آداب معاشرت با مردم در سیره و سخن پیشوایان ترجمه کتاب العشرة وسایل الشیعه

نویسنده : شیخ حر عاملی مترجم : ترجمه:محمد علی مقدس

مقدمه

الحمد لله الذی هدانا لهذا وما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله و الصلوة والسلام علی خیر عباده المهذبین محمد و آله الهداة المهدیین الذین انعم الله علیهم و انعموا علینا بارائة الصراط المستقیم.
کتاب وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة تألیف محدث متبحر خبیر و علامه محقق بصیر مرحوم شیخ محمد بن الحسن الحر العاملی (اعلی الله مقامه) متوفای سال 1104 هجری قمری که با تصحیح و تحقیق و پاورقیهای مجاهد نستوه مرحوم آیة الله ربانی شیرازی (قده) در بیست جلد منتشر شده، یک دوره اخبار و روایات کتب اربعه و غیر آنهاست، که عمده مسائل شریعت اسلام را در بر دارد و مورد توجه همه فقها و علمای شیعه بوده و از کتابهای مرجع به حساب می آید.
جلد هشتم این موسوعه ارزشمند کتاب الحج است که احادیث مربوط به حج در آن گرد آوری شده و در پایان آن به مناسبت مسافرت که ملازم با معاشرت همسفران است کتاب الشعرة یعنی آداب معاشرت آمده که کتاب حاضر ترجمه آن است.
ویژگی این کتاب، عام المنفعه بودن آن است، زیرا آداب زندگی و معاشرت با مردم از نظر روایات اسلامی در آن آمده و این امری است که برای تمامی مردم از حجاج و غیر حجاج، مسافر و حاضر، زن و مرد، کوچک و بزرگ، همه و همه ضرورت داشته و بسیار مورد نیاز است.
ترجمه این کتاب با مشورت استاد بزرگوار فقیه عالیقدر حضرت آیة الله العظمی منتظری مدظله العالی، آغاز شد. اما در اثر پاره ای از مشکلات ادامه آن مدتها به تاخیر افتاد، تا اینکه به فضل خداوند منان توفیق تکمیل آن به دست آمد و در دسترس عموم قرار گرفت.
روش اینجانب در ترجمه بر این است که مستقیما خود متن کتاب را مورد توجه قرار داده و بدون مراجعه به شرح ها و پیدا شدن ذهنیت خاص، به ترجمه پرداخته ام و در صورت نیاز به کتابهای دیگر مراجعه نموده ام.
در مواردی که احساس نیاز شده، کلمه یا جمله هایی در پرانتز بمنظور توضیح، اضافه و یا در پاورقی درج شده که با کلمه مترجم مشخص گشته است تا از متن متمایز باشد.
متن عربی روایات را آوردم تا اصل حدیث، در دسترس و قابل مراجعه باشد و بخاطر اینکه برای فارسی زبانان ملال آور نباشد در ترجمه، از ذکر سند تفصیلی و مستندهای دیگر که مولف ارجاع داده و جنبه فنی دارد خودداری شد، تا هم برای خواص قثابل استفاده باشد و هم برای عموم.
گرچه مضمون برخی روایات تکراری است و با مختصری اختلاف ذکر شده ولی بجهت حفظ امانت ترجمه، از حذف مکررات خودداری کردم.
ان شاء الله اگر خداوند متعال توفیق عنایت فرماید زبده احادیث این کتاب به علاوه روایات مناسب دیگر در این زمینه، با شرح و بیان لازم در کتابی مستقل تقدیم علاقمندان خواهد شد.
از پروردگار یکتا و منزه از هر عیب و نقصان، توفیق به کار بستن رهنمودهای معصومین (علیه السلام) را که موجب سعادت دو دنیا است برای خویشتن و همگان خواستارم و از خوانندگان محترم تقاضامندم انتقادات و اشکالاتی را که به نظر مبارکشان می رسد برای بنده به عنوان هدیه ارسال فرمایند که خیر اخوانی من اهدای الی عیوبی
والسلام علی من اتبع الهدی و نهی النفس عن الهوی
اصفهان - تابستان 1387
محمد علی مقدس

احکام و آداب معاشرت، در وطن و مسافرت

باب اول: در اینکه لازم است زندگی همه مردم بر پایه امانت داری و برپا داشتن شهادت و راستگویی استوار گردد، و نیز استحباب عیادت مریض، حضور در تشییع جنازه، همسایه داری و نماز در مساجد.

