فهرست کتاب


آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

شیخ حر عاملی ترجمه:محمد علی مقدس

باب بیستم: استحباب مراقبت از زیرکی مؤمن

1 - عن محمدبن أبی جعفر (علیه السلام) فی قول الله تبارک و تعالی: ان فی ذلک لایات للمتوسمین قال: هم الأئمه: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم: اتقوا فراسه المؤمن فانه ینظر بنور الله فی قوله: ان فی ذلک لایات للمتوسمین.
محمدبن مسلم از امام باقر (علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه ان فی ذلک لایات للمتوسمین: (که در سوره حجر پس از شرح داستان و هلاکت قوم لوط می فرماید: در این داستان نشانه هایی است برای افراد هوشمند و با دقت) فرمود: مراد از افراد هوشمند ائمه (علیهم السلام) می باشند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم فرمود: از هوش و فراست و ذکاوت مؤمن بترسید، چه او با نور خدا می نگرد، آنجا که خدا فرموده: ان فی ذلک لایات للمتوسمین.
2 - عن سلیمان الجعفری قال: کنا أبی الحسن (علیه السلام) فقال: اتق فراسه المؤمن فانه ینظر بنورالله الحدیث.
سلیمان جعفری گفته: ما خدمت ابوالحسن (علیه السلام) بودیم که فرمود: از فراست و زیرکی مومن بترس که او با نور الهی می نگرد...
3 - محمدبن الحسین الرضی فی (نهج البلاغه) عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام) قال: اتقو ظن المؤمنین فان الله جعل الحق علی ألسنتهم.
در نهج البلاغه آمده است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: از ظن و گمان مومنی بترسید که خداوند حق را بر زبان آنا قرار داده است.

باب بیست و یکم: استحباب مشورت با اهل نظر

1 - عن ابن القداح، عن جعفربن محمد، عن آبائه (علیه السلام) قال: قیل: یا رسول الله ما الحزم قال: مشاوره ذوی الرأی و اتباعهم.
ابن قداح از امام صادق و او از پدرش (علیهما السلام) نقل کرده است که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم پرسیدند: حزم (: خود پایی و دقت) چیست؟ فرمود: مشورت و پیروی از صاحبنظر.
2 - عن اسری بن خالد، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: فیما أوصی به رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم علیا (علیه السلام) قال: لا مظاهره أوثق من المشاوره، و لا عقل کالتدبیر.
سری بن خالد از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که پیامبر ضمن وصیتهایش به علی (علیه السلام) فرمود: هیچ پشتیبانی چون مشورت و هیچ عقلی چون تدبیر و چاره اندیشی نیست.
3 - عن أبی الجارود، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: فی التواراه أربعه أسطر: من لا یستشر یندم، و الفقر الموت الأکبر، کما تدین تدان و من ملک استأثر.
ابوالجارود از امام باقر (علیه السلام) حکایت کند که فرمود: چهار سطر و مطلب است که در تورات آمده:
1 - هر کس مشورت نکند پشیمان خواهد شد.
2 - فقر مرگ بزرگی است.
3 - هر چه بدهی پس می گیری (هر چه بکاری می دروی).
4 - هر که به قدرت رسید، انصار طلب و خودخواه شد.
4 - عن سماعه بن مهران، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال لن یهلک امرو عن مشوره.
سماعه بن مهران از امام صادق (علیه السلام) آورده که فرمود: هیچ مردی از مشورت به هلاکت نرسید.
5 - محمدبن الحسین الرضی فی (نهج البلاغه) عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام) انه قال: لا غنی کالعقل، و لا فقر کالجهل، و لا میراث کالأدب، و لا ظهیر کالمشاوره.
در نهج البلاغه از امیرالمؤمنین آمده است که: هیج ثروتی چون عقل هیچ فقری چون جهل، و هیچ ارثی جون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نیست.
6 - قال: و قال (علیه السلام) من استبد برایه هلک، و من شاور الرجال شارکها فی عقولها.
و فرمود: هر کس به رأی و نظر خود استبداد ورزید هلاک شد، و هرکه با رجال مشورت نمود شریک عقل ایشان گشت.
7 - قال: و قال (علیه السلام): الاستشاره عین الهدابه.
و فرمود: مشورت عین هدایت است.
8 - قال: و قال (علیه السلام): خاطر بنفسه من استغنی برأیه.
و فرمود: هر کس به رأی و نظر خود بسنده کرد و مستبد به رأی شد خویش را به خطر افکنده است.

باب بیست و دوم: استحباب مشورت با افراد با تقوی، عاقل و...

