فهرست کتاب


آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

شیخ حر عاملی ترجمه:محمد علی مقدس

باب بیست و دوم: استحباب مشورت با افراد با تقوی، عاقل و...

1 - عن المضل بن عمر قال: الصادق جعفربن محمد (علیه السلام): من لم یکن وعظ من قبله، و زاجر من نفسه، و لم یکن له قرین مرشد استمکن عدوه من عنقه.
مفضل بن عمر گفت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که واعظی از قلب خویش و باز دارنده ای از نفس و درون خود و رفیق پند دهنده ای نداشته باشد، دشمن را بر گردن خویش سوار و او را بر خود مسلط کرده است.
2 - عن عبدالعظیم الحسنی، عن علی بن محمد الهادی، عن آبائه، قال: قال أمیرالمؤمنین (علیه السلام) خاطر بنفسه من استغنی برأیه.
عبدالعظیم حسنی از امام هادی و او از پدرانش (علیهم السلام) نقل کرده که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: هر کس به رأی و نظر خود اکتفاکند (و مشورت ننماید) خویش را در خطر انداخته است.
3 - عن موسی بن القاسم، عن جده معاویه بن وهب، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: استشر فی أمرک الذین سخشون ربهم.
معاویه بن وهب گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: در امور خویش با کسانی مشورت کن که از خدای خود می ترسند.
4 - عن الحسین بن المختار، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال علی (علیه السلام) فی کلام له، شاوره فی حدیثک الذین یخافون الله.
حسین بن مختار از امام صادق (علیه السلام) و او از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت ضمن فرمایشاتشان فرموده اند: در پیشامدها و امور خود با کسانی مشورت کن که از خدا می ترسند.
5 - عن سلیمان بن خالد قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: استشر العاقل من الرجال الورع، فانه یأمر الا بخیر، و ایاک و الخلاف فان مخالفه الورع العاقل مفسده فی الدین و الدنیا.
سلیمان بن خالد از امام صادق (علیه السلام) شنیده که فرمود: با مردان عاقل و با ورع مشورت کن که جز به خیر امر نمی کنند، و مبادا با ایشان مخالفت کنی که مخالفت با مردم باتقوی و عاقل، تباهی دین و دنیا است.
6 - عن منصوربن حازم، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم: مشاوره العاقل الناصح رشد و یمن و توفیق من الله، فاذا أشار علیک الناصح العاقل فایاک و الخلاف فان فی ذلک العطب.
منصوربن حازم از امام صادق (علیه السلام) و او رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم روایت کرده که فرمود: مشاوره با عقل خیرخواه موجب رشد و میمنت و توفیق الهی است. بنابراین اگر خیرخواه عاقلی رهنمودت داد مواظب باش که مخالفت نکنی که موجب رنج و گرفتاری است.
7 - عن المعلی ین خیس قال: قال أبو عبدالله (علیه السلام) ما یمنع أحدکم اذا ورد علیه ما لا قبل له به أن یستشیر رجلا عاقلا له دین و ورع، ثم قال أبو عبدالله (علیه السلام) أما انه اذا فعل ذلک لم یخذله الله یرفعه الله و رماه بخیر الأمور و أقربها الی الله.
معلی بن خنیس گفت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: چه اشکالی دارد که هر گاه امر بی سابقه ای برای شما پیش آید با مردی عاقل که دارای دین و ورع می باشد مشورت کنید؟ سپس امام فرمود: بدانید که هر چنین کند، خدا او را به حال خویش رها نمی سازد، بلکه بلندش می کند و او را به بهترین امور و نزدیکترین کاره ابه خدا رهنمون می گردد.
8 - عن الحلبی، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال المشوره لا تکون الا بحدودها فمن عرفها بحدودها و الا کانت مضرتها علی المستشیر أکثر من منفعتها له، فأو لها أن یکون الذی تشاوره عاقلا و الثانیه أن یکون حرا متدینا، و الثالثه أن یکون صدیقا مؤاخیا، و الرابعه أن تطلعه علی سرک فیکون علمه به کعلمک بنفسک، ثم یسر ذلک و یکتمه، فانه اذا کان عاقلا انتفعت بمشورته، و اذا کان حرا متدینا أجهد نفسه فی النصیحه لک، و اذا کان صدیقا مؤاخیا کتم سرک اذا أطلعته علیه و اذا أطلعته علی سرک فکان علمه به کعامک تمت المشوره، و کملت النصیحه.
حلبی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: مشورت حدود و شرایطی دارد که هر کس آنها را بشناسد و رعایت کند به نتیجه می رسد، وگرنه ضرر آن بر مشورت کننده بیش از نفع آن است:
1 - طرف مشورت عاقل باشد.
2 آزاد و متدین باشد.
3 - دوست و با صداقت باشد.
4 - او را بر سر خود آگاه سازی به طوری که مانند خودت کاملا جزئیات آن را بشناسد ولی اسرار تو را فاش نسازد و سر نگه دار تو باشد.
نتیجه اینکه: هر گاه مشاور عاقل باشد، از مشورتش بهره مند می شوی و اگر آزاد و متدین باشد کاملا سعی می کند خیر و مصلحت تو را در نظر بگیرد، و اگر دوست با صداقت و واقعی باشد، اسرار تو را که فهمید در حفظ آن می کوشد، و چنانچه او را از اسرار خویش آگاه و مطلع ساختی در این صورت او هم مانند خودت نسبت به آنها با خبر و آگاه می شود و با این کار مشورت پایان می پذیرد و خیرخواه و مصلحت اندیشی کامل گردد.

باب بیست و سوم: وجوب خیرخواهی کردن برای مشورت کننده

1 - عن عبدالله بن سنان، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: أتی رجل أمیرالمؤمنین (علیه السلام) فقال له: جئتک مشتشیرا، ان الحسن و الحسین و عبدالله بن جعفر خطبوا الی فقال أمیرالمؤمنین (علیه السلام): المستشار مؤتمن أما الحسن فانه مطلاق للنساء، و لکن زوجها الحسین فانه خیر لا بنتک.
عبدالله بن سنان از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: مردمی خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسید عرض کرد: آمده ام با شما مشورت کنم: حسن و حسین و عبدالله بن جعفر به خواستگاری دخترم آمده اند (کدامیک را انتخاب کنم؟)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: مشاور باید امین باشد، حسن زنان را طلاق می دهد، بنابراین او را به ازدواج حسین درآور که برای دخترت بهتر است.
2 - عن حسین بن عمربن یزید أبیه، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: من استشار أخاه فلم ینصحه محض الرأی سلبه الله عزوجل رأیه.
عمربن یزید از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: کسی که با برادر (دینی) خود مشورت کند، و او طبق تشخیص او را از وی می گیرد.

باب بیست و چهارم: مشورت با زیر دستان

1 - عن معشربن خلاد قال: هلک مولی لأبی الحسن الرضا (علیه السلام) یقال له: سعد: فقال له: أشر علی برجل له فضل و أمانه، فقلت: أنا أشیر علیک؟ فقال شبه المغضب: ان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم کان یستشیر أصحابه ثم یعزم علی ما یرید.
معمربن خلاد می گوید: یکی از غلامان حضرت امام رضا (علیه السلام) به نام سعد از دنیا رفت، امام به من فرمود: مردی که دارای فضل و امانت باشد به من معرفی کن، عرض کردم: من برای شما نظر بدهم؟! حضرت مانند شخص خشمناک فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم با یاران خود مشورت می کرد و آنگاه بر امر مورد نظر خویش تصمیم می گرفت.
2 - عن الفضیل بن یسار قال استشارنی أبو عبدالله (علیه السلام) مره فی أمر فقلت: أصلحک الله مثلی یشیر علی مثلک؟ قال: نعم اذا استشرتک.
فضل بن یسار گوید: امام صادق (علیه السلام) یکبار در مورد کاری با من مشورت فرمود، من گفتم: خدا خیرتان دهد، آیا مثل من برای شخصی چون شما نظر دهد؟! فرمود: بلی، هر گاه از تو نظر خواستم.
3 - عن الحسین بن جهم قال: کنا عند أبی الحسن الرضا (علیه السلام) فذکر أباه (علیه السلام) فقال: کان عقله لا توازن به العقول، و ربما شاور الأسود من سودانه فقیل له: تشاور مثل هذا فقال: ان الله تبارک و تعالی ربما فتح علی لسانه، قال: فکانوا ربما أشاروا علیه بالشی ء فیعمل به من الضیعه و البستان.
حسن ین جهم گوید: ما خدمت امام رضا (علیه السلام) بودیم که پدرش (امام کاظم) (علیه السلام) سخن به میان آورد و فرمود: عقل او با هیج کس قابل مقایسه نبود. ولی گاهی با بعضی از غلامان سپاه پوستش مشورت می نمود، به او گفتند: با من چنین افرادی مشورت می کنی؟! فرمود: خداوند تبارک و تعالی گاهی با زبان ایشان کارگشائی می کند. (حسن بن جهم) گوید: گاهی آن غلامان بر آن حضرت اظهار نظر می کردند و امام در امر باغ بوستان (و امور کشاورزی) به نظر ایشان عمل می نمود.
4 - محمدبن الحسین الرضی فی (نهج البلاغه) عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام) انه ثال لعبدالله بن العباس و قد أشار علیه فی شی ء لم یوافق رأیه: علیک أن تشیر علی فاذاخالفتک فأطعنی.
سید رضی در نهج البلاغه از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل می کند که به عبدالله بن عباس که در مورد کاری بر خلاف نظر آن حضرت نظر دادند فرمودند: بر تو لازم است که برای من نظر دهی، ولی وقتی خلاف نظر تو عمل کردم باید از من اطاعت کنی.
5 - عن علی بن مهزیار قال: کتب الی أبو جعفر (علیه السلام) أن سل فلانا أن یشیر علی و یتخیر لنفسه فهو أعلم بما یجوز فی بلده. و کیف یعمال السلاطین، فان المشوره مبارکه، قال الله لنبیه فی محکم کتابه: و شاورهم فی الأمر فاذا عزمت فتوکل علی الله فان کان ما یقول مما یجوز کتبت أصواب رأیه و ان کان غیر ذلک رجوت أن أضعه علی الطریق الواضح ان شاء الله و شاورهم فی الأمر قال: یعنی الاستخاره.
علی بن مهزیار گوید: ابوجعفر (امام محمد تقی) (علیه السلام) به من نوشت: از فلانی بخواه که برای من نظر دهد و خود انتخاب کند که او بدانچه در شهرش می گذارد (از اوضاع محل سکونتش) آگاهتر است و بهتر می داند که حکمرانان چگونه عمل می کنند، شکی نیست که مشورت مبارک است خداوند در کتاب خود با بیان روشن به پیامبرش خطاب کرده که: و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله
با مسلمانان در امور مشورت کن و هرگاه تصمیم گرفتی بر خدا توکل نما و تصمیم خویش را عملی ساز پس اگر نظر و رأی او جایز بود به بهترین رأی او را برایم بنویس، و اگر نظرش خلاف بود، امیدوارم آن را در مسیر صحیح قرار دهم انشاء الله.
(سپس امام در تفسیر) و شاورهم فی الامر فرمود: یعنی طلب خبر کردن.