فهرست کتاب


آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

شیخ حر عاملی ترجمه:محمد علی مقدس

باب یکصد و هشتم: راستگویی

1. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: کونوا دعاة للناس بالخیر بغیر ألسنتکم لیروا منکم الاجتهاد و الصدق و الورع.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: مردم را با غیر زبانتان بسوی خوبیها بخوانید، تا از شما کوشش و راستی و پارسائی ببینند.
2. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: من صدق لسانه زکا عمله.
امام صدق (علیه السلام) فرمود: کسی که زبانش راست بگوید، عملش پاکیزه خواهد بود.
3. عن أبی بصیر قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: ان العبد لیصدق حتی یکتب عند الله عزوجل من الصادقین و یکذب حتی یکتب عند الله من الکاذبین، فاذا صدق قال الله عزوجل: صدق و بر و اذا کذب قال الله عزوجل کذب و فجر.
ابو بصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: بنده آنقدر راست می گوید که نزد خدا از راستگویان محسوب می شود، و آنقدر دروغ می گوید که نزد خدا جزء دروغگویان به شمار می آید، پس هرگاه راست گوید خداوند عزوجل می فرماید: راست گفت و نکوکار شد، و وقتی دروغ گوید، خدای عزوجل فرماید: دروغ گفت و پرده دری کرد.
4. قال أبو عبدالله (علیه السلام): من صدق لسانه زکا عمله و من حسنت نیته زید فی رزقه و من حسن بره بأهل بیته مد له فی عمره.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که زبانش راست بگوید: عملش نیکو شود، و کسیکه نیتش خوب باشد، روزیش زیاد گردد، و کسی که با خانواده خود خوشرفتار باشد، عمرش دراز گردد.
5. عن عمرو بن أبی المقدام قال: قال لی أبو جعفر (علیه السلام) فی أول دخلد دخلت علیه: تعلموا الصدق قبل الحدیث.
عمرو بن ابی المقدام گوید: امام باقر (علیه السلام) در اولین دیداری که با او داشتم به من فرمود: قبل از گفتار، راستگویی را بیاموزید.
6. عن الفضیل بن یسار قال: قال أبو عبدالله (علیه السلام) یا فضیل ان الصادق أول من یصدقه الله عزوجل یعلم أنه صادق و تصدقه نفسه تعلم أنه صادق.
فضیل بن یسار گویدن امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای فضیل: اول کسی که شخص راستگو راتصدیق می کند، خدای عزوجل است که میداند او راستگو است، و خود او هم خود را تصدیق می کند که می داند راست گفته است.
7. عن أحمد بن النضر الخراز عن جده الربیع بن سعد قال: قال لی أبو جعفر (علیه السلام) یا ربیع ان الرجل لیصدق حتی یکتبه الله صدیقا.
ربیع بن سعد گوید: امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: ای ربیع! مرد راستگو راست می گوید تا اینکه خدا او را در زمره صدیقان ثبت می کند.
8. قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان أقربکم منی غدا و أوجبکم علی شفاعة أصدقکم للحدیث، و آداکم للأمانة، و أحسنکم خلقا و أقربکم من الناس.
زید بن علی از پدرانش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمود: نزدیکترین شما به من فردای قیامت، و کسی که از همه بیشتر بر من واجب است او را شفاعت کنم کسی است که از همه راستگوتر، امانتدارتر، خوشخوتر، و به مردم نزدیکتر باشد.
9. قال رسول الله صلی الله علیه وآله: أوصیک یا علی فی نفسک بخصال، اللهم أعنه: الأولی الصدق و لا یخرج من فیک کذبد أبدا الحدیث.
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل فرموده که فرمود: یا علی! تو را درباره خود به خصلتهائی توصیه می کنم (آنگاه او را دعا کرده گفت): خدایا او را کمک کن، اول: راستگویی است، هرگز حتی یک دروغ هم ازدهانت خارج نگردد...
مؤلف: در این زمینه روایات دیگری خواهد آمد.

باب یکصد و نهم: عمل به وعده

1. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: انما سمعی اسماعیل (علیه السلام) صادق الوعد لأنه وعد رجلا فی مکان فانتظره سند فسماه الله صادق الوعد، ثم ان الرجل أتاه بعد ذلک فقال له اسماعیل: ما زلت منتظرا لک.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: اسماعیل (علیه السلام) از این جهت صادق الوعد نامیده شد که با مردی در جائی وعده کرد و تا یکسال به انتظار او ماند، از این رو خدا او را صادق الوعد نامید آنگاه پس از یکسال آن مرد نزد او آمد، اسماغیل به او فرمود: من همواره منتظر تو بودم.
2. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلیف اذا وعد.
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمود: کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید وقتی وعده کرد به آن وفا کند.
3. عن هشام بن سالم قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: عدة المؤمن أخاه نذر لا کفارة له، فمن أخلف فبخلف الله بدأ، و لمقته تعرض و ذلک قوله: یا أیها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون کبر مقتا عندالله أن تقولوا ما لا تفعلون.
هشام بن سالم گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: وعده کردن مومن با برادرش، نذر بدون کفاره است، پس کسی که تخلف کند، قبل از هر چیز با خدا خلف وعده کرده و مشمول بغض و عقوبت او گشته است و این همان است که خدا فرموده: ای ایمان آورده ها! چرا چیزی می گوئید که انجام نمی دهید؟! این بزرگترین بغض و عداوت نزد خداست که کار که نمی کنید بگوئید.
4. عن أبی الحسن الرضا (علیه السلام) قال: أتدری لم سمی اسماعیل صادق الوعد، قلت: لا أدری، قال: وعد رجلا فجلس حولا ینتظره.
سلیمان جعفری گفت: امام رضا (علیه السلام) فرمود: می دانی چرا اسماعیل را صادق الوعد (خوش وعده راست وعده) نامیدند؟ گفتم: نمی دانم، فرمود: با مردی وعده کرد و یکسال به انتظار او نشست.
5. عن عبدالله بن سنان قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: ان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) وعد رجلا الی صخرد فقال: أنا لک هاهنا حتی تأتی، قال: فاشتدت الشمس علیه فقال له أصحابه: یا رسول الله لو أنک تحولت الی الظل، قال: قد وعدته الی هاهنا، و ان لم یجی ء کان منه المحشر.
عبدالله بن سنان میگوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با مردی کنار سنگی وعده کرد و فرمود: من اینجا به انتظارت می مانم تا بیایی. (حضرت آنجا ماندند تا) آفتاب به شدت بر آن حرت تابید، اصحاب او عرض کردند: یا رسول الله بروید زیر سایه، فرمود: من در اینجا با او وعده کرده ام، اگر نیامد او باید در محشر پاسخگو باشد.
مؤلف: روایات دیگری که دلالت دارد بر وجوب وفای به وعده در جهاد با نفس خواهد آمد.