1. عن معاویة بن وهب قال: قلت لأبی عبدالله (علیه السلام) کیف ینبغی لنا أن نصنع فیما بیننا و بین قومنا، و فیما بیننا و بین خلطائنا من الناس؟ قال: فقال: تؤدون الأمانة الیهم، و تقیمون الشهادة لهم و علیهم، و تعودون مرضاهم و تشهدون جنائزهم.
معاویه بن وهب گوید: به ابی عبدالله (امام جعفر صادق علیه السلام) عرض کردم: چه رفتاری شایسته است که ما در برخورد با دوستان شیعه خود یا دیگران که با آنها معاشرت داریم داشته باشیم؟ فرمود: امانت را به آنان برگردانید (امانت دار باشید) و به حق شهادت دهید چه به نفع آنان باشد یا به زیانشان و از بیمارانشان دیدن کنید و به تشییع جنازه ایشان حاضر شوید.
2. عن أبی أسامة زید الشحام قال: قال لی أبو عبدالله (علیه السلام) اقرأ علی من تری أنه یطیعنی منهم و یأخذ بقولی السلام، و أوصیکم بتقوی الله عزوجل، و الورع فی دینکم، و الاجتهاد لله، و صدق الحدیث، و أداء الأمانة، و طول السجود، و حسن الجوار، فبهذا جاء محمد صلی الله علیه و آله، أدوا الأمانة الی من ائتمنکم علیها برا أو فاجرا، فان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) کان یأمر بأداء الخیط و المخیط صلوا عشائرکم، و اشهدوا جنائزهم، و عودوا مرضاهم، و أدوا حقوقهم، فان الرجل منکم اذا ورع فی دینه و صدق الحدیث و أدی الأمانة و حسن خلقه مع الناس قیل هذا جعفری، فیسرنی ذلک و یدخل علی منه السرور، و قیل هذا أدب جعفر، و اذا کان علی غیر ذلک دخل علی بلاؤه و عاره، و قیل هذا أدب جعفر، و الله لحدثنی أبی (علیه السلام) أن الرجل کان یکون فی القبیلة من شیعة علی (علیه السلام) فیکون زینها اداهم للأمانة، و أقضاهم للحقوق، و أصدقهم للحدیث، الیه وصایاهم و ودائعهم، تسأل العشیرة عنه فتقول من مثل فلان انه آدانا للأمانة، و أصدقنا للحدیث.
زید شحام می گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: به کسانی که می دانی از من فرمان می برند و به حرفم گوش می دهند سلام مرا برسان و بگو: شما را به رعایت تقوای خداوند عزوجل دین داری توصیه می کنم، برای خدا بکوشید، راست گفتار و امانت دار باشید، سجده را طولانی کنید، و همسایه داری نمایید. که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برای این امور آمد. هر کس به شما اعتماد نمود و امانتی به شما سپرد - چه نیکوکار باشد یا زشت کار - در امانتش خیانت مکنید زیرا که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به ادای امانت دستور می فرمود حتی اگر سوزن و نخی باشد، با خویشان رفت و آمد کنید، جنازه هایشان را تشییع کنید و بیمارانشان را عیادت نمایید و حقوقشان را بپردازید.
وقتی یکی از شما اهل ورع، راستگو، امانت دار، و خوش خو باشد، مردم می گویند: این جعفری است (شیعه امام جعفر صادق است) و این موجب خشنودی و خرسندی من می گردد که می گویند: جعفر چنین افرادی را تربیت کرده است.
و اگر رفتارتان غیر از این باشد، گرفتاری و ننگ آن بر من است و می گویند: این ادب جعفر است.
