انقلاب اسلامی به روایت خاطره

مرکز اسناد انقلاب اسلامی‏

شایعه ی اعدام امام و هجرت علما به تهران

پس از دستگیری و زندانی شدن آیت الله روح الله خمینی و قیام پانزده خرداد، علمای اعلام نسبت به این حرکت رژیم، اعتراض گسترده ای کردند؛ آیات عظام قم: شریعتمداری، گلپایگانی، مرعشی نجفی و نیز علمای اعلام تهران: خوانساری، آشتیانی، آملی و نیز دیگر علمای شهرها هر کدام جداگانه با صدور اعلامیه ای این عمل رژیم را به شدت محکوم کردند. آیت الله حکیم و شاهرودی از نجف و شیخ محمود شلتوت، رئیس دانشگاه الازهرا، نیز در پیام های جداگانه به علمای اعلام ایران هم دردی خود را اعلام کردند.
اما شایعه اعدام امام در پی سخنان اسدالله علم در رادیو، در 17 خرداد مبنی بر این که دستگیر شدگان در دست ما گرفتارند. دادگاه صحرایی تشکیل می دهیم و آن ها را محاکمه و اعدام می کنیم، مراجع عظام و علما را به واکنش واداشت. به دنبال این ماجرا حرکت عظیم و تاریخی علما برای آزادی ایشان آغاز شد. آن ها در تهران اجتماع کردند. آیات عظام، شریعتمداری، نجفی مرعشی و مرتضی حائری از قم، آیت الله میلانی و آیت الله حاج شیخ مجتبی قزوینی از مشهد آیت الله معصومی و آیت الله بنی صدر از همدان، آیت الله بهبهانی از اهواز، آیات عظام اصفهان: خادمی، کرمانی، اصفهانی و نیز آیت الله منتظری از نجف آباد، آیت الله بحر العلوم، ضیابری از رشت، آیت الله حاج آقا روح الله کمالوند از خرم آباد و کثیری دیگر از علما و مراجع و مجتهدان از شهرهای مختلف کشور در تهران اجتماع نمودند و مدت چهار ماه در تهران ساکن شدند (15 مهر 1342). هر چند در این مدت امام به طور مطلق آزاد نشدند. پس از مدتی از زندان همراه آیت الله حسن قمی و آیت الله محلاتی به منزلی در قلهک و از آن جا به منزل روغنی در قیطریه منتقل شدند.
آیت الله محمد صادق تهرانی کرباسچی، خاطرات خود را از چگونگی هجرت علما به تهران چنین بازگو می کند:
دکتر بقایی آمده بود. شریعتمداری که در (حرم) حضرت عبدالعظیم بود، چند تا علما بودند دکتر بقایی شبانه رفته بود خانه ی شریعتمداری و صحبت این جور شد که امام را می خواهند محاکمه ی صحرایی کنند، امام را و محاکمه صحرایی... این حرف پر شده بود و شریعتمداری جلو بیفتد، مثلا یک همچنین نقشه ای بود که این را انقلابی های تهران فهمیدند و تو قم پخش کردند که می خواهند امام را بکشند و برای ما خبر آوردند و اگر امام را بکشند ما می ریزیم قم تا (بتوانیم) آخوند را سر می بریم. این را به من هم گفتند. این بود که این پیام را ما به آقای گلپایگانی رساندیم. ایشان رفتند با شریعتمداری صحبت کردند. این بود که شریعتمداری رفت تهران که مدتی بود بعد نتیجه نگرفتند. آقای گلپایگانی می خواست برود تهران منزل آقای خوانساری چون دختر گلپایگانی عروس آقای خوانساری بود، خوب می خواستند بروند آن جا خانه شان چادر زده بودند، تهیه دیده بودند. اتفاقا