آینده بشریت از دیدگاه شهید مطهری

نویسنده : سید سعید حسینی

مقدمه

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا أبی القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین
موضوع کتابی که پیش روی شما است، آینده بشریت از دیدگاه استاد شهید مطهری رحمة الله علیه است. آینده بشریت، شامل آینده قبل از ظهور و پس از ظهور، رجعت، برزخ و آخرت می شود؛ ولی آنچه مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته، آینده پیش از عالم برزخ و آخرت است. پرسش اصلی این است که آیا آینده بشر معلوم است یا نا معلوم؟ و اگر معلوم است، درخشان و سعادتمندانه است، یا تاریک و شقاوتمندانه؟ و اگر سعادتمندانه است، دارای چه ویژگی هایی است؟ و بالاخره نقش ما برای رسیدن به آن عصر زندگی چیست؟
نظرهای مختلف درباره آینده در قالب فرجام شناسی، آینده نگری، آینده شناسی، سرنوشت باوری، غیب گویی، پیش بینی، پایان تاریخ و... مطرح می شود.
چهار نظر مطرح درباره پایان تاریخ عبارتند از: نظر مسیحیت، فوکویاما، مارکسیسم و اسلام.
1. دیدگاه مسیحیت:
مسیحیت به آینده تاریخ، خوشبین بوده و معتقد است، حضرت مسیح (علیه السلام) در پایان جهان برای نجات بخشی بشر خواهد آمد؛ البته این آینده فقط برای خداوند معلوم است. حاصل تحقیق برخی محققان آن است که مسیحیان، بازگشت مسیح را برای اداره امور جهان نمی دانند؛ بلکه مسیح، رستگاری مردم و تحقق ملکوت خدا را به ارمغان می آورد، این رستگاری نیز بیشتر جنبه اخروی و روحی دارد و جزییات آن دقیق و روشن نیست. پس عموم مسیحیان، بازگشت مسیح (علیه السلام) را با آغاز قیامت همراه می دانند.(1)
2. دیدگاه فرانسیس فوکویاما:
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، این سوال مطرح شد که بعد از جهان دو قطبی، آینده جهان همراه با صلح و آرامش خواهد بود، یا جنگ جدیدی در راه است؟
و در پاسخ نظریه بدبینانه برخورد تمدن ها و دیدگاه خوش بینانه پایان تاریخ بیان گردید.
فرانسیس فوکویاما، متفکر ژاپنی الاصل آمریکا، عضو سابق دفتر برنامه ریزی های سیاسی در وزارت خارجه آمریکا و تحلیلگر مرکز مطالعات راند (Rand) نظریه پایان تاریخ را در کتابی با عنوان پایان تاریخ و آخرین انسان مطرح ساخت.
او پایان سده بیستم را پایان تاریخ نام نهاد، با این توضیح که با پیروزی غرب در جنگ سرد، دموکراسی لیبرال - که به نظر او مظهر عقلانیت است - پیروز شده و انسان ها به دنیای پسا تاریخ گام می گذارند. او شکست کمونیسم را دلیل پیروزی ارزش های لیبرال غربی و پایان درگیری های ایدئولوژیک می داند.
این نظریه از جهت های مختلف مخدوش است؛ از جمله: تحلیل شکست کمونیسم، بی بهره بودن دموکراسی لیبرال از معنویت، تحقیر کشورهای جهان سوم و ابتلاء به داروینیسم اجتماعی؛ بنابراین با وجود استقبال اولیه، پس از چندی ارکان این نظریه سست شد که از عوامل آن حرکت های اسلام خواهی در برخی کشورهای اسلامی است؛ بنابراین ساموئل هانتیگتون، مدیر مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه هاروارد نظریه جنگ تمدن ها را ارائه کرد که بنابر آن با پایان یافتن جنگ سرد، کنش و واکنش تمدن ها جایگزین برخوردهای ایدئولوژیک گذشته شده و به نظر او کانون درگیری های آینده بین تمدن غرب و اتحاد جوامع کنفوسیوسی شرق آسیا و جهان اسلام است او خواهان وحدت اروپا و آمریکا و معین کردن حدود قدرت برای نظام کشورهای کنفوسیوسی و اسلامی است. این نظریه هم به دلیل عدم ارائه تعریف علمی از تمدن و فرهنگ، همچنین کلی بودن واحدهای این نظریه؛ یعنی اسلام، تمدن کنفوسیوسی و غرب و آشتی ناپذیر دانستن اسلام و مسیحیت، مورد نقد قرار گرفته است.(2)
3. مارکسیسم
در بحث های فلسفه تاریخ و نقد ماتریالیسم تاریخی و مدینه های فاضله، این نظر بیان و نقد می گردد، که خلاصه آن چنین است: مارکس دوران کمون اولیه و نهایی را نورانی و بقیه مراحل تاریخ را تاریک و ظلمانی می داند، استاد مطهری معتقد است کسانی که مراحل تاریخ را جبری می دانند، صلاحیت ارائه تز اصلاحی ندارند.