به خدا سوگند پدرم (علیه السلام) به من فرمود: گاه در یک قبیله، مردی از شیعیان علی یافت می شود که مایه زینت و افتخار قبیله است؛ امانت دارترین افرذاد، دقیق ترین فرد در رعایت حقوق مردم، و راستگوترین افراد می باشد، آنچنان مورد وثوق است که مردم وی را وصی خود قرار داده و امانت های خویش را به او می سپارند، وقتی از افراد قبیله راجع به او سوال کنی جواب خواهی شنید: چه کسی مانند اوست؟ نظیر ندارد، او امانت دارترین و راستگوترین ما است.
3. عن معاویة بن وهب قال: قلت له کیف ینبغی لنا أن نصنع فیما بیننا و بین قومنا و بین خلطائنا من الناس ممن لیسوا علی أمرنا؟ فقال تنظرون الی أئمتکم الذین تقتدون بهم فتصنعون ما یصنعون، فو الله انهم لیعودون مرضاهم، و یشهدون جنائزهم، و یقیمون الشهادة لهم و علیهم، و یؤدون الأمانة الیهم.
معاویه به وهب می گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: چه نوع رفتاری شایسته است در معاشرت های خویش داشته باشیم، چه نسب به دوستان و هم عقیده های خود چه با سایرین که هم خط ما نیستند (اهل سنت)؟ فرمود: به امامان خویش که به آنان اقتدا می کنید بنگرید که هر چه ایشان می کنند بکنید: به خدا سوگند ایشان (ائمه ع) بیمارانشان را عیادت کرده، به جنازه هایشان حاضر شده، و برای ایشان شهادت می دهند چه به نفعشان باشد یا به ضررشان، و امانت هایشان را به آنها مسترد می کنند.
4. عن حبیب الخثعمی قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول علیکم بالورع و الاجتهاد و اشهدوا الجنائز، و عودوا المرضی، و احضروا مع قومکم مساجدکم و أحبوا للناس ما تحبون لأنفسکم، أما یستحیی الرجل منکم أن یعرف جاره حقه، و لا یعرف حق جاره.
حبیب خثعمی گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: بر شما باد خودپایی و کوشش، بر جنازه ها حاضر شوید، از بیماران عیادت کنید و با خویشان خویش در مساجد شرکت نمایید و هر چه برای خود دوست می دارید برای مردم هم بخواهید، آیا خجالت نمی کشید که همسایه شما از شما حق شناسی کند ولی شما حق همسایه را نشناسید؟!
5. عن مرازم قال: قال .بو عبدالله (علیه السلام) علیکم بالصلاة المساجد، وحسن الجوار للناس و اقامة الشهادة و حضور الجنائز انه لا بد لکم من الناس ان أحدا لا یستغنی عن الناس حیاته، و الناس لا بد لبعضهم من بعض.
مرازم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: بر شما باد به نماز در مساجد، خوشرفتاری با مردم، اقامه شهادت، و حضور بر جنازه ها، شما چاره ای ندارید جز اینکه با مردم باشید، هیچ کس در زندگی از مردم بی نیاز نیست ومردم ناچار به همدیگر نیازمندند.
6. عن عبد الله بن سنان قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول أصیکم بتقوی الله و لا تحملوا الناسی علی أکتافکم فتذلوا، ان الله عزوجل یقول فی کتابه و قولوا للناس حسنا ثم قالن عودوا مرضاهم، و احضروا جنائزهم و اشهدوا لهم و علیهم، و صلوا معهم فی مساجدهم حتی یکون التمییز، و تکون المباینة منکم و منهم.
عبدالله بن سنان گوید: از امام جعفر صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: شما را به تقوای الهی توصیه می کندم، مبادا مردم را بر دوش خود سوار کنید که ذلیل و خوار خواهید شد، خدای عزوجل در کتابش می فرماید: و قولوا للناس حسنا (با مردم خوش زبان باشید)، سپس فرمود: بیماران مردم (اهل سنت) را عیادت کنید، به جنازه هایشان حاضر شوید، به نفع و ضررشان شهادت دهید، (برای ادای شهادت حاضر شوید چه به نفع طرف باشد و چه به ضرر او)، و در مساجدشان با آنان نماز بخوانید تا (با رفتار نیک شما) تمایز حاصل شود.