آقای نجفی مرعشی رفت تهران، آن جا دیگر آقای گلپایگانی برایش جایی نبود. این که ایشان نرفت تهران در قم بود. این حرف ها این جور انقلاب در قم بود. (طلبه ها) به شریعتمداری - به من گفتند به ایشان بگویید - گفته بودند که شما، آقای گلپایگانی (و) آقای نجفی تو یک جیپ سوار شوید، جیپی که پرده داشته باشد، بروید تهران شما تهران بلوا کنید، ما طلبه ها هم قم بلوا می کنیم، آن وقت نتیجه می گیریم اگر شما را گذاشتند بروید تهران که هیچ اگر گرفتند که دیگر بهتر ما بلوا می کنیم. شریعتمداری نپسندیده بود. حتی من رفتم خانه اش بهش گفتم، گفت نه من بروم تو یک جیپ بنشینم، یک پاسبان جلوی ما را بگیرد توهین بشود به ما، من این کار را نمی کنم بعد خود آقای گلپایگانی رفته بود، صحبت کرده بودند. گفته بود که من فردا صبح یک خط تلفنی داریم که ساعت هشت با ما صحبت می کند، من با آن مشورت می کنم، اگر مصلحت دید می رویم تهران، آقای گلپایگانی هم دیگر ناامید شدند از حرف او آن وقت این بود که دو شب بعدش شریعتمداری تنها رفت تهران.(98)
آیت الله مهدوی کنی نیز در این باره چنین می گوید:
من اجمالا یادم هست که وقتی حضرت امام دستگیر شدند، آقایان به عنوان اعتراض آمدند و تشریف آوردند تهران. یادم هست که مرحوم آیت الله میلانی که در خیابان امیریه ی سابق، (ولی عصر فعلی) در منزل یکی از تجار وارد شدند، به نام آقای قدیری از تجار تبریز بودند، گمان می کنم که در منزل ایشان وارد شدند ما رفتیم دیدن ایشان که مردم می آمدند خیلی آن جا به دیدار ایشان جمعیت خیلی زیادی چندین روز می آمدند ایشان در آن منزل جلوس داشتند و مردم می آمدند که خود این حرکت عمومی خیلی موثر بود، چون آقایان به عنوان امام آمده بودند به عنوان آن جریان.... در منزل آیت الله خوانساری، حاج سید احمد خوانساری - رحمة الله علیه - در آن جا دیدم که آقای نجفی، مرحوم آیت الله مرعشی تشریف آورده بودند و ما باز رفتیم دیدن ایشان، در حضرت عبدالعظیم آقای شریعتمداری تشریف داشتند، آن جا ما رفتیم، باغ ملک بود آن جا. در این جلسات عمومی که دید و بازدید بود که ما رفتیم و می دیدیم اما اجمالا... شنیدیم که آقایان جلسات خصوصی هم دارند که یکی از آن ها یادم هست که در همان باغ ملک حضرت عبدالعظیم بود که آقایان اجتماع کرده بودند.(99)
حجةالاسلام جلالی خمینی نیز، تلاش طلاب را برای متقاعد کردن مراجع عظام برای حرکت به سوی تهران چنین می گوید:
...خدمت آقایان رسیدیم به این کیفیات و ما از کسانی بودیم که خودمان می رفتیم خدمت آقایان برای این که حرکت کنند و حتی من خودم با تشکیلات آقای گلپایگانی صحبت کردم، با خود ایشان هم صحبت کردم که جریان این جوری است و یک خطری است برای حضرت امام و این ها تصمیماتی دارند و جایش هست که این حرکت بشود به این کیفیت و این ها و بعد شریعتمدار آمده بود آن جا بود که ما هم آن وقت همیشه بودیم در آن جریان(100).
