فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

کتاب اسرار الشهادة، اثر ملا آقا دربندی:

در شصت - هفتاد سال پیش مرحوم ملا آقا دربندی پیدا شد. تمام حرفهای روضة الشهدا را به اضافه چیزهای دیگری پیدا کرد و همه را یک جا جمع کرد و کتابی نوشت بنام اسرارالشهادة. مطالب این کتاب واقعاً انسان را وادار می کند که به اسلام بگرید. حاجی نوری می نویسد که ما در درس حاج عبدالحسین تهرانی بودیم - که مرد بسیار بزرگواری بوده است - از محضر ایشان استفاده می کردیم که سید روضه خوانی اهل حله آمد و کتاب مقتلی به ایشان نشان داد که ایشان ببینند معتبر هست یا نیست. این کتاب نه اول داشت و نه آخر. فقط در جایی از آن نوشته شده بود که مؤلف آن، فلان مولای جبل عاملی از شاگردان صاحب معالم است. مرحوم حاج شیخ عبدالحسین کتاب را گرفت که مطالعه کند.
اولاً در احوال آن عالم مطالعه کرد، دید چنین کتابی به نام او ننوشته اند و ثانیاً خود کتاب را مطالعه کرد، دید مملو از اکاذیب است. به آن سید گفت: این کتاب همه اش دروغ است. مبادا این کتاب را بیرون بیاوری و یا از آن چیزی نقل کنی که جایز نیست و اساساً این کتاب نوشته آن عالم نیست و مطالبش دروغ است. حاجی نوری می نویسد: همین کتاب درست صاحب اسرار الشهادة افتاد و تمام مطالبش را از اول تا آخر نقل کرد(326).
دربندی در کتاب اسرار الشهادة می نویسد: عدد لشکریان کوفه به ششصد هزار سواره و دو کرور پیاده (یک میلیون و ششصد هزار نفر) می رسیده است(327)!
در مورد ملا آقا دربندی اتفاق نظر است که آدم خوبی بوده است، حتی مرحوم حاجی نوری که از کتابش انتقاد می کند و بحق هم انتقاد می کند، می گوید: مرد خوبی بوده است، نسبت به امام حسین (علیه السلام) واقعاً مرد مخلصی بوده است و نوشته اند هر وقت نام امام حسین (علیه السلام) را می شنید، اشکش جاری می شد. فقه و اصول را هم به خوبی می دانسته است. خودش خیال می کرد که از فقهای درجه اول است، ولی نه، لا اقل از فقهای درجه دوم و سوم به شمار می رود، کتابی نوشته به نام خزائن که یک دوره فقه است و چاپ هم شده. او معاصر با صاحب جواهر است و نقل شده است که روزی به صاحب جواهر گفت: اسم کتاب شما چیست؟ گفت: جواهر. اسم کتاب خودش خزائن بود گفت: از این جواهر شما در خزائن ما بسیار است! اما کتاب جواهر تا به حال ده بار چاپ شده است و هیچ فقیهی نیست که از این کتاب استفاده نکند، هیچ فقیهی نیست که خودش را نیازمند به این کتاب نبیند، ولی کتاب خزائن که یک دوره چاپ شد، بعد از آن احدی به سراغ آن نرفت قیمت با این که هزار صفحه است، همان قیمت کاغذش بیشتر نیست. این مرد با این که مرد عالمی است، ولی اسرار الشهادة رانوشته که بکلی حادثه کربلا را تحریف کرده است، قلب کره است، زیر و رو کرده است، بی خاصیت و بی اثر کرده است، کتابش مملو از دروغ است. حال به خاطر این که او عالم بوده، با تقوا بودهت مخلص امام حسین (علیه السلام) بوده است، ما باید درباره اش سکوت کنیم(328)؟

کتاب محرق القلوب، اثر آخوند ملا مهدی نراقی:

