فهرست کتاب


آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

شیخ حر عاملی ترجمه:محمد علی مقدس

باب چهاردهم: رعایت مواسات و برابری با دوستان

1 - محمدبن علی بن الحسین فی کتاب (الخوان) بسنده عن علی بن عقبه، عن الوصافی، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: قال لی: أرأیت من قبلکم اذا کان الرجل لیس علیه رداء، و عنده بعض اخوانه رداء یطرحه علیه؟ قال: قلت: لا، قال: فاذا کان لیس عنده ازار یوصل الیه بعض اخوانه بفضل ازاره حتی یجد له ازارا؟ قال: قلت: لا، قال: فضرب بیده علی فخذه ثم قال: ما هؤلاء باخوه.
وصافی گوید امام باقز (علیه السلام) به من فرمود: آیا دوستان و مرتبطین با شما اینچنین هستند که اگر یکی از آنها عبا نداشته باشد، آنکه دارد عبایش را به او بدهد؟ گفتم: نه فرمود: اگر شلوار ندارد شلوارش را به او می دهد با او هم دارای شلوار شود؟ گفتم: نه. وصافی گوید: در این هنگام امام دستش را بر ران خود زد و فرمود: اینها برادر نیستند.
2 - عن اسحاق بن عمار قال: أبی عبدالله (علیه السلام) فذکر مواساه الرجل لاخوانه و ما یحب له علیهم فدخلنی من ذلک أمر عظیم فقال: انما ذلک اذا قام قائمنا وجب علیهم أن یجهز و أن یقووهم.
اسحاق بن عمار گوید: من نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که آن حضرت درباره برادری و یگانگی برادران (در امور مادی) و حقوقی که برادران و دوستان به گردن انسان دارند، بیاناتی ایراد فرمود، من از این موضوع در شگفتی و تعجب زیادی فرو رفتم، امام فرمود: این صفات وقتی جامه عمل می پوشد که قاوم ما قیام کند، که در آن هنگام بر شیعیان واجب است که برادران خود را مجهز ساخته و به آنان هدیه هم تقدیم کنند.
3 - عن خلاد السندی (السدی) رفعه قال: أبطأعلی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم رجل فقال: ما أبطأبک؟ فقال: العری یا رسول الله، فقال: أما کان لک جارله ثوبان یعیرک أحدهما؟ فقال: بلی یا رسول الله، فقال: ما هذا لک بأخ.
مردی در رسیدن به محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم تأخیر کرد، فرمود: چرا دیر کردی؟ عرض کرد: یا رسول الله به خاطر برهنگی، فرمود: آیا همسایه ای نداشتی که دارای دو لباس باشد و یکی از آنها را به تو عاریه دهد؟ گفت: آری، اینگونه است یا رسول الله. فرمود: او برادر تو نیست.
4 - عن مفضل بن یزید قال: قال أب عبدالله (علیه السلام): انظر ما أصبت فعد به علی اخواتک، فان الله یقول: ان الحسنات یذهبن السیئات قال أبو عبدالله (علیه السلام): قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم ثلاثه لا تطیقها هذه الأمه: المواساه للأخ فی ماله، و انصاف الناس من نفسه، و ذکرالله علی کل حال و لیس هو سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله أکبر فقط، و لکن اذا ورو علی ما یحرم خاف الله
مفضل بن یزد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: بنگر آنچه به دست می آوری به برادرانت نیز بده، که خداوند می فرماید: حسنات، سیئات را از بین می برد
امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم فرمود: سه چیز است که این امت طاقت آن را ندارد: 1 - همدردی و برابری با برادران در مال، 2 - انصاف نمودن با مردم، 3 - یاد خدا در هر حال، و آن فقط سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر نیست، بلکه به این معنی است که در مقابل امر حرام از خدا بترسید (و مرتکب گناه نشود).
5 - و عن ابن أعین أنه سأل أبا عبدالله (علیه السلام) عن حق المسلم علی أخیه فلم یجبه قال: فلما جئت أودعه قلت: سألتک فلم تجبنی، قال: انی أخاف أن تکفروا و ان من أشد ما افترض الله علی خلقه (ثلاث) انصاف المؤمن من نفسه حتی لا یرضی لأخیه المؤمن من نفسه ال بما یرضی لنفسه، و مواساه الأخ المؤمن فی المال فی الله و ذکر الله علی کل حال، لیس سبحان الله و الحمدلله، و لکن عند ما حرم الله علیه فیدعه.
ابن اعین از امام صادق (علیه السلام) پرسید: حق مسلمان بر برادرش چیست؟ امام جواب نفرمود، وقتی خواست خداحافظی کند عرض کرد: سؤالی کردم ولی جوابم ندادید؟!
فرمود: من می ترسم کفر بورزید (و به حرفم توجه نکنید).
سخت ترین چیزی که خدا بر مخلوقاتش واجب کرده سه چیز است: 1 - انصاف داشتن مؤمن تا آنجا که برای برادر مؤمن خود به کمتر از آنجه برای خود می خواهد راضی نگردد.
2 - برابری و مساوات با براد مؤمن خویش در مال (در راه خدا).
3 - ذکر و یاد خدا در همه حال، و آن سبحان الله و الحمدلله نیست، بلکه مراد این است که در مقابل امور حرام به یاد خدا بیفتد و بدان بی توجه نباشد.