محسن رفیق دوست نیز، خاطرات خود از هجرت علما به تهران و دیدار از ایشان در حصر را چنین بیان می کند:
قضیه ی تحصن علما که از همه ی بلاد آمدند در تهران و حرکت هایی که می شد... متدینین،اقشار مختلف این ها مرتب جلسه داشتند، مرتب به علما مراجعه می کردند و علما را مرتب تحریک می کردند که آخر این چه وضیعتی است که مرجع تقلید را دستگیر کنند و زندان باشد، تا با آن جریاناتی که حالا پشت پرده بود و ما از آن خبر نداشتیم منجر شد به آزادی امام. امام اول آمدند در یک خانه ای در داودیه، بعد از آن جا منتقل شدند به قیطریه که من در قیطریه خدمت ایشان شرفیاب شدم. به محض این که امام آزاد شد دو مرتبه آن روح گرایش به پیروی از مرجع تقلید و رهبری امام در مردم زنده شد و مردم هجوم بردند برای دیدار امام که روز اول و دوم تا اندازه ای ممانعت نبود و ازدحام زیاد بوده، از روز سوم درب خانه را بستند فقط روحانیون را اجازه می دادند که بروند داخل که حالا یک چند نفری مثل ماها با یک بهانه ای خودمان را می رساندیم توی خانه و در خدمت امام می رسیدیم آن جا و یک عده ای بودند.
یک صحنه ی جالبی من یادم است در منزل روغنی در قیطریه توی آن سالن بزرگ - آن که امام آن جا از مراجعین پذیرایی می کردند دور تا دور اتاق همه ی روحانیون نشسته - بودند، یک برادری که هنوز هم روی منبر می رود و خیلی هم پیر شده به نام حاج آقا رضا صرافان آن جا خدمت می کرد. ایشان رفت نزدیک امام نشست و در گوش امام یک مطلبی را گفت. من هم دم درب اتاق ایستاده بودم. یک مرتبه تا حرفش تمام شد امام عصبانی شد بلند شد. مثل تشهد نشست و من دیدم که رگ گردن امام همچنین برافروخته شده و بر افراشته شد. بعد فرمودند که خوب از این که آقایان مجاهده کردند، زحمت کشیدند، به زندان رفتند خدا به آن ها ارج بدهد ان شاءالله. برای خدا این کار را کردند و اگر برای خدا کردند خدا هم اجرشان را می دهد اما اگر به خاطر من زندان رفتند، کار بی خودی کردند(101).
نتیجه ی قیام پانزده خرداد و سرکوب خونین آن از جانب دربار شاه، تلاش مردم برای واژگونی نظام شاهنشاهی بود که به چیزی جز سرنگونی سلسله ی پهلوی رضایت نمی داد. این قیام، رهبری آیت الله روح الله خمینی را برجسته ساخت. آیت الله روح الله خمینی، قشر جدیدی از روحانیان را راهبری می کرد که در کنار تبلیغ دین، فعالیت سیاسی در مخالفت با خاندان پهلوی را از وظایف اصلی روحانی شیعی می دانست. به دنبال قیام پانزده خرداد، رژیم فضای سیاسی کشور را دچار انسداد سیاسی کرد راه را برای جنبش های مسلحانه و قهرآمیز گشود.

...................) Anotates (.................
1) متاسفانه دامنه ی وسیع فعالیت نیروهای مذهبی، در طی سال های گذشته مورد توجه پژوهشگران قرار نگرفته بود، ولی خوشبختانه اخیرا دو کتاب در این زمینه با مشخصات زیر منتشر شده است؛ رسول جعفریان، جنبش ها و جریان های مذهبی، سیاسی ایران، سال های 1320- 1357، تهران ، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه ی اسلامی، 1380 و روح الله حسینیان، بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381.
2) علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ج 2، ص 401
3) در کتاب شب های پیشاور، مولف درباره ی احمد کسروی چنین نقل می کند: (( خوب به خاطر دارم در زمان حیاتش که هیاهویی راه انداخته بود، علاوه بر کتاب ها، مقالاتی در روزنامه ی خود موسوم به ((پرچم)) و مجله ی ((پیمان)) نشر می داد و به آن وسیله، جوانان بی خبر را به دور خود جمع نموده، دعوی بر انگیختگی می نمود. به وسیله ی چند نفر از جوانان فهمیده چندین مرتبه به او پیغام دادم که محلی را به میل خود معین کند خلوت یا جلوت، دو نفری با هم رو به رو صحبت کنیم. اگر دلایل مثبتی بر گفتار خودداشتی، من تسلیم می شوم و الا حل مشکلات شده، نقار از میان بر داشته، بیش از این کمک به اختلاف و تفرقه جامعه ننموده و زمینه ساز برای بیگانگان نشوید.
