اذان و اقامه در اسلام

نویسنده : موسی خسروی

مقدمه

حمد و سپاس ایزد منان را سزاست که توفیق عنایت فرمود تا در راه گسترش دین و آیین پاکش گامی بردارم. شاید حقیقت جویان و مخصوصاً سرسپردگان آستان ولایت از این رهگذر بهره برگیرند و من نیز سهمی در این بهره داشته باشم. علی جان ای مولای برتر و والایم! این اثر را از همان لحظه نگارش به شما تقدیم نمودم. شما که طبق فرموده خود، مؤذن دنیا و آخرتید و اعلام و اعلان توحید و نبوت و ولایت را با جان و دل و تمام وجود بر عهده گرفتید. امیدوارم بتوانم با عنایت و لطف بیکران شما راه پر پیچ و خم دنیا را بسوی بهشت برین به همراه رهروان این راه، بدون بیم و خطر، آسوده و سالم بپیمایم و پیوسته دستی به دامن پر فیض و عنایت شما داشته باشم، ان شاء الله.
این مجموعه در شش بخش تنظیم شده است.
بخش اول: تشریع اذان و اقامه
بخش دوم: تعداد جملات اذان و اقامه و تفسیر آن.
بخش سوم: ثواب مؤذن.
بخش چهارم: نظر فقهای شیعه و بعضی از اهل سنت در مورد شهادت به ولادت در اذان
بخش پنجم: احکام اذان و اقامه
بخش ششم: داستانهایی از اذان گویان در اسلام

بخش اول: تشریع اذان و اقامه

تشریع اذان و اقامه

و اذا نادیتم الی الصلوة اتخذوها هزواً و لعباً ذلک بانهم قوم لایعقلون
(سوره مائده آیه 58)
کیفیت تشریع اذان و زمان آن از مسایلی است که درباره آن آراء مختلفی وجود دارد. در تفسیر نمونه(1) تحت عنوان اذان شعار بزرگ اسلام، چنین آمده است.
هر ملتی در هر عصر و زمانی برای برانگیختن عواطف و احساسات افراد خود و دعوت آنها به وظایف فردی و اجتماعی شعاری داشته است این موضوع در دنیای امروز به صورت گسترده تری دیده می شود.
مسیحیان در گذشته و امروز با نواختن صدای ناموزون ناقوس پیروان خود را به کلیسا دعوت می کنند. ولی در اسلام برای این دعوت از شعار اذان استفاده می شود که به مراتب رساتر و مؤثرتر است. جذابیت و کشش این شعار اسلامی به قدری است که بقول نویسنده تفسیر المنار بعضی از مسیحیان متعصب هنگامی که اذان اسلامی را می شنوند و به عمق و عظمت تأثیر آن در روحیه شنوندگان اعتراف می کنند، سپس نامبرده نقل می کند که در یکی از شهرهای مصر جمعی از نصاری را دیده اند که به هنگام اذان مسلمین اجتماع کرده تا این نغمه آسمانی را بشنوند.
چه شعاری رساتر از آن که با نام خدای بزرگ آغاز می گردد، با گواهی به وحدانیت و یگانگی آفریدگار جهان و گواهی به رسالت پیامبر او اوج می گیرد و با دعوت به رستگاری و فلاح و عمل نیک و نماز و یاد خدا پایان می پذیرد، با نام خدا الله شروع می شود و با نام خدا الله پایان می پذیرد، جمله ها موزون، عبارات کوتاه، محتویات روشن، مضمون سازنده و آگاه کننده است لذا در روایات اسلامی روی اذان گفتن تأکید زیادی شده است. در روایت معروفی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که اذان گویان در روز رستاخیز از دیگران به اندازه یک سر و گردن بلندترند(2) این بلندی در حقیقت همان بلند پایگی مقام رهبری و دعوت دیگران به سوی خدا و به سوی عبادتی همچون نماز است.
صدای اذان که به هنگام نماز در مواقع مختلف از مأذنه شهرهای اسلامی طنین افکن می شود، مانند ندای روح افزای آزادی و نسیم حیات بخش استقلال گوشهای مسلمانان راستین را نوازش می دهد و بر جان بدخواهان رعشه و اضطراب می افکند و آن یکی از رموز بقای اسلام است.
شاهد این گفتار اعتراف صریح یکی از رجال معروف انگلستان است که در برابر جمعی از مسیحیان چنین اظهار داشت:
تا هنگامی که نام محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر مأذنه ها بلند است و کعبه پا برجا است و قرآن رهنما و پیشوای مسلمانان است، امکان ندارد پایه های سیاست ما در سرزمینهای اسلامی استوار و برقرار گردد.(3)
در مورد تشریع اذان در این تفسیر چنین آمده است: در پاره ای از روایات، که از طریق اهل تسنن نقل شده، مطالب شگفت انگیزی در مورد تشریع اذان دیده می شود که با منطق اسلامی سازگار نیست؛ از جمله اینکه نقل کرده اند:
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به دنبال درخواست اصحاب، که نشانه ای برای اعلام وقت نماز قرار داده شود، با دوستان خود مشورت کرد و هر کدام پیشنهادی از قبیل برافراشتن پرچم مخصوص، روشن کردن آتش یا زدن ناقوس مطرح کردند ولی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هیچکدام را نپذیرفت. تا اینکه عبدالله بن زید و عمر بن خطاب در خواب دیدند که شخصی به آنها دستور می دهد برای اعلام وقت نماز اذان بگویند و اذان را به آنها یاد داد و پیامبر آن را پذیرفت.(4)
ولی این روایت ساختگی بوده و توهینی به مقام شامخ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) محسوب می شود که به جای تکیه بر وحی، روی خواب افراد تکیه کند و مبنای دستورات دین خود را بر خواب افراد قرار دهد، بلکه همانطور که در روایات اهل بیت (علیهم السلام) وارد شده است، اذان از طریق وحی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تعلیم داده شد.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هنگامی که جبرئیل اذان را آورد، سر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر دامان علی (علیه السلام) بود. جبرئیل اذان و اقامه را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تعلیم داد. هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سر خود را برداشت، از علی (علیه السلام) سؤال کرد: آیا صدای اذان جبرئیل را شنیدی؟ حضرت عرض کرد: آری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بار دیگر پرسید: به خاطر سپردی؟ گفت: آری. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بلال را (که صدای رسایی داشت) حاضر کن و اذان و اقامه را به او تعلیم ده. علی (علیه السلام) بلال را حاضر کرد و اذان را به او تعلیم داد.(5)
علامه مجلسی در این مورد می نویسد باید توجه داشت که اذان و اقامه به اتفاق اصحاب امامیه بوسیله وحی تشریع شده است. اما علمای عامه معتقدند که اذان را عبدالله بن زید در خواب دید و عمر نیز در خواب همان را مشاهده کرد.(6)
قال ابن عقیل اجتمعت الشیعه علی ان الصادق (علیه السلام) لعن قوما زعموا ان النبی اخذ الاذان من عبدالله بن زید فقال ینزل الوحی علی نبیکم فیزعمون انه اخذ الاذان من عبدالله بن زید؟
ابن عقیل می گوید شیعه اتفاق دارند بر اینکه امام صادق (علیه السلام) لعنت کرده کسانی را که معتقدند پیامبر اذان را از عبدالله بن زید گرفته است.
پس حضرت می فرماید: وحی بر پیامبر نازل می شود، آنگاه خیال می کنند اذان را از عبدالله بن زید آموخته است؟!(7)