باب پانزدهم: کراهت دوستی با فاجر و احمق و دروغگو

1 - عن محمدبن سالم الکندی، عمن حدثه، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: کان أمیرالمؤمنین (علیه السلام) اذا صعد المنبر قال: ینبغی للمسلم أن یتجنب مؤاخاه ثلاثه. الماجن الفاجر و الأحمق و الکذاب، فأما الماجن الفاجر فیزین لک فعله و یحب أن تکون مثله، و لا یعینک علی أمر دینک و معادک، و مقارنته جفاء و قسوء و مدخله و مخرجه عار علیک، و أما الأحمق فانه لا یشیر علیک بخیر، و لا یرجی لصرف السوء عنک و لو أجهد نفسه، و ربما أراد منفعتک فضرک، فموته خیر من حیاته، و سکوته خیر من نطقه، و بعده خیر من قربه، و أما الکذاب فانه لا یهنئک معه عیش ینقل حدیثک، و ینقل الیک الحدیث، کلما أفنی (أقنی) أحدوثه مطها بأخری مثلها حتی انه یحدث بالصدق فما یصدق و یفرق یغری بین الناس بالعداوه فینبت السخاوم فی الصدور، فاتقوا الله و انظروا لانفسکم.
از امام صادق (علیه السلام) روایت است که فرمود: هر گاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) به منبر می رفت می فرمود: شایسته است که مسلمانان از دوستی سه دسته اجتناب کند: لاابالی فاجر، احمق و دروغگو.
اما لاابالی فاجر: کار خویش را نزد تو جلوه می دهد و دوست دارد تو هم مثل او (زشتکار) باشی، و تو را در امر دین و معادت یاری نمی کند، نزدیک شدن به چنین کسی جفاء و قساوت است، و ورود و خرج او برای تو ننگ و عار است.
و اما احمق: تو را به خبری هدایت نمی کند و هر چند کوشش کند نمی تواند ضرری را از تو دور سازد و چه بسا که می خواهند به تو نفعی برساند ولی موجب ضرر و زیان می شود، بنایراین مرگ او بهتر از زندگی اوست، و سکوتش بهتر از گفتن، و دوریش بهتر از نزدیکی است.
اما دروغگو: زندگی با او گوارا نیست، حرف دیگران را نزد تو و حرف تو را نزد دیگران می برد، هر سخنی به پیان می رسد سخن دیگری به میان می آورد، حتی اگر سخن راستی هم بگوید باورت نمی شود که راست گفته؛ بین مردم دشمنی بر می انگیزد و درخت کینه می نشاند و پس از خدا بترسید و مواظب خود باشید.
2 - و فی روایه عبد الأعلی عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال أمیرالمؤمنین (علیه السلام): لا ینبغی للمرء المسلم أن یؤاخی الفاجر، فانه یزین له فعله و یحب أن یکون مثله، و لا یعینه علی أمر دنیا و لا أمر معاده، و مدخله الیه و مخرجه من عنده شین علیه.