جواب می داد: من مصابحه و مناظره ی حضوری نمی کنم (این جوابی بود که به همه ی علما و بزرگان می داده.) مکاتبه کنید. بنویسید تا جواب بدهم؟
اشتباه بزرگ همین جا است که مردم خبر نداشتند که از طرف علما و مبلغین دین، چه اشتباه بزرگ همین جا است که از طرف علما و مبلغین دین، چه به وسیله ی جراید علنی و چه به وسیله ی اشخاص از قم و تهران و شیراز و مشهد و سایر شهرها، به ایشان ابلاغ می شد که برای مناظره ی حضوری حاضر شوید جواب می داد: من مناظره حضوری نمی نمایم. تا جواب بدهم و این خود فرار از مباحثات بود. چون تا اهل فن کلام می دانند به قدری که در مکاتبه راه فرار هست، در مناظره و مباحثه و مکالمه ی حضوری نیست.
با این حال عده ای از علما حاضر به مکاتبه هم شدند. مخصوصا در روزنامه ی کیهان مدت مدیدی بین علمای شیراز و ایشان مکاتبه سر گشاده و به پراکنده گویی و مکررات الفاظ و معانی به کاربرد که تمام خوانندگان خسته و به پراکنده گویی های او خندان بودند.))
رک: سلطان الواعظین شیرازی، شب های پیشاور، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1366، چاپ سی و دوم، ص 57.
4) مهدی عراقی، ناگفته ها، (خاطرات شهید حاج مهدی عراقی)، تهران، رسا،ص 22
5) خاطرات محمد مهدی عبد خدایی موجود در مرکز اسناد، پوشه ی 22 صص 21 - 22
6) عبد خدایی، همان پوشه، صص 24 -23
7) مهدی کروبی، خاطرات موجود در مرکز اسناد، پوشه ی 1، ص 5
8) غلامرضا نجاتی (به کوشش)، شصت سال خدمت و مقاومت، خاطرات مهندس مهدی بازرگان در گفتگو با سرهنگ غلامرضا نجاتی، تهران، رسا، 1357، ج 1، صص 85 - 84
9) خاطرات حجه الاسلام گلسرخی به نقل از نشریه ی باد، شماره ی هفتم، سال دوم، تابستان 1366، ص 44.
10) حاج مهدی عراقی، ناگفته ها، ص 33
11) خاطرات حجة الاسلام گلسرخی، پیشین، صص 43 - 42
12) خاطرات حجةالاسلام مروارید، مجله ی یاد، شماره ی هفتم، سال دوم، تابستان 1366، ص 47
13) جعفر پژوم (به کوشش)، یاد نامه ی استاد محمد تقی شریعتی قم،نشر خرم، 1370، ص 104
14) مجله یاد، سال دوم، شماره 5، زمستان 65، ص 37
15) خاطرات حجة الاسلام ابراهیمی، پیشین، ص 37
16) به نقل از روز نامه ی اطلاعات، تاریخ 27 خرداد 1378، ضمیمه ی روزنامه، ص 1
17) علی دوانی، زندگانی زعیم بزرگ عالم تشیع آیت الله بروجردی، تهران، نشر مطهر، چاپ سوم، 1372، ص 106
18) خاطرات بدلا، صص 163 - 142
19) همان، صص 144 - 143.