7. عن خیثمة، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: أبلغ موالینا السلام، و أوصهم بتقوی الله و العمل الصالح و أن یعود صحیحهم مریضهم، و لیعد غنیهم علی فقیرهم، و أن یشهد حیهم جنازد میتهم، و أن یتلاقوا فی بیوتهم، و أن یتفاوضوا علم الدین، فان ذلک حیاة لأمرنا، رحم الله عبدا أحیا أمرنا، و أعلمهم یا خیثمة أنا لا نغنی عنهم من الله شیئا الا بالعمل الصالح، فان و لا یتنا لا تنال الا بالورع، و ان أشد الناس عذابا یوم القیامة من وصف عدلا ثم خالفه الی غیره.
امام صادق (علیه السلام) به خیثمه فرمود: به دوستان ما سلام برسان و ایشان را به تقوا و نیکوکاری توصیه کن و از اینکه سالم ها از بیماران عیادت کنند و اینکه باید اغنیا به مستمندان رسیدگی کنند، و زنده ها به تشییع جنازه مرده ها حاضر شوند، و در خانه هایشان از یکدیگر دیدن کرده و درباره علم و دین گفتگو کنند که این موجب زنده شدن امر ما است؛ رحمت خدا بر بنده ای باد که امر ما را احیاء کند.
ای خیثمه به شیعیان اعلام کن که: ما در پیشگاه خداوند برای ایشان کاری نخواهیم کرد و وساطتی نتوانیم مگر با عمل صالح، چه، ولایت ما نفعی نمی بخشد جز با ورع و تقوا. و حقا روز قیامت شدیدترین عذابها از آن کسانی است که عدالت را توصیف می کنند اما خود اهل آن نیستند.
8. عن کثیر بن علقمة قل: قلت لأبی عبدالله (علیه السلام): أوصنی، فقال: أوصیک بتقوی الله، و الورع و العبادة، و طول السجود، و أداء الأماند، و صدق الحدیث، وحسن الجوار فبهذا جاءنا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) صلوا فی عشائرکم، و عودوا مرضاکحم، و اشهدوا جنائزکم، وکونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا، حببونا الی الناس و لا تبغضونا الیهم فجروا الینا کل مودة و ادفعوا عنا کل شر.
کثیر بن علقمه می گوید: به ابی عبدالله امام صادق (علیه السلام) گفتم: مرا نصیحت کن، فرمود: تو را توصیه و سفارش می کنم به: تقوا، ورع، بندگی، طول سجده، ادای امانت، راستگویی و همسایه داری که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) برای این امور به سوی ما آمده، با خویشانتان رفت و آمد کنید، به عیادت بیمارانتان بروید، به جنازه هایتان حاضر شوید، و برای ما آبرو باشید نه ننگ و عار، ما را در جامعه محبوب مردم کنید، و برای ما دشمن تراشی ننمایید، همه دوستی ها را برای ما جلب کنید، و هر شری را از ما دور سازید.
9. عن یحیی بن عمران، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: کان امیرالمومنین (علیه السلام) یقول: لیجتمع فی قلبک الافتقار الی الناس، و الاستغناء عنهم، یکون افتقارک الیهم فی لین کلامک، و حسن سیرتک و یکون استغناؤک عنهم فی نزاهة عرضک و بقاء عزک.
یحیی بن عمران از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: امیرالمومنین (علیه السلام) همواره می فرمود: باید نیاز به مردم و بی نیازی از آنان در دلت جمع گردد؛ احتیاج و نیازت به آنان به این باشد که با زبان لین و نرمی با آنان سخن گویی و خوشرفتار باشی و بی نیازی ات به این باشد که آبروی خویش را حفظ کرده و عزت خود رانگه داری.
10. عن أبی أسامة قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: علیکم بتقوی الله و الورع و الاجتهاد، و صدق الحدیث، و أداء الامانة، و حسن الخلق، و حسن الجوار، و کونوا لنازینا، و لا تکونوا علینا شینا.
ابو اسامه می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: بر شما باد به تقوا و ورع و کوشش و راستگویی و امانت داری و خوش اخلاقی و خوش رفتاری با همسایگان، و اینکه برای ما زینت و آبرو باشید نه ننگ و بی آبرویی.