4. اسلام
اسلام با طرح جامعه آرمانی - که اول واقع بینانه است، دوم با وجود تخلف ناپذیری وعده الهی، اختیار انسان را کاملا دخیل می داند، سوم هدفی با چند مرتبه برای آن در نظر دارد و چهارم تحقق بخش آن را انسان کاملی می داند که با نام و خصوصیات نزد شیعه معلوم است - آینده ای بسیار درخشان برای بشریت ترسیم می کند، که هدف اصلی این اثر بیان تفصیلی این دیدگاه از منظر استاد مطهری است.
گفتنی است آینده بشریت از دیدگاه استاد شهید مطهری تا کنون مورد بررسی قرار نگرفته است؛ البته در بین آثار بزرگان می توان به مطالبی ارزشمند اشاره کرد که بخشی از زیر مجموعه های برخی فصول این کتاب را، تحقیق کرده اند که مناسب ترین و نزدیک ترین نوشته با عنوان این کتاب، مقاله آقای حسین سوزنچی با عنوان مهدویت و انتظار در اندیشه شهید مطهری است که در شماره 54 مجله موعود چاپ شده است. پس از این مقاله، می توان از مقاله استاد حمید پارسانیا در کتاب اندیشه سیاسی آیت الله مطهری و مقاله موعودگرایی و فلسفه تاریخ (شماره 237 و 238 عصر ما) و سپس کتاب ارزشمند استاد آیت الله مصباح یزدی با عنوان جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن نام برد؛ ولی عنوان هایی که ذکر گردید و بیشتر آن ها که نام برده نشد، اولا مقاله بوده و در حد تفصیل کتاب نمی باشند، ثانیا بخشی از آینده بشریت را بررسی کرده اند به طور مثال مهدویت یا زیر مجموعه های آن مثل نهاد سیاست، ثالثا به طور غالب از دیدگاه استاد مطهری نبوده اند و رابعا به مبانی اندیشه استاد اشاره ای نکرده اند؛ بنابراین از آنچه پیش روی شماست، می توان به عنوان کاری نو یاد کرد.
لازم به ذکر است که اثر حاضر در چهار بخش کلیات و مفاهیم، مبانی استاد مطهری در اندیشه آینده بشریت، جامعه و تاریخ و آینده بشریت از دیدگاه استاد مطهری تنظیم شده است.
پیش از ورود به مباحث اصلی یادآوری این نکته به خوانندگان گرامی لازم است که عنوان کتاب با بخش چهارم تناسب کامل دارد؛ به این ترتیب از سرورانی که حوصله کم تری دارند و یا دغدغه مطالب مطرح شده در بخش های دوم و سوم را ندارند تقاضا می شود، مستقیما به بخش چهارم مراجعه کنند؛ اما سایر خوانندگانی را که به دنبال مرور مبانی استاد مطهری در این اندیشه هستند به بخش های دوم و سوم ارجاع می دهیم. اکنون به صورت گذار چرایی آوردن بخش دوم و سوم کتاب بیان می شود.
1. استاد مطهری در متناسب ترین کتاب خود با این موضوع - قیام و انقلاب مهدی (علیه السلام) از دیدگاه فلسفه تاریخ - می گوید:
تاریخ آن گاه فلسفه دارد و تحت ضابطه در می آید و موضوع تفکر و عبرت می شود که جامعه شخصیت و طبیعت داشته باشد.(3)
- توجه به عنوان کتاب باید بدانیم تاریخ چیست و فلسفه تاریخ به چه معناست و با توجه به عبارت ذکر شده باید جامعه را بشناسیم بنابراین بخش سوم کتاب به بررسی چیستی و هستی تاریخ و جامعه و فلسفه تاریخ از دیدگاه استاد مطهری پرداخته است.