20) در کتاب سیمای فرزانگان چنین نقل شده است: آیت الله سید صدرالدین صدر (پدر امام موسی صدر) یکی از سه مرجعی بود که پس از آیت الله حائری و قبل از آیت الله بروجردی حوزه ی مقدس قم را اداره می کردند. هنگامی که آیت الله بروجردی به قم آمدند. ایشان محل اقامه ی نماز جماعت خود را به مرحوم بروجردی واگذار کرد و خود از ریاست و زعامت تا حد زیادی کناره گیری کرد. و در بیان علت این کار، این آیه ی شریفه را می خواند: تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقین. رک: رضا مختاری، سیمای فرزانگان مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه ی علمیه ی قم، 1377، چاپ دوازدهم، ص 149
21) همان، ص 144
22) همان، ص 145
23) خاطرات فلسفی، ص 171
24) خاطرات مهدی کروبی.
25) علی دوانی، پیشین، ص 375
26) خاطرات خرم، ج 3، ص 15
27) هاشمی رفسنجانی در دوران مبارزه، تهران دفتر نشر معارف انقلاب، 1376، ج 1، ص 109
28) همان، ص 110.
29) خاطرات آیت الله مهدوی کنی، ج 3، صص 48 - 47
30) خاطرات فلسفی، ص 200
31) خاطرات آیت الله حسن طاهری خرم آبادی، ص 81
32) خاطرات حجةالاسلام شجونی، ج 1، صص 20 -19
33) خاطرات آیت الله مهدی کنی
34) خاطرات حجة الاسلام دکتر ضیایی، به نقل از مجله ی یاد، سال دوم، شماره ی هفتم، تابستان 1366، صص 33 - 32
35) همان، ص 35.
36) خاطرات فلسفی، صص 180 - 179
37) ایشان تولیت مدرسه ی نواب مشهد را بر عهده داشتند و از لحاظ علمی دارای موقعیت خوبی بودند.
38) خاطرات آیت الله بدلا، صص 166 - 164
39) علی دوانی، همان، صص 347 - 345
40) خاطرات هاشمی رفسنجانی ج 1، ص 95
41) خاطرات باغانی، ج 3، صص 2 - 1
42) خاطرات حجة الاسلام توسلی، ج 3، صص 3 - 1
43) خاطرات حجه الاسلام موسوی خوئینی ها، ج 1، صص 29 و 20 و ج 3
44) خاطرات فلسفی، صص 238 - 239
45) همان، ص 24
46) مهدی عراقی، ناگفته ها. صص 150 - 151
47) مهدی عراقی، ناگفته ها، ص 152
48) جواد منصوری، ج 1
49) سخن رانی امام، کوثر، موسسه ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، کوثر، تهران، 1373، چاپ دوم، ج 1، 22
50) اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه چنین بود: مجلس مقدس شورای ملی، که با توجه و تایید حضرت امام عصر (عج) تاسیس شده است، باید در هیچ عصری از اعصار، مواد قانونیه آن با قواعد مقدسه اسلام و قوانین موضوعه حضرت خیر الانام (علیه السلام) نداشته باشد و معین است که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهده ی علمای اعلام، ادام الله برکات وجودهم، بوده و هست، لهذا رسما مقرر است در هر عصری از اعصار، هیئتی که کمتر از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین که مطلع از مقتضیات زمان هم باشند به این طریق که علمای اعلام و حجج اسلام مرجع تقلید شیعه، اسامی بیست نفر از علما که دارای صفات مذکوره هم باشند معرفی به مجلس شورای ملی بنمایند. پنج نفر از آن ها را یا بیشتر به مقتضای عصر اعضای مجلس شورای ملی بالاتفاق به حکم قرعه تعیین نموده، به سمت عضویت بشناسند، تا موادی که در مجلس عنوان می شود به دقت مذاکره و بررسی نموده، هر یک از مواد معنونه که مخالفت با قواعد مقدسه ی اسلام داشته باشد طرح و رد نماید که عنوان قانونیت پیدا نکند و رای این هیئت علما در این باب مطاع و متبع خواهد بود، و این ماده تا زمان ظهور حضرت حجت (عج) تغییر پذیر نخواهد بود. (کوثر، ص 24، ج 1)
51) همان، ص 35
52) خاطرات موسوی خوئینی ها، صص 78 - 77
53) خاطرات حجة الاسلام شجونی، تاریخ 28 / 8 / 73، صص 6 - 5
54) خاطرات حجة الاسلام کروبی، ج 1، صص 10 - 12
55) خاطرات حجةالاسلام هادی خامنه ای، ج 5، صص 3 - 4
56) همان، ص 7
57) همان، ص 11
58) کوثر، ج ص 53
59) خاطرات باغانی، ج 3، صص 7 - 3
60) همان، صص 8 - 7
61) منظور از حرکت غیر عادی بود که سرهنگ مزبور انجام داد.