باب یکصد و دهم: استحباب حیاء

1. عن معاذ بن کثیر، عن أحدهما علیهما السلام قال: الحیاء و الایمان مقرونان فی قرن، فاذا ذهب أحدهما تبعه صاحبه.
معاذ بن کثیر از امام باقر یا امام صادق علیهم السلام روایت کرده که فرمودند: حیاء و ایمان با یک ریسمان در کنار یکدیگر بسته شده اند، لذا وقتی یکی از آنها برود دیگری نیز همراه آن خواهد رفت.
2. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: الحیاء من الایمان و الایمان فی الجنة.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: حیاء از ایمان و ایمان در بهشت است.
3. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: لا ایمان لمن لا حیاء له.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که حیاء ندارد، ایمان ندارد.
4. قال أبو عبدالله (علیه السلام): الحیاء و العفاف و العی أعنی عی اللسان لا عی القلب من الایمان.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: حیا و عفاف (پاکدامنی) و ناتوانی زبان (لکنت) - نه ناتوانی قلب - از ایمان است.(17)
5. عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: أربع من کن فیه و کان من قرنه الی قدمه ذنوبا بدلها الله حسنات: الصدق، و الحیاء و حسن الخلق، و الشکر.
امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمود: چهار خصلت است که در هر کس باشد، هر چند از سر تا پایش گناه باشد، خداوند آنها را به حسنه تبدیل می کند: راستی، حیا، خوش اخلاقی و شکرگزاری.
6. فی نهج البلاغه عن أمیرالمومنین (علیه السلام) أنه قال: من کساه الحیاء ثوبه لم یر الناس عیبه.
در نهج البلاغه از أمیرالمومنین (علیه السلام): کسی که جامه حیا بپوشد، مردم عیب او را نخواهند دید.
7. قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ما کان الفخر فی شی ء قط الا شانه، و لا کان الحیاء فی شی ء قط الا زانه.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: در هیچ چیز فخر و مباهات پیدا نشد جز آنکه آنرا زشت و ننگین کرد و در هیچ چیز حیا یافت نشد جز آنکه آنرا زیبا نمود.
8. محمد بن علی بن الحسین قال: من ألفاظ رسول الله صلی الله علیه وآله الموجزة: الحیاء خیر کله.
شیخ صدوق گوید: از سخنان کوتاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است که فرمود: حیا همه آن خیر و خوبی است.
9. و باسناده الی أمیرالمومنین (علیه السلام) فی وصیته لمحمد بن الحنفید قال: و من کساه الحیاء ثوبه اختفی عن العیون عیبه.
أمیرالمومنین (علیه السلام) در وصیت خود به محمد بن الحنفیه فرمود: هر کس را حیا جامه خود بدو پوشد، عیبش از دیده ها پنهان خواهد ماند.
10. عن أنس قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: الحیاء خیر کله یعنی أنه یکف ذا الدین و من لا دین له عن القبیح فهو جماع کل جمیل.
انس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده که فرمود: حیا همه آن خیر است، یعنی هم افراد متدین را از کار زشت باز می دارد و هم بی دینان را، بنابراین حیاء جامع همه خوبیها است.
11. قال رسول الله صلی الله علیه وآله: الحیاء و الایمان فی قرن واحد، فاذا سلب أحدهما تبعه الاخر.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: حیا و ایمان به یک ریسمان بسته شده اند، پس هرگاه یکی از آنها سلب شود و ازدست برود، آن دیگری هم به دنبالش می رود.
12. قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ینزع الله من العبد الحیاء فیصیر ماقتا ممقتا، ثم ینزع منه الحیاء ثم الرحمد ثم یخلع دین الاسلام من عنقه فیصیر شیطانا لعینا.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خدا حیا را از بنده می گیرد و در نتیجه شدیدا مورد بغض و نفرت واقع می شود، آنگاه حیا و سپس رحمت را از او م یگیرد، و پس از آن او را از دین اسلام خارج می سازد، و در نتیجه شیطانی می شود که از درگاه الهی رانده شده است.
مؤلف: در این زمینه روایات دیگری خواهد آمد.