2. در بخش چهارم، یکی از ویژگی های آینده تاریخی عصر ظهور، دین و جامعه و حکومت واحد بیان شده است، ریشه این بحث در بخش سوم با عنوان آینده جوامع بررسی شده است.
3. به عقیده استاد مطهری تکامل تاریخ با دو شیوه ابزاری و فطری، نتیجه دو بینش، درباره انسان است؛(4) بنابراین در بخش دوم انسان شناسی استاد مطهری بیان شده است. افزون بر آن، زیر مجموعه های بحث انسان شناسی ریشه بسیاری از بحث های بخش چهارم را تشکیل می دهد از جمله:
بحث خلیفة الله، برای مساله امامت،
بحث کرامت و اختیار انسان، برای رسیدن به هدف های آفرینش،
بحث روح و جاودانگی آن، برای موضوع رجعت،
بحث فطرت، برای بحث های فراوان از جمله محرک تاریخ، اصالت فرد و جامعه و...
4. در بخش چهارم به حکومت واحد جهانی اشاره شده که از مبانی آن نفی ماتریالیسم و داشتن بینش توحیدی است، بنابراین در بخش دوم هستی شناسی استاد، و در بخش سوم نقد ماتریالیسم آمده است.
5. در بخش چهارم در ویژگی های فردی و اجتماعی جامعه ایده آل، از اهداف آفرینش در بُعد علمی و عملی سخن به میان آمده است، بنابراین در بخش دوم، در ذیل موضوع هستی شناسی؛ هدف های آفرینش مطرح گردیده است.
6. اصل این که شناخت خداوند، جامعه، تاریخ و انسان، ممکن است و باید آن ها را شناخت و ابزار آن کدام است، در بحث معرفت شناسی آمده است.
7. مدار خلافت الهی که نظام امامت را تشکیل می دهد، بهره مندی از اسماء الله است، بنابراین در هستی شناسی به این بحث پرداخته شده است.
بنابراین محصول و چکیده این نوشتار که لبیک بسیار مختصری است به ندای نائبان عام حضرت ولی عصر (علیه السلام) (توصیه به کار جدید روی آثار استاد مطهری اعلی الله مقامه)، چنین است:
تنها جهان بینی توحیدی ویژگی های یک جهان بینی خوب را دارا است، در این جهان بینی، جهان ماهیت از اویی و به سوی اویی دارد و در تدبیر آن اسماء و صفات الهی موثرند. از لوازم نظام متقن علّی و معلولی حاکم بر جهان، سنن الهی است و یکی از مصداق های آن پیروزی حق بر باطل است که ظهور ربوبیت و رحمت الهی است، که همراه با سنت دیگر خداوند - ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم - جامعه عمل خواهد پوشید و در تحقق آن وعده الهی، انسان نقش اساسی دارد، همان انسان که با سرمایه فطری و سرمایه اکتسابی از طبیعت وارد جامعه می شود و می تواند به اهداف آفرینش برسد و با فطرت تکامل جو و قناعت ناپذیر خود، مهمترین عامل حرکت تاریخ باشد و جوامع را به سوی کمال و یگانه شدن پیش برد.
انسان همواره اندیشه آینده بهتر را داشته است که از نمونه های بارز آن مدینه های فاضله می باشد و امروز با ظهور و افول ایسم های مختلف تنها نقطه امید بشر، جامعه آرمانی اسلام است که با ویژگی های فردی، اجتماعی و تاریخی (بی سابقه در طول تاریخ)، در حقیقت عصر زندگی است. به نظر استاد مطهری اصل ظهور امام زمان (علیه السلام) یک مدد غیبی اجتماعی است؛ ولی با این وجود تکلیف های فردی و اجتماعی مردم ساقط نمی شود؛ بلکه انتظار واقعی، آن آینده بسیار درخشان را نزدیک می کند، آینده ای که مرحله نخست از سه مرحله ظهور تام ولایت الهیه در عالم در مسیر انا الیه راجعون می باشد.