62) خاطرات حسن بهشتی، جلسه 1 (4 / 3 / 75)، صص 2 - 8
63) خاطرات حجة الاسلام توسلی، جلسه ی سوم، صص 8 - 10
64) منظور زمان نقل خاطره است.
65) خاطرات آیت الله خامنه ای، جلسه ی ششم، صص 15 - 24
66) خاطرات حجة الاسلام کروبی، جلسه ی 1، صص 13 - 17
67) خاطرات حجة الاسلام کروبی، جلسه ی 1، صص 17 - 18
68) خاطرات حجة الاسلام خاتمی، جلسه ی 1، ص 16
69) خاطرات حجة الاسلام خاتمی، جلسه ی 1، ص 16
70) خاطرات حجة الاسلام خاتمی، جلسه ی اول، صص 17 - 18
71) کوثر، ج 1، ص 63
72) هاشمی رفسنجانی در دوران مبارزه، محسن هاشمی (زیر نظر)، تهران، دفتر نشر معارف انقلاب 1376: ج 1، صص 141 - 140
73) کوثر، ج 1: ص 64
74) خاطرات حجة الاسلام کروبی، جلسه ی اول، ص 21
75) هاشمی رفسنجانی در دوران مبارزه، پیشین، صص 147 - 155
76) کوثر، صص 67 - 68
77) کوثر، ج 1، صص 74 و 75
78) کوثر، ج 1، صص 77 - 78
79) کوثر، ج 1، 78 -80
80) همان، ج 1، ص 84
81) حاج مهدی عراقی، ناگفته ها، صص 173 - 178
82) حاج مهدی عراقی، نا گفته ها، صص 180 -183
83) خاطرات محسن رفیق دوست، جلسه ی دوم، صص 13 - 17
84) کوثر، ج 1، ص 85
85) کوثر، ج 1،صص 91 - 96
86) علی جنتی، جلسه ی دوم، صص 2 - 8
87) حسن بهشتی، جلسه ی اول، از صص 11 - 27
88) خاطرات آیت الله محمد صادق تهرانی کرباسچی، جلسه ی 1، از صص 26 - 27
89) حجة الاسلام ابوترابی فرد، جلسه ی 2، صص 1 - 10
90) قنبر بابلی، صص 3 - 5

91) حاج مهدی عراقی، ناگفته ها، ص 158

92) محسن رفیق دوست، جلسه ی دوم، صص 18 - 31
93) محسن آقادایی، مصاحبه در 5/8/70، ص 1
94) خاطرات آیت الله مهدوی کنی، مصاحبه ی جلسه ی ششم، 6/4/75، صص 2 تا 5
95) خاطرات حجة الاسلام کروبی، جلسه ی اول، 10/5/78، ص 23
96) در روزنامه ها اعلام شد که نفری 25 ریال گرفته اند.
97) اکبر صالحی، جلسه ی اول، صص 31 - 39
98) آیت الله محمد صادق تهرانی کرباسچی، جلسه ی 1، صص 28 - 29
99) خاطرات آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، جلسه ی ششم، صص 9 - 10
100) خاطرات حیدر علی جلالی خمینی، جلسه ی 3، ص 11
101) محسن رفیق دوست، جلسه ی 3، صص 5 -7