دویست و هشتاد و سه نکته از بسم الله الرحمن الرحیم

نویسنده : سید مصطفی علوی

پیشگفتار

الحمدلله و الحمدحقه و صلی الله علی محمد و اهل بیته الطیبین و اللعن علی عدوهم من الاولین و الآخرین.
بسم الله الرحمن الرحیم یعنی به نام خداوندی که هیچ کاری را نباید و نشاید بی اسم و بی اذن او انجام داد. و هیچ کاری هم در عالم بی اذن او انجام نمی شود. هیچ اتفاقی در عالم بدون دستور و فرمان او به وقوع نمی پیوندد و هیچ برگی از درخت بر زمین نمی افتد مگر به اذن او، هیچ کای به آخر نمی رسد و سامان نمی پذیرد مگر اراده او بدان تعلق گرفته باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم یعنی به اسم خدای تبارک و تعالی که ضمن بخشندگی و بخشایشگری بسیار رحمان و رحیم است. خدایی که بدون هیچ منت و هیچ دلیلی روزی جمیع بندگانش را از گبر و مسلمان و ترسا و یهود و کافر و... می رساند. خدای که دامن و وسعت مهربانی اش همه جهانیان را فرا گرفته است.
ای کریمی که از خزانه غیب - گبر و ترسا وظیفه خور داری
دوستان را کجا کنی محروم - تو که با دشمنان نظر داری
بسم الله الرحم الرحیم یعنی ای بی خبر دل از دو جهان بر خدای بند.
یعنی اگر یک در باز کنی و خواست خدا نباشد هزار در دیگر برویت بسته می شود. بسم الله الرحمن الرحیم یعنی هر چه دلم خواست نه آن می شود هر چه خدا خواست همان می شود بسم الله الرحمن الرحیم یعنی اگر زمین و زمان را به هم دوزی ندهد زیاده از روزی. یعنی اگر همه ی جهانیان جمع شوند رزقت کم و زیاد نمی گردد.
بسم الله الرحمن الرحیم یعنی نمی توان عملی را بدون نام او شروع کرد، چرا که آن عمل به پایان نمی رسد و در میانه راه خرابی به بار خواهد آورد و اگر در ظاهر چنین نباشد در باطن چنین است. کاری که بدون نام و یاد پروردگار صورت پذیرد ناقص و نیمه تمام و ابتر و دم بریده خواهد بود. این معنی در کتب فقهی و جوامع روائی ما بسیار دیده شده است. بدون نام خدا آن کار هیچ خیر و برکتی برای نخواهد داشت، هیچ خوبی و آمدی برایش ندارد.
شاعر فرموده است که:
اگر تیغ عالم بجنبد زجای - نبرد رگی تا نخواهد خدای
این همان یعنی: لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم است. به غیر ذات اقدس و مقدس الهی چیز دیگر و نیرو و قوه دیگری نیست تا بخواهد اثر گذار باشد یا نباشد. همه اثرها و آثار از اوست. همه نیروها و قدرت ها مال خودش می باشد. دیگران هیچ کاره اند و نیرویی ندارند. هر چه هست اوست و از اوست و با اوست.
که یکی هست و هیچ نیست جز او - وحده لا شریک الا هو
