فهرست کتاب


آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

شیخ حر عاملی ترجمه:محمد علی مقدس

باب دوم: استحباب خوشرفتاری، همزیستی و رفاقت نیکو با مردم

1. عن محمد بن مسلم قال: قال أبو جعفر (علیه السلام) من خالطت فان استطعت أن تکون یدک العلیا (علیه) علیهم فافعل.
محمد بن مسلم گوید: امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: با هر کس معاشرت و نشست و برخاست داری، اگر می توانی دستت بالای سر آنها باشد این کار را انجام ده (آنان را تحت سرپرستی خویش قرار ده.)
2. عن معاویة بن عمار قال: قال أبو عبدالله (علیه السلام): وطن نفسک علی حسن الصحابة لمن صحبت، و حسن خلقک، و کف لسانک، و اکظم غیظک، و أقل لغوک، و تغرس عفوک، و تسخو نفسک.
معاویه بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: نفس خود را بر خوشرفتاری با همنشینانت آموزش و عادت ده، اخلاق خویش را نیکو کن، زبانت را بازدار، خشمت را فروده تکارهای لغو و بیهوده را کم کن، درخت عفو و گذشت را بنشان و سخی الطبع باش.
3. عن أبی الربیع الشامی قال: دخلت علی أبی عبدالله (علیه السلام) و البیت غاص بأهله (الی أن قل:) فقال: یا شیعة آل محمد اعلموا أنه لیس منا من لم یملک نفسه عند غضبه، و من لم یحسن صحبة من صحبه، و مخالقة من خالقه، و مرافقد من رافقه، مجاورة من جاوره، و ممالحة من مالحه الحدیث.
ابو الربیع شامی گوید: خدمت امام جعفر صادق (علیه السلام) رسیدم در حالی که خانه اش مملو ازجمعیت بود امام فرمود: ای پیروان آل محمد صلی الله علیه و آله بدانید که: هر کس مالک خشم خویش نباشد (و نتواند آنرا مهار کند) و یا با همنشینانش خوشرفتاری نکند، و یا با افرادی که با او با اخلاق نیک و مدارا و حسن همجواری و نرمش رفتار می کنند، برخوردی نامناسب داشته باشد، از ما نیست...
4. عن محمد بن مسلم عن أبی جعفر (علیه السلام) قال ما لا یعبأ بمن سلک هذا الطریق اذا لم یکن فیه ثلاث خصال: ورع یحجزه عن معاصی الله، و حلم یملک به غضبه، و حسن الصحبة لمن صحبه.
محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) روایت می کند که فرمود: پیروان ما مورد توجه نیستند مگجر اینکه دارای سه خصلت باشند:
1. ورعی که آنان را از نافرمانی خدا باز دارد.
2. حلمی که با آن خشم خویش را مهار کنند.
3. خوشرفتاری با همنشینان.
5. عن صفوان الجمال، عن أبیعبد الله (علیه السلام) قال کان أبی یقول لا ما یعبأ بمن یؤم هذا البیت اذا لم یکن فیه ثلاث خصال: خلق یخالق به من صحبه، أو حلم یملک به غضبه، أو ورع یحجزه عن محارم الله.
صفوان جمال از امام صادق (علیه السلام) بازگو می کند که فرمود: پدرم فرمود: کسی که این مسیر را می پیماید مورد عنایت نیست مگر اینکه سه خصلت داشته باشد:
1. اخلاقی که با همنشینانش خوشرفتاری کند.
2. حلمی که بدان غضبش را مهار نماید.
3. ورع و تقوایی که او را از گناه باز دارد.
6. قال: و قال الصادق (علیه السلام) لیس من المروءة أن یحدث الرجل بما یلقی فی السفر من خیر أو شر.
باز صفوان از امام صادق (علیه السلام) روایت می کند که فرمود: این دور از جوانمردی است که انسان هر چه را در سفر از خوب و بد دید برای دیگران نقل کند.
7. عن عمار بن مروان قال: أوصانی أبو عبدالله (علیه السلام) فقال: أوصیک بتقوی الله و أداء الأمانة و صدق الحدیث، و حسن الصحبة لمن صحبت، و لا قود الا بالله.
عمار بن مروان گوید: امام صادق (علیه السلام) مرا وصیت کرد و فرمود: ترا به تقوای الهی، امانت داری، راستگویی و خوشرفتاری سفارش می کنم. ولا قوة الا بالله (یعنی در این امور باید از خدا کمک بخواهی.)
8. عن المفضل بن عمر قال: دخلت علی أبی عبدالله (علیه السلام) فقال لی: من صحبک؟ فقلت له: رجل من اخوانی، قال: فما فعل؟ قلت: منذ دخلت لم أعرف مکانه فقال لی: أما علمت أن من صحب مؤمنا أربعین خطود سأله الله عنه یوم القیامة.
مفضل بن عمر گوید: بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم امام به من فرمود: با کسی هستی؟ گفتم: با یکی زا برادرانم. فرمود: چه می کند؟ (کجاست)؟ گفتم: از وقتی که وارد شدم جایش را نمی دانم.
امام فرمود: آیا نمی دانی که هر کس چهل قدم با مومنی همراه شد خداوند روز قیامت درباره او از وی سوال خواهد نمود؟
9. عن السکونی، عن أبی عبدالله عن آبائه: قال: قال رسول الله ثلاث من لم یکن فیه لم یتم له عمل: ورع یحجزه عن معاصی الله، و خلق یداری به الناس، و حلم یرد به جهل الجاهل.
سکونی از امام صادق و او از پدرانش علیهم السلام روایت می کند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: سه چیز است که در هر کس نباشد هیچ کارش کامل نیست:
1. ورعی که او را از نافرمانی خدا باز دارد.
2. اخلاقی که با مردم مدارا کند.
3. حلمی که جهل و نادانی را با او دفع نماید.
10. محمد بن الحسین الرضی فی نهج البلاغه عن امیرالمومنین (علیه السلام) أنه قال: خالطوا الناس مخالطة ان متم معها بکوا علیکم و ان غبتم حنوا الیکم.
امیرالمومنین (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید: طوری با مردم معاشرت و رفت و آمد کنید که اگر مردید بر شما بگریند و اگر از ایشان دور شدید شما را به نیکی یاد کنند.