لازم به یاد آوری است که این احتمال وجود دارد در برخی موارد کلام بزرگان نقل شده باشد ولی ارجاع آن ذکر نشده که تقاضای عفو و گذشت دارم.
در پایان مقدمه پس از سپاس از درگاه حضرت حق جل و علی و عنایت های اهل بیت علیهم السلام، به ویژه وجود نازنینی که بیمنه رزق الوری و بانوی مجلله ای که شهر مقدس قم منور به بارگاه ملکوتی اوست، تشکر ویژه از ریاست محترم موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمة الله علیه دارم، همچنین لازم است از محضر اساتید ارجمندی که بر اینجانب حق فراوانی دارند در نگارش این اثر از نکته سنجی های عالمانه آنان بهره مند شدم از جمله حجج اسلام و المسلمین میر سپاه، عالی، فیاضی، پارسانیا، آقا تهرانی و نیز اساتید و محققانی که در تکمیل و تنظیم برخی فصول و مطالب، راهنمایی فرمودند از جمله جناب آقای مصطفی ملکیان و حجج اسلام آقایان محمود فتحعلی و رحیم کارگر و محمد مادرشاهی صمیمانه تقدیر و تشکر کنم و از درگاه حضرت حق جل و علی برای تمام کسانی که بر اینجانب حق دارند؛ به ویژه، والدین، خانواده و اساتید ارجمندم خیر دنیا و آخرت درخواست نموده و بهترین سلام و صلوات خود را به روح مطهر امام خمینی و شهدای راه اسلام، به خصوص آیت الله مطهری نثار می کنم، که اگر آن مجاهدت ها نبود امروز نیز اثری از اسلام نبود و برای رهبر معظم انقلاب اسلامی مد ظله و امت شهید پرور رحمت، رأفت، دعا و خیر حضرت بقیة الله العظم عجل الله تعالی فرجه الشریف را خواهانم. و با اعتراف به بضاعة مزجاة این اثر را به پیشگاه منور پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله که بعثتش تجلی اعظم(5) است و منتی از سوی خداوند متعال بر تمام مومنان(6) تقدیم می کنم.
تقدیم به ثقل اکبر؛ قرآن کریم و ثقل کبیر؛(7) اهل بیت عصمت و طهارت علیهما السلام به ویژه تقدیم به آن که قیامش، وعده تخلف ناپذیر لیظهره علی الدین کله(8) را تحقق می بخشد و آرمان توحید و بندگی خدا را عالم گیر می کند. همان آرمان که برای تحققش، پیامبران الهی به ویژه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، شدیدترین آزارها و مصایب را متحمل شدند، فرق نفس پیامبر؛ امیرالمومنین (علیه السلام)، پس از تحمل بیست و پنج سال خانه نشینی و سپس مبارزه با ناکثین، قاسطین و مارقین، شکافته شد، و فاطمه زهرا علیها السلام، صورت، بازو، پهلو، محسن و جانش را نثار کرد، جنازه مطهر امام مجتبی (علیه السلام) تیر باران شد و بازوان حضرت عباس (علیه السلام) قطع گردید و حسین بن علی علیهما السلام در گودی قتلگاه با چهره خونی سر به سجده گزارد، زینب کبری علیها السلام به اسارت رفت و... .
تقدیم به مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف که:
تحقق بخش ایده آل همه انبیا و اولیا و مردان مبارز راه حق است.(9)
امید آن که این اهدا مقبول واقع شود و از آن، اجداد و ذوی الحقوقم، ارواح مطهر حضرت امام و شهدای عزیز راه اسلام به ویژه استاد شهید آیت الله مطهری بهره مند گردند.

بخش اول : کلیات

1. معرفی استاد مطهری رحمة الله علیه

موضوع این کتاب، آینده بشریت از دیدگاه استاد مطهری رحمة الله است، بنابراین لازم است پیش از ورود به مفاهیم و کلیات تحقیق، استاد مطهری رحمة الله علیه، معرفی شود، اما از آنجا که معرف باید اجلی و اعرف از معرف باشد،(10) در معرفی استاد مطهری:، از محضر بزرگان استفاده می شود: