فهرست کتاب


آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

شیخ حر عاملی ترجمه:محمد علی مقدس

باب چهل و نهم: حکم سلام بر کفار و اهل لهو و لعب

1. عن غیاث بن ابراهیم، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال امیرالمومنین (علیه السلام): لا تبدءوا و أهل الکتاب بالتسلیم و اذا سلموا علیکم فقولوا: و علیکم.
امام جعفر صادق (علیه السلام) از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: شما به اهل کتاب سلام نکنیدو اگر آنان به شما سلام کردند، در جواب بگویید: و علیکم یعنی بر شما باد.
2. عن زرارد عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: تقول فی الرد علیالیهودی و النصرانی: سلام.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: در جواب سلام یهود و نصاری بگو: سلام.
3. عن محمد بن مسلم، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: اذا سلم علیک الیهودی و النصرانی و المشرک فقل علیک.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: وقتی یهودی یا نصرانی یا مشرکی به تو سلام کرد در جواب او بگو: علیک.
4. عن زرارة، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: دخل یهودی علی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و عائشة عنده فقال السام علیکم، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله: علیکم، ثم دخل آخر فقال مثل ذلک فرد علیه کما رد علی صاحبه، ثم دخل آخر فقال مثل ذلک، فرد علیه رسول الله صلی الله علیه و آله کما رد علی صاحبیه، فغضبت عائشة فقالت: علیکم السام و الغضب و اللعنه یا معشر الیهود یا اخوة القردة و الخنازیر، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله: یا عائشة ان الفحش لو کان ممثلا لکان مثال سوء ان الرفق لم یوضع علی شی ء قط الا زانه و لم یرفع عنه قط الا شانه قالت: یا رسول الله أما سمعت الی قولهم السام علیکم فقال بلی أما سمعت ما رددت علیهم فقلت: علیکم، فاذا سلم علیکم مسلم فقولوا: سلام علیکم، فاذا سلم علیکم کافر فقولوا علیک.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: یک نفر یهودی بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد در حالی که عایشه هم خدمت حضرت بود، و گفت السام علیکم (یعنی مرگ بر شما)، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در جواب فرمود: علیکم (بر شما باد)، سپس دیگری وارد شد و همان گونه گفت و پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز همانطور جواب دادند، باز فرد دیگری وارد شد و به همان کیفیت سلام کرد، و باز حضرت همان جواب را دادند که به اولی و دومی گفتند: (علیکم)
در این هنگام عایشه بر آشفت و با خشم گفت: مرگ و غضب و لعنت بر شما باد ای جماعت یهود، ای برادران بوزینه ها و خوک ها. رسول خدا فرمود: ای عایشه! اگر فحش مجسم می شد به زشت ترین شکلها نمایان می گشت، همانا رفق و مدارا هرگز بر هیچ چیزی گذاشته نشد مگر اینکه آنرا زینت داد، و هرگز از هیچ چیز برداشته نشد جز آنکه آنرا زشت نمود.
عایشه گفت: یا رسول الله آیا نشنیدی که گفتند: السام علیکم؟ (مرگ بر شما)؟ فرمود: چرا، آیا نشنیدی که در جوابشان گفتم: علیکم (بر شما باد)؟.
پس هرگاه مسلمانی به شما سلام کرد، در جوابش بگوئید: سلام علیکم، و اگر کافری سلام کرد بگویید: علیک.
مولف گوید: در روایات سابق گذشت که در جواب سلام مسلمان باید گفت: علیکم السلام، و این طملب در روایات متواتره ذکر شده است. بنابراین ممکن است این روایت که فرمود: در جواب سلام باید گفت: سلام علیکم، روایات سابق را نقض کرده باشد، و نیز ممکن است منظور این روایت این باشد که می خواهد بفرماید: در جواب سلام مسلمان باید به لفظ سلام تصریح شود، ولی در جواب کافر فقط به لفظ علیک اکتفا شود بدون ذکر سلام. و یا می خواهد بفرماید به هر دو صورت صحیح است: چه سلام مقدم باشد و چه علیکم. والله اعلم.