کلینی گوید: در روایت عبدالاعلی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: برای مرد مسلمان سزاوار نیست که با فاجر دوستی بورزد زیرا کار خویش را در مقابل او خوب جلوه می دهد و دوست دارد که او هم مثل خودش باشد، ونه در امر دنیا او را یاری می کند، و نه در امر معاد و آخرت. و ورود و خروج او بر انسان موجب ننگ و سرشگست است.
3 - عن میسر، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال لا ینبغی للمرء (للمسلم) أن یؤاخی الفاجر، و لا الأحمق، و لا الکذاب.
میسر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: برای انسان (مسلمان) شایسته نیست که با فاجر و نیز احمق و دروغگو دوستی کند.
4 - عن عبیدبن زرلره قال: قال أبو عبدالله (علیه السلام) ایاک (ایاکم) و مصادقه الأحمق فانک أسر ما تکون من ناحیته أقرب ما یکون الی مساءتک
عبیدبن زراه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: از رفاقت با احمق دور کن زیرا بهترین شادی و سروری که از ناحیه او بر تو وارد می شود، باعث سریع ترین ناراحتی تو خواهد شد.
5 - عن محمدبن سالم الکندی، عمن حدثه، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: کان علی (علیه السلام) عندکم اذا صعد المنبر یقول ینبغی للمسلم أن یجتنب مؤاخاه الکذاب، فانه لا یهنئک معه عیس ینقل حدیثک، و ینقل الأحادیث الیک، کلما فنیت أحدوثه مطها بأخری، حتی انه لیحدث بالصدق، فما یصدق، فینقل الأحادیث من بعض الناس الی بعض یکسب بینهم العداوه، و ینبت الشحناء فی الصدور.
از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده اند که فرمود: امیرالمؤمنین (علیه السلام) که بین شما بود وقتی به منبر می رفت می فرمود: شایسته است که مسلمانان از دوستی دروغگو بپرهیزد زیرا زندگی او با دروغ گوارا نیست، حرف تو را نزد دیگران و حرف دیگران را نزد تو می آورد، هر گفتاری به پایان می رسد گفتار دیگری به دنبال آن ذکر می کند (و آن قدر دروغ می گوید که) حتی اگر راست بگوید نمی توان او را تصدیق کرد، اجبار مردم را نزد دیگران می برد و بین آنها ایجاد دشمنی می کند، و در دلها درخت کینه می نشاند.