محدث نوری در از صفحه 163 کتاب محرق القلوب آخوند ملا مهدی نراقی نام می برد که مشتمل بر بعضی اکاذیب است، از آن جمله:
چون بعضی از یاران به جنگ رفته شهید شدند، ناگاه از میان بیابان سواری مکمل و مسلح پیدا شد. مرکبی کوه پیکر سوار بود. خود عادی فولاد بر سر نهاده و سپر مدور به سر کتف در آورده و تیغ یمانی جوهردار چون لامع حمایل کرده و نیز هجده ذرعی در دست گرفته رو به سپاه مخالف کرد و گفت: هر که مرا نشناسد، بشناسد. منم هاشم بن عتبة بن ابی وقاص، پسر عم عمر سعد(329)
می بینید! برای امام حسین (علیه السلام) اصحاب و یارانی ذکر شده که اصلاً چنین اصحاب و یارانی نداشته است. می گوید: یکی از اصحابی که در روز عاشورا از زیر زمین جوشید، هاشم مرقال بود؛ در حالی که یک نیزه هجده ذرعی دستش بود؛ در حالی که این هاشم بن عتبه از اصحاب حضرت امیر بود و در بیست سال پیش کشته شده بود(330)!

کتاب حسین وارث آدم؛ (روضه مارکسیستی!):

این کتاب تألیف دکتر علی شریعتی است. در سفری که در آذر ماه 51 به مشهد رفتم، نسخه ای از آن راانتشارات طوس به من داد و در بین راه و تهران خواندم. آنچه از هدف این جزوه دستگیرم شد (که در زیر لفافه بیان شده است و به تعبیر خود جزوه، نویسنده خواسته است تمام عقده ها و عقیده های خود را در این جزوه بگوید) این است که این جزوه نوعی توجیه تاریخ است بر اساس مادی مارکسیستی، نوعی روضه مارکسیستی است برای امام حسین (علیه السلام) که تازگی دارد.
طبق این جزوه تلاش های انقلابیون تاریخ زیر بنای طبقاتی، دلسوزانه، ولی مذبوحانه و بی نتیجه بوده است. فقط با محو طبقات است که جامعه به سعادت واقعی خویش نایل می گردد (ص 9) الا بالا شتراکیة تطمئن القلوب! امام حسین (علیه السلام) به سوی مرگ می شتابد، تنها و بی امید (ص 23). او منتظر شکست آدم است و تعصبی بی حاصل به خرج می دهد (ص 47).
در این جزوه کلمه آدم یا انسان، سمبل انسان سوسیالیست است و توحید جهان، توجیه توحید و وحدت جامعه است. کا اینکه شرک اعتقادی، سایه ای از شرک و ثنویت حیات. با این بیان بار دیگر جنبه مارکسیستی جزوه روشن می شود که وجدان هر کس را مولود و انعکاس از وضع اجتماعی او می داند و می تواند مبین نظر دورکهایم باشد، نه نظر کارل مارکس، آنچه در این جزوه به چشم نمی خورد، شخصیت امام حسین (علیه السلام) و آثار و نهضت او است. مبنای جزوه بر این است که در جامعه طبقاتی همه تلاش ها بی حاصل است. انقلابیون تاریخ، وارث آدم یعنی وارث انسان اشتراکی می باشند و قیامتشان برای حق بوده و حق یعنی عدالت، برابری یعنی اشتراکیت.
امام حسین (علیه السلام) این جزوه همان امام حسین (علیه السلام) مظلوم و محکوم روضه خوآنهااست که هیچ نقشی در تاریخ ندارد، با این تفاوت که امام حسین (علیه السلام) روضه خوآنها لا اقل سفره گریه ای برای توشه آخرت پهن می کرده و امام حسین (علیه السلام) این جزوه - به وسیله روضه ها و گریه ها - ابزاری است در دست جناح حاکم برای بهره کشی طبق محروم.
در این جزوه معبد همیشه در کنار قصر و دکان، و روحانی همواره در کنار حاکم و سرمایه است، و البته آنچه در کنار است معبد است - نه خصوص کلیسا و یا دیر و صومعه و کنشت و یا بتخانه - که شامل مسجد هم می شود. طبعاً تکلیف روحانی هم روشن است(331).