انسان وقتی کاری را با نام نامی خداوند مهربان شروع نماید، ضمن لذت بردن روحی و معنوی از این شروع خویش، یک قوت قلبی و انگیزه بالا و خوبی هم پیدا می نماید، ته دلش قرص و محکم می شود، انگار همه جهانیان با او هستند، انگار همه کارها بر وفق مرادش پیش می روند، و انگار همه تسلیم او هستند. چون به یاد حضرت دوست کار و بارش را شروع نموده کانه مستحضر به تأییدات الهی است و پشت گرمی پیدا می نماید و این کار برایش مایه خیر و برکت و خوش فرجام خواهد بود.
و لذا بزرگان ما نیز سر آغاز دفتر خود را با نام او شروع و مزین نموده و می نمایند، کما اینکه سر آغاز دفتر الهی نیز با نام خودش می باشد که فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم
بنده ناچیز نیز با اجاه شاعر عرض می نمایم:
ز بسم الله چیزی نیست بهتر - نهادم تاج بسم الله بر سر
عجب تاجی است این تاج الهی - بنه بر سر برو هر جا که خواهی
آری، بسم الله الرحمن الرحیم آیه ی عجیب و غریب و پر رمز و رازی است. آیه ای است پر از شرافت، قداست، عظمت و حقیقت، معنویت و پر از فضیلت. اسرار جمیع کتب و صحف آسمانی را گفته اند اسرار عالم امکان و عالم ملک و ملکوت، و عالم ناسوت، لاهوت، جبروت و هر چه عوالم است در بسم الله الرحمن الرحیم است. بسم الله الرحمن الرحیم خودش دنیایی است، خودش عالم و عواملی است و گفته اند که به لحاظ رحمت الهی این آیه بسی شگرف می نماید. حتی طاغوت سرکش و جبار متفرعنی مثل فرعون نیز به رحمانیت این آیه نظر داشته است.
به هر حال حضرات معصومین علیهم السلام و بزرگان از علمای ربانی، روحانی و عرفای خوشنام و نام آور ما در این باره داد سخن داده اند و ان شاء الله خواننده عزیز به فیض وافی و کافی خواهد رسید.
بنابر این بود که این دفتر را به عدد ابجدی بسم الله الرحمن الرحیم با 786 نکته، مطلب و حکایت تقدیم حضور قرآن پژوهان و شاگردان مکتب این کتاب مقدس و آسمانی بنمایم اما متأسفانه بنا بر محظوراتی نهایتاً به 283 نکته و مطلب تقلیل داده شد و اما سر و راز 283 در این است:
114 سوره قرآن 120 حزب و 30 جزء آن 19 حرف بسم االله الرحمن الرحیم که محصول و مجموع آن می شود: 283.
نهایت تلاشم بر این بوده مطالب و نکاتی را که کمتر عنوان شده و یا اصلاً عنوان نشده بکار گیرم بانضمام ضرب المثل های بسم الله و موضوعات جدیدی در این باره که برای خواننده تازگی داشته باشد و تکراری نباشد تا ان شاء الله از تورق و مطالعه این اوراق پریشان حظی روحی و معنوی برده و راقم را نیز از دعای خیر خویش فراموش ننماید. تا که قبول افتد و که در نظر آید.