باب شانزدهم: کراهت مشارکت دادن سفله گان در امور

1 - عن عماربن موسی قال: قال أبو عبداله (علیه السلام) یا عمار ان کنت تحب أن تستتب لک النعمه و تکمل لک المروء ه و تصلح لک المعیشه فلا تشارک العبید و السغله فی أمرک، فانهم ان ائتمنتهم خانوک، و ان حدثوک کذبوک، و ان نکبت خذلوک، و ان وعدوک أخلفوک، قال و سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول حب الأبرار للأبرار ثواب للأبرار و حب الفجار للأبرار فضیله للأبرار، و بغض الفجار للأبرار زین للأبرار، و بغض للأبرار للفجار خزی علی الفجار.
عماربن موسی می گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: اگر مایلی که نعمت برایت گوارا و مروت و جوانمردی کامل، و زندگی رو به راه و مناسب باشد، بردگان و فرو مایگان را در کار خود شریک مکن، زیرا اگر به آنها اعتماد کنی به تو خیانت کنند و اگر خبری بیاورند دروغ می گویند، اگر بدبخت شوی تو را تنها می گذارند و اگر وعده دادند خلف وعده می کنند.
عمار
می گوید: و باز از آن حضرت شنیدم که فرمود: دوستی نیکان با نیکان، برای نیکان ثواب است، و دوستی گنهکاران با نیکان، فضیلتی است برای نیکان، و دشمنی اهل فسق و فجور با نیکان برای نیکان موجب زینت است، و دشمنی نیکان بافجار باعث ننک و رسوایی فجار (تبهکاران) است.
2 - عن ابراهیم بن أبی البلاد عمن ذکره رفعه قال: قال لقمان لابنه یا بنی لا تقترب فیکون أبعد لک، و لا تبعد فتهان، کل دابه تحب مثلها، و ان ابن آدم یحب مثله، و لا تنشر برک الا عند باغیه کما لیس بین الذئب و الکبش خله کذلک لیس بین البار و الفاجر خله، من یقرب من الزفت یعلق به بعضه، کذلک من یشارک الفاجر یتلم من طرقه، من یحب المراء یشتم، و من یدخل مداخل السوء یتهم، و من یقارن قرین السوء لا یسلم، و من لا یملک لسانه یندم.
از لقمان نقل است که به فرزندش فرمود: فرزندم! با مردم نزدیک مشو که موجب دوری تو می شود، و از آنان دوری مکن که مورد اهانت قرار می گیری (یعنی نه زیاد با مردم محشور باش و نه قطع رابطه کن، بلکه در حد معقول با ایشان معاشرت کن)، هر جانداری هم نوع خود را دوست دارد، و انسان نیز چنین است، سفره احسان خویش را گسترده مساز مگر نزد دوستدار آن، همانگونه که بین گرگ و میش دوستی نیست، بین نیکوکار و بدکار هم دوستی نیست، کسی که به کثافت نزدیک شود، مقداری از آن به او می چسبد همچنین کسی که با افراد بدکار معاشرت کند راه و رسم او را فرا می گیرد، کسی که بحث های بیهوده (مراء) را دوست داشته باشد، مورد شماتت و بدگویی قرار می گیرد، و هر کس در جای نامناسب قدم گذارد مورد اتهام واقع می شود، و هر کس که با دوست بد نشیند سالم نمی ماند، و هرکس اختیار زبان خویش را نداشته باشد پشیمان خواهد شد.
3 - عن عمار الساباطی قال: قال أبو عبدالله (علیه السلام) یا عمار ان کنت تحب أن کنت تحب أن تستتب لک النعمه و تکمل لک الموده و تصلح لک المعیشه فلا تستشر العبید و السفله فی أمرک فانک ان ائتمنتهم ختنوک، و ان حدثوک کذبوک، و ان نکبت خذلوک، و ان وعدوک موعدالم یصدقوک.
عمار ساباطی نقل می کند که امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: ای عمار! اگر دوست داری نعمت بر تو گوارا و دوستی کامل و زندگی مناسب باشد، بابردگان و فرو مایگان در کار خود مشورت مکن، زیرا اگر به آنان اعتماد کنی به تو جیانت کنند و اگر چیزی بگویند دروغ می گویند و اگر بدبخت شدی تنهایت می گذارند و اگر با تو قرار وعده ای گذارند به آن عمل نمی کنند.(2)
4 - عن معاویه بن وهب، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال سمعته یقول کان أبی (علیه السلام) یقول: قم بالحق و لا تعرض لما فاتک، و اعتزل ما یعنیک: و تجنب عدوک، و احذر صدیقک من الأقوام الا الأمین من خشی الله، و لا تصحب الفجار و لا تطلعه علی سرک و لا تأمنه علی أمانتک، و استشر فی أمورک الذین یخشون ربهم.
معویه بن وهب گوید: از امام صادق شنیدم که فرمود: پدرم می گفت: به حق قیام کن، و به گذشته ها نپرداز، از امور بی فایده کناره گیری کن و از دشمنت دوری گزین، و از دوستت که از مردم است بر حذر باش مگر دوستی که امین باشد، و امین کسی است که از خدا بترسد، با فاجر و زشت کار مصاحبت مکن و او را بر سر خویش آگاه مساز و امانت خود به او مسپار، در امورت با کسی مشورت کن که از خدا می ترسد.