حماسه کربلا (دمع السجوم)

نویسنده : حاج شیخ عباس قمی (رضوان الله علیه) مترجم : حاج میرزا ابوالحسن شعرانی‏

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام به ابان بن تغلب فرموده است:
آه کشیدن کسی که برای مظلومیت ما غمگین باشد تسبیح است و اندوه وی برای ما عبادت است و پنهان داشتن سرّ ما جهاد در راه خداست. آنگاه فرمود: باید این حدیث به آب طلا نوشته شود.
آن چه که باعث تحریر آن چند جمله شده است چیزی نیست جز این که: اولا؛ خداوند را بر این لطف شاکرم که بر بنده منت نهاد و توفیق داد تا اثر شریف و عزیز دمع السجود (یا حماسه کربلا) را که از قلب نورانی و گرامی استاد علامه آیت الله شعرانی (ره) جاری شده است را آماده و به محضر اهل معرفت و عاشقان مکتب حسینی علیه السلام هدیه نمایم.
ثانیاً؛ در یک سال گذشته، این اثر شریف توسط دو ناشر محترم و با عناوین مختلف به چاپ رسیده است که در هر دوی آن ها نقایصی موجود بوده است که ما را بر این داشت تا در نشر این اثر با تصحیح درست و بهتر راغب شویم. مثلاً در چاپ اول: 1 - در پاورقی 2 صفحه 30 یعنی ابتدای فصل دوم، یک پاورقی سندی. رجالی توسط مترجم محترم آمده است که در این چاپ بعد از اشعاری که در مورد شیخ مرتضی انصاری آمده است، همه مطالب حذف شده است.
2 - در صفحه 526 همان کتاب در سطر 6 بعد از، درباره حسن بن علی علیه السلام، باید پاورقی باشد که در این اثر به چاپ نرسیده است.
و اشکالات دیگری از نظر تصحیح کلمات نیز موجود می باشد که نقل آن ها در این مقال کوتاه نمی گنجد.
و در کتاب دوم که ماه گذشته به چاپ رسیده نیز متأسفانه اشکالات فاحشی موجود می باشد مثلاً: 1 - مؤلف و مترجم محترم تلاش نمودند تا برای راحتی و استفاده بیشتر خوانندگان در ابتدای هر پاراگراف منابع مطالب را ذکر نمودند، ولی متأسفانه در این چاپ تمامی منابع ذکر شده در ابتدای پاراگراف ها حذف شده است.
2 - فصل هفدهم از باب دوم اشتباهاً از جای اصلی آن که با چون نامه عمر سعد به عبدالله رسید و بخواند... شروع می شود برداشته شده و از چهار صفحه جلوتر شروع شده است.
3 - در بیشتر صفحات کتاب اغلاط متنی موجود است که نشان از عدم دقت در تصحیح متون کتاب می باشد. انشاءالله در فرصت دیگر و با مجال بیشتر به طور مفصل به دو کتاب مذکور می پردازیم. با همه این سخن ها ادعای این را نداریم که این اثر صد در صد از عیب و نقص مبرا می باشد اما تلاش شده است تا در حد امکان از عیب های متنی مبرا باشد.
لازم به تذکر است که تمامی تعلیقات از مترجم محترم استاد علامه شعرانی (ره) می باشد به جز موارد بسیار کمی که توسط اینجانب اضافه شده است که با علامت (م) مجزای شده است. و این علامت گذاری به خاطر آن است که اگر در آن مطالبی که از سوی این جانب اضافه شده است اشکالی موجود باشد بر این بنده وارد باشد و با پاورقی های شریف استاد اشتباه نشود.
در آخر از دوستان عزیزم جناب آقای راستایی مدیر محترم کتابسرای قائم و آقای رحمانی نژاد که بنده را در نشر این اثر شریف یاری داده اند بسیار تقدیر و تشکر می نمایم. و از درگاه الهی امید آن را دارم که این خدمت ناقابل را از بنده بپذیرد و عزیزان نورانی سفر کرده ام آقا سید محمد صادق موسوی و شهید علی اصغر اردشیری را در این ثواب بهره مند گرداند. الحمدلله رب العالمین.
