را) از او گسسته بپیوندد، و از کسی که به دیدن او نمی آید دیدن کند.
7. عن أمیرالمومنین (علیه السلام) فی وصیته لمحمد بن الحنفیه قال: لا یکونن أخوک علی قطیعتک أقوی منک علی صلته، و لا علی الاساءة الیک أقدر منک علی الاحسان الیه.
أمیرالمومنین (علیه السلام) در وصیت خود به محمد بن حنفیه فرمود: مبادا برادر تو در قطع پیوند نیرومندتر از تو باشد در ایجاد ارتباط و صله رحم، و مبادا که قدرت او در بدی کردن به تو بیش از قدرت تو در نیکی کردن به او باشد.
8. عن زرارة قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: أنا أهل بیت مروءتنا العفو عمن ظلمنا.
زراره گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: ما خانواده ای هستیم که جوانمردی ما عفو و گذشت از کسانی است که به ما ظلم می کنند.
9. عن علی بن جعفر بن محمد أن محمد بن اسماعیل سأله أن یستأذن عمه أبا الحسن موسی (علیه السلام) فی الخروج الی العراق قال: فأذن له، فقام محمد بن اسماعیل فقال: یا عم أحب أن توصینی، فقال: أوصیک أن تتقی الله فی دمی، فقال لعن الله من یسعی فی دمک، ثم قال: یا عم أوصنی فقال: أوصیک أن تتقی الله فی دمی، ثم قال: ثم ناوله أبو الحسن (علیه السلام) صرة فیها مائد و خمسون دینارا، فقبضها محمد، ثم ناوله أخری فیها مائد و خمسون دینارا فقبضها، ثم أعطاه أخری فیها مائد و خمسون دینارا فقبضها ثم أمر له بألف و خمسائة درهم کانت عنده فقلت له فی ذلک: فاستکثرته، فقال هذا لیکون أوکد لحجتی علیه اذا قطعنی و وصلته، ثم ذکر أنه سعی بعمه الی الرشید و أنه یدعی الخلافة و یجی ء له الخراج فأمر له بمائة ألف درهم و مات فی تلک اللیلة.
علی بن جعفر (فرزند امام صادق مدفون در قم م.) گوید: محمد بن اسماعیل می خواست از عموی خود امام موسی کاظم (علیه السلام) برای رفتن به عراق اجازه بگیرد، امام به او اجازه داد، محمد بن اسماعیل بلند شد و عرض کرد: عمو جان! دوست دارم مرا توصیه و نصیحتی بفرمائی، امام فرمود: تو را توصیه می کنم که در ریختن خون من از خدا بترسی! گفت: خدا لعنت کند کسی را که در ریختن خون شما سعایت کند، و باز عرض کرد: عمو جان مرا نصیحت کنید، و باز امام فرمود: تو را توصیه می کنم که درباره خون من از خدا بترسی! آنگاه امام (علیه السلام) کیسه ای به او دادند که یکصد و پنجاه دینار پول در آن بود محمد آن را گرفت، سپس کیسه ای دیگری به او دادند که در آن یکصد و پنجاه دینار بود، آن را نیز گرفت، آنگاه کیسه سوم را به او دادند که یکصد و پنجاه دینار در اان بود، آن را نیز گرفت، بعدا دستور داد یک هزار و پانصد درهم که نزد آن حضرت بود به او دادند.
علی بن جعفر گوید: من در این باره با امام صحبت کرده این پول را برای او زیاد دانستم، فرمود: این برای این استکه حجت من بر او تمامتر باشد وقتیکه او قطع رحم می کند، در حالی که من حق خویشاوندی را ادا کرده ام.
سپس داستان او را نقل کرد که: نزد هارون از عموی خود سعایت و بدگویی کرد و گفت: او ادعای خلافت می کند و خراج و پول برای او می آورند، هارون دستور داد صد هزار درهم به او بدهند، و در همان شب محمد مُرد.
این روایت را مرحوم کلینی هم نقل کرده با این تفاوت که گفته در سه کیسه هر یک صد دینار و در چهارمی سه هزار درهم بود.
مؤلف: قبلا هم روایاتی به مضمون روایات این باب گذشت.