1- شرح باء بسم الله به نظم

عارف فرهیخته و فرزانه و استاد شعر و ادب پارسی، حضرت آقا سید علی (مهرداد) علوی در ابیات زیبا و دلنشین و قابل تاملی فرموده اند:
باید اول چون الف عریان شوید - پس چو مردان عازم میدان شوید
باید اول چون ذبیح راه عشق - کرد کسب معرفت از شاه عشق
طور دل را گر نمودی شستشو - حق هویدا گرددت بی جستجو
روح خود را از قید دنیا وارهان - تا شوی آگه تو از سر نهان
سر پنهانت نمایند آشکار - گرگذاری پای بر نفس فکار
هر که در عشق علی همراه گشت - واقف از اسرار بسم الله گشت
هر که شد آگه ز سر انما - آشکارا گشت بر وی گنج ما
نقطه ای در زیر با پیداستی - وان برادر سر ما اوحاستی
آنچه در قرآن خدا انشا نمود - نقطه ای کرد و به زیر با نمود
و آنچه از اسرار و علم انبیاست - همچو گنجی مختفی در زیر باست
گفت علی آن گنج ناپیدا منم - نقطه ی بنشسته زیر با منم
شد عبادت جسم و روحش مرتضاست - گفتمت سری که سر اولیاست
ای به عیب خویش نابینا شده - بی خبر از سر ما اوحا شده
تیغ بر نفس ظلوم خویش زن - پشت پا بر عقل بد اندیش زن
پس به راه عشق شو بی واهمه - تا شوی واقف ز سر بسمله
گفت مولا در حدیثی راز خویش - با دهان بسته خواند، آواز خویش
با دهان بسته باید راز گفت - ورنه باید دوخت لب را و نهفت
ای علی، ای نوح و عیسی و خلیل - یار احمد، رهنمای جبرئیل
از ولایت، ماه و انجم روشن است - وین همه گل، در بساط گلشن است
این همه گل از تو رنگ و بو گرفت - وز تو چشم مست را آهو گرفت
در شجاعت صد چو سهرابت به بند - در ملاحت صد چو یوسف در کمند
از سکوت توست صحراها خموش - وز خروش توست دریا در خروش
همسری بر قره العین رسول - گوشوار عرش، زهرای بتول
همسری بر تاج و ماه و آفتاب - غیرت الله آن بهشت در حجاب
ای تو با الله و الله معک - از تو غوغایی است اندر نه فلک
نه فلک گردی است بر دامان تو - هفت دریا هم نم مژگان تو
کهکشان عکسی ز روی ماه توست - آسمان هم طاقی از ابروی توست
هیچ مادر همچو فرزندی نزاد - زان سبب حق، نام خود بر تو نهاد
وصف فضل تو ورای عقل ماست - در حقیقت مادح حسنت خداست
گوش جانم از کلامت پر صداست - در دلم از جلوه ات آیینه هاست
گفت آن شیخ این اشارت کای فتی - فی طریق العشق انواع البلاء
در طریق عاشقی بس دامهاست - عاشق هشیار، جانا کیمیاست
عاشقی گر تو ز دل بر کن نقاب - چونکه باید دید شه را بی حجاب
رو حجاب روح و جان را پاره کن - دیو نفس خویش را آواره کن
جان به کف بگذار ابراهیم وار - پس به آتش رو، ببین روی نگار
یک سفر باید تو را از خویشتن - تا به سوی کردگار ذوالمنن
یک سفر هم بایدت از حق به خلق - فارغ و بی قید، بی دستار و دلق
رهرو ارهستی عبور از آب کن - خواب را از سر بگیر و خواب کن
کعبه را گم کرده ای خود پسند - قبله را بشناس و پس احرام بند
در حقیقت، قبله روی حیدر است - مرتضی جان است و کعبه پیکر است
ای علی ای مظهر انوار حق - باز کن بر ما در اسرار حق
اولیاء حق که با حق می زیند - از تو تعلیم حقایق می کنند
گفت پیغمبر به گفتاری قویم - یا علی انت صراط المستقیم
لا جرم آمد به پایان شرح با - کن قبول از ما تو ای شیر خدا
کن قبول این کاستی و راستی - گر همه زشت است و یا زیباستی

2- اولین مخلوق

جابربن عبدالله انصاری از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: یا رسول الله اولین مخلوق عالم برای برآورده شدن حاجت، چه بوده است؟ حضرت فرمودند: اولین چیزی که خداوند عالمیان خلق نموده نور من بود و آن نور را ده جزء تقسیم نمود و از جزء اول، عرش عظیم را آفریده و عرش را چهارصد هزار رکن مقرر فرمود که از رکنی تا رکن دیگر چهارصد سال راه است و از جزء دوم آن، نور قلم را آفرید.
حضرت حق به قلم فرمود: بنویس
قلم گفت: چه بنویسم؟
حضرت حق فرمود: هر امری که تا قیامت با مخلوقات خواهد بود.
قلم گفت: به کدام کلام ابتدا کنم؟
خداوند فرمود: بنویس بسم الله الرحمن الرحیم.
چون قلم بسم الله نوشت، از هیبت بسم الله الرحمن الرحیم. منشق شد و چندین سال قلم سرشکافته بر لوح ماند.