1 - عن المضل بن عمر قال: الصادق جعفربن محمد (علیه السلام): من لم یکن وعظ من قبله، و زاجر من نفسه، و لم یکن له قرین مرشد استمکن عدوه من عنقه.
مفضل بن عمر گفت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که واعظی از قلب خویش و باز دارنده ای از نفس و درون خود و رفیق پند دهنده ای نداشته باشد، دشمن را بر گردن خویش سوار و او را بر خود مسلط کرده است.
2 - عن عبدالعظیم الحسنی، عن علی بن محمد الهادی، عن آبائه، قال: قال أمیرالمؤمنین (علیه السلام) خاطر بنفسه من استغنی برأیه.
عبدالعظیم حسنی از امام هادی و او از پدرانش (علیهم السلام) نقل کرده که امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: هر کس به رأی و نظر خود اکتفاکند (و مشورت ننماید) خویش را در خطر انداخته است.
3 - عن موسی بن القاسم، عن جده معاویه بن وهب، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: استشر فی أمرک الذین سخشون ربهم.
معاویه بن وهب گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: در امور خویش با کسانی مشورت کن که از خدای خود می ترسند.
4 - عن الحسین بن المختار، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال علی (علیه السلام) فی کلام له، شاوره فی حدیثک الذین یخافون الله.
حسین بن مختار از امام صادق (علیه السلام) و او از امیرالمومنین (علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت ضمن فرمایشاتشان فرموده اند: در پیشامدها و امور خود با کسانی مشورت کن که از خدا می ترسند.
5 - عن سلیمان بن خالد قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: استشر العاقل من الرجال الورع، فانه یأمر الا بخیر، و ایاک و الخلاف فان مخالفه الورع العاقل مفسده فی الدین و الدنیا.
سلیمان بن خالد از امام صادق (علیه السلام) شنیده که فرمود: با مردان عاقل و با ورع مشورت کن که جز به خیر امر نمی کنند، و مبادا با ایشان مخالفت کنی که مخالفت با مردم باتقوی و عاقل، تباهی دین و دنیا است.
6 - عن منصوربن حازم، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم: مشاوره العاقل الناصح رشد و یمن و توفیق من الله، فاذا أشار علیک الناصح العاقل فایاک و الخلاف فان فی ذلک العطب.
منصوربن حازم از امام صادق (علیه السلام) و او رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم روایت کرده که فرمود: مشاوره با عقل خیرخواه موجب رشد و میمنت و توفیق الهی است. بنابراین اگر خیرخواه عاقلی رهنمودت داد مواظب باش که مخالفت نکنی که موجب رنج و گرفتاری است.
7 - عن المعلی ین خیس قال: قال أبو عبدالله (علیه السلام) ما یمنع أحدکم اذا ورد علیه ما لا قبل له به أن یستشیر رجلا عاقلا له دین و ورع، ثم قال أبو عبدالله (علیه السلام) أما انه اذا فعل ذلک لم یخذله الله یرفعه الله و رماه بخیر الأمور و أقربها الی الله.
معلی بن خنیس گفت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: چه اشکالی دارد که هر گاه امر بی سابقه ای برای شما پیش آید با مردی عاقل که دارای دین و ورع می باشد مشورت کنید؟ سپس امام فرمود: بدانید که هر چنین کند، خدا او را به حال خویش رها نمی سازد، بلکه بلندش می کند و او را به بهترین امور و نزدیکترین کاره ابه خدا رهنمون می گردد.
8 - عن الحلبی، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال المشوره لا تکون الا بحدودها فمن عرفها بحدودها و الا کانت مضرتها علی المستشیر أکثر من منفعتها له، فأو لها أن یکون الذی تشاوره عاقلا و الثانیه أن یکون حرا متدینا، و الثالثه أن یکون صدیقا مؤاخیا، و الرابعه أن تطلعه علی سرک فیکون علمه به کعلمک بنفسک، ثم یسر ذلک و یکتمه، فانه اذا کان عاقلا انتفعت بمشورته، و اذا کان حرا متدینا أجهد نفسه فی النصیحه لک، و اذا کان صدیقا مؤاخیا کتم سرک اذا أطلعته علیه و اذا أطلعته علی سرک فکان علمه به کعامک تمت المشوره، و کملت النصیحه.
حلبی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: مشورت حدود و شرایطی دارد که هر کس آنها را بشناسد و رعایت کند به نتیجه می رسد، وگرنه ضرر آن بر مشورت کننده بیش از نفع آن است:
1 - طرف مشورت عاقل باشد.
2 آزاد و متدین باشد.
3 - دوست و با صداقت باشد.
4 - او را بر سر خود آگاه سازی به طوری که مانند خودت کاملا جزئیات آن را بشناسد ولی اسرار تو را فاش نسازد و سر نگه دار تو باشد.
نتیجه اینکه: هر گاه مشاور عاقل باشد، از مشورتش بهره مند می شوی و اگر آزاد و متدین باشد کاملا سعی می کند خیر و مصلحت تو را در نظر بگیرد، و اگر دوست با صداقت و واقعی باشد، اسرار تو را که فهمید در حفظ آن می کوشد، و چنانچه او را از اسرار خویش آگاه و مطلع ساختی در این صورت او هم مانند خودت نسبت به آنها با خبر و آگاه می شود و با این کار مشورت پایان می پذیرد و خیرخواه و مصلحت اندیشی کامل گردد.