حسن اردشیری لاجیمی خرداد 1383

مقدمه مترجم

بسم الله الرحمن الرحیم
حمد لک مستزیدا من نعمک و مسترفدا من کرمک مسترشدا بهدایتک و مستنجدا بک علی طاعتک و الصلوة علی رسولک هادی الائمة و کاشف الغمة المبعوث بالحجة القاهرة علی الحجة الباهرة و آله الغرّ و عترتة الطاهرة خصوصا علی سیدنا و مولانا ابی عبدالله الحسین لا فرّق الله بیننا و بینه فی الدنیا و الاخرة.
اما بعد چنین گوید: این عبد فانی ابوالحسن بن محمد بن غلامحسین بن ابی الحسن المدعوا بالشعرانی که چون عهد شباب تحصیل علوم و حفظ اصطلاحات و رسوم بگذشت و اقتدا، به اسلافی الصالحین من عهد صاحب منهج الصادقین از هر علمی بهره بگرفتم و از هر خرمنی خوشه برداشتم گاهی به مطالعه کتب ادب از عجم و عرب و زمانی به دراست اشارات و اسفار و زمانی به تتبع تفاسیر و اخبار وقتی به تفسیر و تحشیه کتب فقه و اصول و گاهی به تعمق در مسائل ریاضی و معقول تا آن عهد به سر آمد:
لقد طفت فی تلک المعاهد کلها - و سرحمت طرفی بین تلک المعالم
سالیان دراز بیدار و روز در تکرار همیشه ملازم دفاتر و کراریس و پیوسته مرافق(1) اقلام و قراطیس،(2) ناگهان سروش غیب در گوش این ندا داد که علم برای معرفت است و معرفت بذر عمل و طاعت بی اخلاص نشود و این همه میسر نگردد مگر به توفیق خدا و توسل به اولیاء، مشغول تا چند؟:
علم چندانکه بیشتر خوانی - چون عمل در تو نیست نادانی
شتاب باید کرد و معاد را زادی فراهم ساخت زود برخیز که آفتاب بر آمد و کاروان رفت تا بقیتی باقی است و نیرو تمام از دست نشده توسلی جوی و خدمتی تقدیم کن، پس کتباً نفس المهموم تألیف العالم النحریر و المحدث الخبیر مفخر عصرنا و قدوة دهرنا الحاج شیخ عباس القمی - قدس سره العزیز - را دیدم در مقتل سیدنا و مولانا ابی عبدالله الحسین علیه السلام رزقنا الله شفاعته کتابی جامع و موجز و مشتمل بر اکثر روایات صحیحه و مقولات تواریخ معتبره از عام و خاصه چنان که مانند آن تاکنون نوشته نشده است و گویا در حق او گفته اند: کم ترک الاول للاخر اما به زبان عرب است و همه کس از آن بهره نگیرد گفتم همان کتاب را به فارسی ساده نقل کنم چنان که در عبارت پارسی معنی هر کلمه از کلمات عربی گنجانده شود و سلاست و فصاحت در زبان پارسی محفوظ ماند اگر چه جمع این دو امر بسی دشوار است و غالبا مقاتل پارسی عبارات عربی را به دلخواه خود تلخیص و تفسیر کرده اند.
و به ترجمه کلمه نپرداخته اند چنان که خواننده را به اصل عربی نیاز است تا حق معنی مقصود را دریابد و ما را عویصه(3) دیگر در پیش است که اگر سخن جزل(4) و صحیح به کار بریم غیر مأنوس باشد که مردم زمان ما با لغات غلط و عبارات بازاری عامیانه و سیاقت مبتذل که از خواص انشای این عصر است خوی گرفته اند اگر به زبان آنان سخن گوئیم و به کلمات مزدو-له قناعت کنیم هم تخلف از سیرت سلف است و هم ترک ادب نسبت به اخبار رسول و اهل بیت طاهرین که فرموده اند: اعربوا حدیثنا فانا قوم فصحاء در میان این دو طریق راهی یافتن هم دشوارتر است با این حال خوانند ه کتاب با کتب صحیحه مانوس است و مانند تفسیر منهج و ناسخ و جلاءالعیون و کتب دیگر مرحوم مجلسی رحمه الله و تفسیر شیخ ابوالفتوح رازی را مطالعه کرده و مانند آنان که محضا با کتب عصری مانوسند از شنیدن لغت صحیح منزجر نمی گردد.