5. عن سالم بن مکرم، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: مر یهودی بالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) فقال: السام علیک، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله علیک، فقال أصحابه انما سلم علیک بالموت، فقال الموت علیک، فقال النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) و کذلک رددت الحدیث.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: یک نفر یهودی به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برخورد کرد و گفت: السام علیک (مرگ بر تو)، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: علیک (بر تو باد) اصحاب آن حضرت عرض کردند: او بر تو به مرگ سلام کرد و گفت: مرگ بر تو، پیامبر فرمود: من نیز همان سلام را به او رد کردم.
6. عن سماعة قال: سألت أبا عبدالله (علیه السلام) عن الیهودی و النصرانی و المشرک اذا سلموا علی الرجل و هو جالس کیف ینبغی أن یرد علیهم؟ فقال: یقول: علیکم.
سماعه گوید: از امام صادق (علیه السلام) سوال کردم: اگر یهودی و نصرانی و مشرک به انسان که نشسته است سلام کنند، جواب شایسته چگونه است؟ فرمود: بگویید: علیکم (یعنی بر شما باد).
7. عن جابر عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: أقبل .بو جهل بن هشام من قریش فدخلوا علی أبی طالب فقالوا: ان ابن أخیک قد آذانا، فادعه فلیکف عن آلهتنا، و نکف عن الهه قال: فبعث أبو طالب الی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فدعاه، فلما دخل النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) لم یرفی البیت الا مشرکا، فقال: السلام علی من اتبع الهدی الحدیث.
امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: ابو جهل بن هشام با عده ای از قریش بر ابو طالب وارد شده گفتند: برادر زاده تو ما را آزار می دهد از او بخواه دست از خدایان ما بردارد، ما هم متقابلا با خدای او کاری نخواهیم داشت.
ابو طالب کسی را خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستاد و از او دعوت کرد، وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد، در خانه کسی جز افراد مشرک ندید، پس فرمود: السلام علی من اتبع الهدی (سلام بر کسی که پیرو هدایت باشد...)
8. عن الأصبغ قال: سمعت علیا (علیه السلام) یقول: ستة لا ینبغی أن تسلم علیهم: الیهود، و النصاری، و أصحاب النرد و الشطرنج، و أصحاب خمر و بربط و طنبور، و المتفکهون بسب الأمهات و الشعراء.
اصبغ می گوید: از علی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: شش دسته اند که شایسته نیست به آنها سلام نمود: یهود، نصاری، اهل نرد و شطرنج، اهل شراب و بربط و طنبور، کسانی که فحش مادر می دهند و شعرا.
9. عن أبی البختری، عن جعفر بن محمد، عن أبیه أن رسول الله قال: لا تبدءوا الیهود و النصاری بالسلام و ان سلموا علیکم فقولوا: علیکم، و لا تصافحوهم و لا تکنوهم الا أن تضطروا الی ذلک.
امام جعفر صادق (علیه السلام) از پدرش علیهما السلام روایت کرده که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به اهل کتاب یهود و نصاری سلام نکنید، و اگر آنان به شما سلام کردند، در جواب بگویید: علیکم، و با ایشان مصافحه نکنید (دست ندهید)، و با کنیه آنها را صدا نزنید، مگر اینکه به این کارها اضطرار پیدا کنید.
مولف: سابقا گذشت روایاتی که دلالت داشت بر نهی از سلام کردن به اهل لهو و لعب و مانند آن.