باب سوم: کیفیت معاشرت با برادران دینی

1. عن یونس بن عبد الرحمن، عن أبی جعفر الثانی (علیه السلام) قال: قام الی امیرالمومنین (علیه السلام) رجل بالبصرة فقال: أخبرنا عن الخوان، فقال: الاخوان صنفان اخوان الثقة و اخوان المکاشرة، فأما اخوان الثقد فهم کالکف و الجناح و الأهل و المال، فاذا کنت من أخیک علی ثقد فابذل له مالک و یدک، و صاف من صافاه، و عاد عاداه و اکتم سره و أعنه و أظهر منه الحسن، و اعلم أیها السائل أنهم أعز من الکبریت الأحمر، و أما اخوان المکاشرة فانک تصیب منهم لذتک، فلا تقطعن ذلک منهم، و لا تطلبن ما وراء ذلک من ضمیرهم، و ابذل لهم ما بذلوا لک من طلاقة الوجه و حلاوة اللسان.
یونس بن عبدالرحمن از ابو جعفر ثانی (امام جواد علیه السلام) روایت کرده که فرمود: در بصره مردی در حضور امیرالمومنین (علیه السلام) بخاست و عرض کرد: درباره برادران برایمان سخنی بفرما: حضرت فرمود: برادران (دوستان) دو دسته اند: اخوان الثقه (دوستان مطمئن و صمیمی) و اخوان المکاشره (دوستان ظاهری)
دسته اول ماننددست و بال و اهل و مال می باشند، بنابراین اگر برادری مورد وثوق تو است، از بذل ما و نیرویت در راه او دریغ ننما، با دوستانش دوست و با دشمنانش دشمن باش، اسرارش را حفظ و او را یاری و خوبیهایش را اظهار کن، و بدان که پرسشگر که این دوستان از کبریت احمر کمیاب ترند.
و اما دسته دوم (اخوان المکاشره) تو لذت خویش را از آنان برمی گیری پس آن را از ایشان دریغ مدار و آنها را بهره مند ساز و بیش از این هم از آنان مخواه و با درونشان کاری نداشته باش و همانگونه که آنها با خوشروئی و شیزین زبانی با تو برخورد می کنند، تو نیز با آنها اینچنین باش.

باب چهارم: جا باز کردن در مجلس برای دیگران مخصوصا در تابستان... و کمک به نیازمندان و ضعفاء

1 - عن ابن أبی عمیر، عمن ذکره، عن أبی عبدالله (علیه السلام) فی قول الله عزوجل: انا نزاک من المحسنین قال: کان یوسع المجلس و یستقرض للمحتاج، و یعین الضعیف.
از امام صادق (علیه السلام) راجع به گفتار خداوند در قرآن: انا نزاک للمحسنین که درباره حضرت یوسف می فرماید: ما تورا از نیکوکاران می بینیم سؤال شد که تفسیرش چیست؟ فرمود: حضرت یوسف در مجلس توسعه می داد و جا برای واردین باز می کرد، و به نیازمندان وام می داد، و به ضعفا کمک می نمود.
2 - عن السکونی، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ینبغی للجلساء فی الصیف أن یکون بین کل اثنین مقدار عظم الذراع لثلا یشق بعضهم علی بعض.
سکونی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم فرمود: سزاوار است کسانی که در مجلسی نشسته اند در فصل تابستان طوری بنشینند که بین دو نفر به مقدار استخوان ذارع (قلم دست) فاصله باشد تا در زحمت نباشند.