و آن را دمع السجوم فی ترجمة نفس المهموم نام نهادم و گاه بعضی فوائد و قصص که خواننده را به کار آید در ذیل صفحه یا در متن بین الهلالین افزودم و علی کل حال اگر نقصی در این یافت شود تقاضای عفو و اصلاح از خوانندگان عزیز است و من ادعا نمی کنم در مقصد خویش به کمال رسیده ام. لکن غایت جهد به کار برده، فما کان من حسنة فمن الله و ما کان سیئة فمن نفسی و الله المسدّد و الموفق اینک شروع در مقصود می کنم بعون الله تعالی.
بسم الله الرحمن الرحیم
مؤلف کتاب پس از حمد و ستایش پروردگار و درود بر پیغمبر مختار و آل اطهار و ذکر سبب تألیف این کتاب مدارک ماخوذ خود را که مطالب این کتاب از آن ها منقول است یاد کرده است و گوید این را از کتب معتبره فراهم کردم که بر آن ها اعتماد باید کرد و بدان ها استناد باید جست.
مانند ارشاد تألیف شیخ ابی عبدالله محمد بن محمد بن نعمان معروف به مفید که در سال 413 در بغداد در گذشت.
و کتاب ملهوف علی قتلی الطفوف سید رضی الدین ابی القاسم علی بن موسی بن جعفر بن طاوس متوفی به بغداد در سال 664 و کتاب التاریخ لمحمد بن جریر طبری متوفی به بغداد سال 310 و تاریخ کامل مورخ نسابه حافظ عزالدین ابی الحسن علی بن محمد معروف به ابن اثیر جزری متوفی به موصل سال 630 و مقاتل الطالبین مورخ ادیب علی بن الحسین اموی معروف به ابی الفرج اصفهانی متوفی به بغداد سال 356 و مروج الذهب و معادن الجوهر از ابی الحسن علی بن حسین بن علی مسعودی معاصر با ابی الفرج و تذکره خواص الامه فی المعرفه الائمه از ابی المظفر یوسف بن قزواغلی بغدادی معروف به سبط ابن جوزی متوفی به دمشق سال 654 که در جبل قاسیون مدفون است.
و مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول لکمال الدین محمد بن طلحه شافعی و الفصول المهمه فی معرفة الائمه لنور الدین علی بن محمد مکی معروف به ابن صباغ مالکی متوفی به سال 855 و کشف الغمه فی معرفه الائمه از بهاءالدین ابی الحسن علی بن عیسی اربلی امامی که در سال 687 از تألیف آن فراغت یافت و العقد الفرید لشهاب الدین ابی عمرو احمد بن محمد قرطبی اندلسی مالکی معروف به ابن عبد ربه متوفی در سال 328 و کتاب الاحتجاج علی اهل اللجاج از احمد بن علی ابی طالب طبرسی از مشایخ ابن شهرآشوب.
و کتاب المناقب لرشید الدین محمد بن علی بن شهرآشوب سروی مازندرانی متوفی به حلب در سال 588 و مدفون در جبل جوشن نزد مقام معروف به مشهد السقط و روضه الواعظین از ابی علی محمد بن حسن بن علی فارسی معروف به فتال نیشابوری از مشایخ ابن شهرآشوب.
و مثیر الاحزان لنجم الدین جعفر بن محمد حلی معروف به ابن نما از مشایخ علامه حلی رحمهما الله و کامل بهایی فی السقیفه از عمادالدین حسن بن علی بن محمد طبری معاصر محقق و علامه و این کتاب را برای بهاءالدین محمد بن شمس الدین جوینی معروف به صاحب دیوان تألیف کرد و به سال 765 از تألیف آن فارغ شد و روضه الصفا فی سیره الانبیاء و الملوک و الخلفاء از محمد بن خاوندشاه متوفی به سال 903 و تسلیه المجالس لمحمد بن ابی طالب حسینی جرائری و غیر اینها از کتب مقاتل و از این کتاب اخیر به توسط عاشر بحار نقل می کنم.
و از مقتل هشام بن سائب کلبی به توسط تذکره سبط و تاریخ طبری و از مقتل مخنف به توسط طبری و از سید ابن طاوس تعبیر می کنم به سید و از ابن اثیر به جزری و از محمد بن جریر طبری به طبری و از ابن مخنف به ازدی تا مردم گمان نبرند ازین مقتل معروف به ابی مخنف که با عاشر بحار به طبع رسیده است آن را نقل کرده ام چون نزد من ثابت و محقق گردیده است که این مقتل از آن ابی مخنف معروف و یا مورخ معتبر دیگری نیست و چیزی که در آن مقتل یافت شود و دیگری نقل نکرده باشد اعتماد را نشاید.