باب پنجاهم: چگونگی ورود به خانه دیگران

1. عبدالرحمن بن أبی عبدالله قال: سألت أبا عبدالله (علیه السلام) عن قول الله عزوجل: لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم، حتی تستأنسوا و تسلموا علی أهلها قال: الاستئناس وقع النعل و التسلیم.
عبدالرحمن بن ابی عبدالله گفت: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم منظور از این آیه چیست؟: لا تدخلوا بیوتا... (در خانه هایی که متعلق به شما نیست وارد نشوید مگر اینکه مأنوس شوید و به اهل آن خانه ها سلام کنید)؟ فرمود: انس گرفتن به این است که پا را به زمین بزنید، و سلام هم بکنید.
2. أبی الصباح قال: سألت أبا جعفر (علیه السلام) عن قول الله عزوجل فاذا دخلتم بیوتا فسلموا علی أنفسکم الأیة، قال: هو تسلیم الرجل علی أهل البیت حین یدخل ثم یردون علیه فهو سلامکم علی أنفسکم.
ابو الصباح گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره آیه شریفه فاذا دخلتم بیوتا فسلموا علی انفسکم وقتی به خانه ای وارد شدید به خویشتن سلام کنید. سوال کردم که منظور چیست؟ فرمود: منظور این است که انسان به اهل خانه سلام کندو ایشان هم جواب دهند، و این است معنی سلام کردن به خویشتن.
3. علی بن ابراهیم فی تفسیره قال فی روایة أبی الجارود عن جعفر (علیه السلام) قال: اذا دخل الرجل منکم بیته فان کان فیه أحد یسلم علیهم، و ان لم یکن فیه أحد فلیقل السلام علینا من عند ربنا یقول الله تحیة من عند الله مبارکة طیبة.
امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: وقتی به خانه خود وارد می شوید، اگر کسی حضور دارد به او سلام کنید، و اگر کسی وجود ندارد بگویید: السلام علینا من عند ربنا سلام بر ما از طرف پروردگارمان. تا خداوند بگوید: تحیة من عند الله مبارکة طیبة سلام و تحیت مبارک و پاکیزه از طرف خدا بر شما باد.

باب پنجاه و یکم: کسانی که به دیدارشان رفتن شایسته است

1. عن الأصبغ بن نباتة قال: قال امیرالمومنین (علیه السلام) کانت الحکماء فیما مضی من الدهر تقول: ینبغی أن یکون الاختلاف الی الأبواب لعشرة أوجه: أولها بیت الله عزوجل لقضاء نسکه و القیام بحقه و أداء فرضه و الثانی أبواب الملوک الذین طاعتهم متصلد بطاعة الله و حقهم واجب و نفعهم عظیم و ضررهم شدید و الثالت أبواب العلماء الذین یستفاد منهم علم الدین و الدنیا و الرابع أبواب أهل الجود و البذل الذین ینفقون أموالهم التماس الحمد و رجاء الاخرة و الخامس أبواب السفهاء الذین یحتاج الیهم فی الحوادث و یفزع الیهم فی الحوائج و السادس أبواب من یتقرب الیه من الأشراف لالتماس الهیة و المروءة و الحاجة و السابع أبواب من یرتجی عندهم النفع فی الرأی و المشورة تقویة الحزم و أخذ الأهبة لما یحتاج الیه و الثامن أبواب الاخوان لما یجب من مواصلتهم و یلزم من حقوقهم و التاسع أبواب الأعداء الذین تسکن بالمداراة غوائلهم و تدفع بالحیل و الرفق و اللطف و الزیارة عداوتهم و العشار أبواب من ینتفع بغشیانهم و یستفاد منهم حسن الأدب و یونس بمحادثتهم.
اصبغ بن نباته گوید: امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: حکما در گذشته روزگار می گفتند: بر در خانه ده طایفه رفت و آمد کردن شایسته است:
اول: خانه خدا عزوجل، به جهت انجام مناسک و قیام به حق و ادای واجب آن.
دوم: خانه زمامدارانی که اطاعت آنان متصل به اطاعت خدا، و حق ایشان نفعشان عظیم و ضررشان شدید است.
سوم: خانه علمایی که درباره علم دین و دنیا می توان از آنها بهره مند شد.
چهارم: خانه اهل وجودو بخشش که اموالشان را به امید سپاسگزاری و اجر آخرت انفاق می کنند.
پنجم: خانه کم خردانی که در حوادث به آنها نیاز پیدا می شود ودر نیازمندیها می توان از وجودشان استفاده نمود.
ششم: خانه اشراف که با نزدیک شدن به ایشان می توان از بذل و بخشش و مروت آنان و رفع حاجات بهره جست.
هفتم: خانه کسی که امید هست که انسان از نظر دادن و مشورت با وی، و احتیاط در امور ودریافت کمک آنان در نیازمندی ها بهره مند گردد.
هشتم: خانه دوستان چون دیدار با آنان و ادای حقشان واجب است.
نهم: خانه دشمنانی که رفت و آمد و مدارا کردن با آنها موجب می شود آتش فتنه آنان کم فروغ گردد، ودشمنی ایشان با حیله و مدارا و لطف و دیدار دفع شود.
دهم: خانه کسانی که در کنارشان نفعی به انسان عاید می شود و می توان از حسن ادب و انس به گفتگوهایشان بهره مند گشت.