اما ابومخنف لوط بن یحیی بن سعید بن مخنف ازدی غامدی از بزرگان اصحاب خبر بود و کتب بسیار تألیف کرد در سیر از جمله کتاب مقتل الحسین که علما، از آن ها بسیار نقل کنند و اکثر بلکه اجل منقولات تاریخ طبری در مقتل از ابی مخنف گرفته شده است و هر کس این مقتل معروف را با آن چه از طبری نقل کرده است مقابله و تامل کند، داند که این مقتل از وی نیست.
و من این کتاب را مرتب کردم بر چند باب و یک خاتمه و مقدمه پیش از ابواب آوردم و آن را نامیدم: نفس المهموم فی مصیبة سیدنا الحسین المظلوم علیه صلوات الله المکل الحی القیوم و اسئل الله یوفقنی لاتمامه و یفوزنی سعادة اختتامه و ما توفیقی الا بالله علیه توکل و الیه انیب.

مقدمه : در ولادت مولانا الحسین علیه السلام

بدان که علماء حدیث و ارباب تاریخ را از عامه و خاصه خلاف است در روز و ماه و سال ولادت حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام، بعضی گویند: سیم شعبان و بعضی گویند: پنجم آن و بعضی پنجم جمادی الاولی سال چهارم هجرت و گروهی گفتند: در آخر ربیع الاول سال سیم و این قول را شیخ ابوجعفر طوسی رحمه الله در تهذیب و شیخ شهید در دروس اختیار کردند موافق با روایتی که ثقه الاسلام کلینی عطرالله مرقده روایت کرده است از حضرت ابی عبدالله علیه السلام که بین امام حسن و امام حسین علیهما السلام یک طُهر فاصله بود و میان ولادت آن دو امام شش ماه و ده روز بود.
مؤلف کتاب گوید: مراد آن حضرت به طهر اقل طهر است که ده روز است و ولادت حضرت حسن علیه السلام در پانزدهم رمضان سال بدر یعنی سال دوم هجرت بوده هم در روایت آمده است که میان حسن و حسین علیهماالسلام شش ماه و در مناقب ابن شهرآشوب از کتاب انوار نقل کرده است که خداوند تبارک و تعالی پیغمبر اکرم را تهنیت گفت به حمل و ولادت حضرت حسین علیه السلام و او را تعزیت گفت به قتل وی و حضرت فاطمه علیهاالسلام این را بدانست و بر او ناگوار آمد و آیه فرود آمد: حملته امه و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلثون شهرا.(5)
حمل زنان نه ماه است و هیچ فرزندی شش ماهه نزاد و غیر از عیسی و حسین علیهماالسلام، مؤلف گوید: احتمال قوی می دهم که اصل روایت یحیی و حسین بوده است چون حضرت یحیی و حضرت حسین علیهماالسلام در بسیاری از چیزها به یکدیگر شباهت داشتند از جمله در مدت حمل.
و در خبر است که مدت حمل یحیی شش ماه بود و اما مدت حمل عیسی علیه السلام مطابق روایات بسیار نه ساعت بود و هر ساعتی ماهی و به اعتبار آن است. صدوق به سند خود از صفیه بنت عبدالمطلب علیه السلام روایت کرده است که چون حضرت امام حسین از مادر متولد شد من پرستار مادر او بودم پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای عمه فرزند مرا بیاور نزد من گفتم: یا رسول الله او را هنوز پاکیزه کرده ایم فرمود: ای عمه مگر تو او را پاک می گردانی، خداوند او را پاک و پاکیزه کرده است.
و در روایت دیگر است که او را به رسول خدا داد و حضرت زبان خویش در دهان او نهاد و حضرت حسین علیه السلام زبان رسول خدای را می مکید صفیه گفت: گمان نمی کنم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را غذا داد مگر با شیر و عسل و گفت بول کرد پس رسول صلی الله علیه و آله و سلم میان دو چشم او بوسید و او را به من داد در حالتی که می گریست و میگفت: ای پسرک من خدای لعنت کند قومی را که تو را می کشند و این را سه بار فرمود صفیه گفت: گفتم پدر و مادرم فدای تو او را که می کشد فرمود: گروه ستمکار از بنی امیه لعنهم الله.
در روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در گوش حضرت حسین علیه السلام اذان گفت آن روز که متولد شد و در روایت دیگر است که در روز هفتم گوسفندی املح یعنی سپید به سیاه آمیخته رای او عقیقه کرد. دیگران آن را با دیناری به قابله داد آن گاه سر او بتراشید و هم سنگ آن سیم تصدیق کرد و سر او را به خلوق که عطری است، معطر ساخت.
و ثقة الاسلام کلینی روایت کره است در ضمن حدیثی که حضرت حسین علیه السلام از حضرت فاطمه سلام الله علیها و از هیچ زنی شیر نخورد او را نزد نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می آورند ابهام در دهان او می گذاشت و می مکید به اندازه که دو روز یا سه روز او را بس بود پس گوشت حسین علیه السلام از گوشت و خون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روئیده شده.
صدوق عطر الله مرقده از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که می گفت حسین بن علی علیه السلام چون متولد شد خدای تعالی جبرئیل را فرمود با هزار فرشته فرود آید به تهنیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از جانب خدا و از جانب خود، پس جبرئیل فرود آمد و بر جزیره در دریا بگذشت، در آن جا ملکی بود فطرس نام و از حمله بود. خداوند عالم او را برای انجام امری نامزد فرمود او کندی کرد در انجام آن پس بال او را بشکست و در آن جزیره انداخت هفتصد سال عبادت خدا کرد تا حسین بن علی علیه السلام متولد شد آن ملک به جبرئیل گفت آهنگ کجا داری گفت: خدای تعالی به محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرزندی بخشیده است مرا فرستاده است به تهنیت او از جانب خدای تعالی و از جانب خود گفت: ای جبرئیل مرا بردار و با خود ببر شاید محمد صلی الله علیه و آله و سلم برای من دعا کند.
جبرئیل او را برداشت و چون بر نبی صلی الله علیه و آله و سلم وارد شد و تهنیت گفت از طرف خدای تعالی و از طرف خود و حال فطرس بگفت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خود را به این مولد مسح کن و به جای خود باز شو. فطرس خود را به حسین بن علی علیه السلام بمالید و برخاست و گفت: ای رسول خدا امت تو این فرزند را می کشند و مکافات این انعام او بر من واجب است پس هیچ کس او را زیارت نکند مگر او را آگاه سازم و هیچ سلام نکند بر او مگر آن که سلام او را به حضرت او برسانم و هیچ کس صلوات نفرستد مگر این که صلوات او را تبلیغ کنم این بگفت و بالا رفت.
و روایت دیگر به جای خود عروج کرد و می گفت: کیست مانند من که آزاد شده حسین فرزند علی و فاطمه علیهماالسلام و جد ایشان احمد شوم - صلوت الله علیهم اجمعین - شیخ طوسی در مصباح روایت کرده است که توقیعی خارج شد به قاسم بن علاء همدانی وکیل ابی محمد علیه السلام که مولانا الحسین بن علی علیهماالسلام روز پنجشنبه سوم شعبان متولد شد پس آن را روزه بدار و این دعا بخوان:
اللهم انی اسئلک بحق المولود فی هذ الیوم و در این دعا است و عاذ فطرس بمهده فنحن عائذون بقبره من بعده.
سید در ملهوف گوید: در آسمان ها فرشته نماند مگر بر نبی صلی الله علیه و آله و سلم فرود آمد هر یک سلام داده به حسین علیه السلام تعزیت گفتند و او را خبر دادند به ثوابی که عطا شود به او و تربت او را عرضه داشتند بر رسول خدا و او می فرمود: اللهم اخذل من خذله و اقتل من قته و لا تمنعه بما طلبه.
ابن شهرآشوب در مناقب گوید: که در حدیث آمده است که روزی جبرئیل فرود آمد و فاطمه سلام الله علیها را یافت خوابیده است و حضرت حسین علیه السلام به عادت اطفال بی تابی می کرد پس جبرئیل بنشست و او را مشغول کرد از گریه تا مادرش بیدار شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه را از این بیاگاهانید.
سید بحرانی در مدینه المعاجز روایت می کند: از شرحبیل بن ابی عوف که گفت: چون حسین علیه السلام متولد شد فرشته ای از فرشتگان فردوس اعلی فرود آمد و به دریای اعظم رفت و در اقطار آسمان ها و زمین فریاد زد: ای بندگان خدا جامه های حزن بپوشید و اظهار غم و اندوه کنید که جوجه محمد صلی الله علیه و آله و سلم مذبوح و مظلوم است.