فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

کتابهای مشتمل بر تحریفات و مطالب دروغین

دو سه روز قبل از محرم سال 1389ه ق به مناسبت این که می خواستم در اطراف تحریفات در واقعه تحریفات تاریخی کربلا بحث کن، به وسیله تلفن از آقای علی اکبر غفاری مدیر مؤسسه کتابفروشی صدوق، دروغترین کتاب های مقتل را خواستم. نظر هر دو نفر ما به اسرار الشهاده بود. ایشان این کتاب را نداشت و قول داد تهیه کند، اما بعد از دو سه روز تلفن کرد که از هر کتافروش خواستم او هم دنبال این کتاب بود، زیرا مشتری زیاد دارد و همه اهل منبر هستند، با این تفاوت که شما برای انتقاد و آنها برای نقل و استفاده می خواهند. در این جا جهت آشنایی، به چند نمونه مهم از این کتابها اشاره می کنیم؛ مثلاً کتاب منتخب شیخ طریحی مشتمل بر موهونهایی از قبیل عروسی قاسم و زنده دفن کردن حضرت عبدالعظیم در ری است. کتابهای برغانیهای قزوینی نیز مشتمل بر برخی اکاذیب است(324). اما

کتابهای مهمتر در این زمینه عبارتند از: کتاب روضة الشهدا، اثر ملا حسین کاشفی:

کتاب معروفی است به نام روضة الشهدا که نویسنده آن ملاحسین کاشفی است. حاجی نوری می گوید: این داستان زعفر جنی و عروسی قاسم، اول بار در کتاب این مرد نوشته شده و من این کتاب را ندیده بودم و خیال می کردم در آن یکی دو تا از این حرفهاست. بعد که این کتاب را که به فارسی هم هست و تقریباً 500 سال پیش تألیف شده است دیدم، فهمیدم سرار دروغ و تحریف است.
ملاحسین مرد ملا و باسوادی بوده و کتابهایی هم دارد و صاحب انوار سهیلی است. تاریخش را هم که می خوانیم معلوم نیست شیعه بوده یا سنی و اساساً مرد بوقلمون صفتی بوده است؛ بین شیعه ها که می رفته، خود را شیعه صد در صد و مسلم معرفی می کرده و بین سنیها که می رفته خودش را حنفی نشان می داده است. اولین کتابی که در مرثیه به فارسی نوشته شده همین کتاب روضة الشهدا است که در پانصد سال پیش نوشته شده است. قبل از این کتاب، مردم به منابع اصلی مراجعه می کردند. شیخ مفید رضوان الله علیه ارشاد را نوشته است و چقدر متقن نوشته است. ما اگر به ارشاد شیخ مفید خودمان مراجعه کنیم، احتیاج دیگری نداریم. وقتی که این کتاب را خواندم دیدم، حتی اسمها جعلی است! یعنی در اصحاب امام حسین (علیه السلام) اسمهایی را ذکر می کند که اصلاً وجود نداشته اند، در میان دشمن اسماهایی را می گوید که همه جعلی است. داستانها را به شکل افسانه در آورده است.
این کتاب چون اولین کتابی است که به زبان فارسی نوشته شد لذا مرثیه خوآنها که اغلب بی سواد بودند، به کتابهای عربی مراجعه نمی کردند، همین کتاب را می گرفتند و در مجالس، از رو می خواندند. این است که امروز مجالس عزاداری امام حسین (علیه السلام) را روضه خوانی می گوییم. در زمان امام حسین (علیه السلام) و حضرت صادق (علیه السلام) و مام حسین عسکری (علیه السلام) اصطلاح روضه خوانی رایج نبود و بعد، در زمان سید مرتضی و خواجه نصیر الدین طوسی هم روضه خوانی نمی گفته اند. از پانصد سال پیش به این طرف اسمش روضه خوانی شده است. روضه خوانی، یعنی خواندن کتاب روضة الشهدا؛ یعنی خواندن همان کتاب دروغ. از وقتی که این کتاب به دست مردم افتاد، کسی تاریخ واقعی امام حسین (علیه السلام) را مطالعه نکرد(325).

کتاب اسرار الشهادة، اثر ملا آقا دربندی:

در شصت - هفتاد سال پیش مرحوم ملا آقا دربندی پیدا شد. تمام حرفهای روضة الشهدا را به اضافه چیزهای دیگری پیدا کرد و همه را یک جا جمع کرد و کتابی نوشت بنام اسرارالشهادة. مطالب این کتاب واقعاً انسان را وادار می کند که به اسلام بگرید. حاجی نوری می نویسد که ما در درس حاج عبدالحسین تهرانی بودیم - که مرد بسیار بزرگواری بوده است - از محضر ایشان استفاده می کردیم که سید روضه خوانی اهل حله آمد و کتاب مقتلی به ایشان نشان داد که ایشان ببینند معتبر هست یا نیست. این کتاب نه اول داشت و نه آخر. فقط در جایی از آن نوشته شده بود که مؤلف آن، فلان مولای جبل عاملی از شاگردان صاحب معالم است. مرحوم حاج شیخ عبدالحسین کتاب را گرفت که مطالعه کند.
اولاً در احوال آن عالم مطالعه کرد، دید چنین کتابی به نام او ننوشته اند و ثانیاً خود کتاب را مطالعه کرد، دید مملو از اکاذیب است. به آن سید گفت: این کتاب همه اش دروغ است. مبادا این کتاب را بیرون بیاوری و یا از آن چیزی نقل کنی که جایز نیست و اساساً این کتاب نوشته آن عالم نیست و مطالبش دروغ است. حاجی نوری می نویسد: همین کتاب درست صاحب اسرار الشهادة افتاد و تمام مطالبش را از اول تا آخر نقل کرد(326).
دربندی در کتاب اسرار الشهادة می نویسد: عدد لشکریان کوفه به ششصد هزار سواره و دو کرور پیاده (یک میلیون و ششصد هزار نفر) می رسیده است(327)!
در مورد ملا آقا دربندی اتفاق نظر است که آدم خوبی بوده است، حتی مرحوم حاجی نوری که از کتابش انتقاد می کند و بحق هم انتقاد می کند، می گوید: مرد خوبی بوده است، نسبت به امام حسین (علیه السلام) واقعاً مرد مخلصی بوده است و نوشته اند هر وقت نام امام حسین (علیه السلام) را می شنید، اشکش جاری می شد. فقه و اصول را هم به خوبی می دانسته است. خودش خیال می کرد که از فقهای درجه اول است، ولی نه، لا اقل از فقهای درجه دوم و سوم به شمار می رود، کتابی نوشته به نام خزائن که یک دوره فقه است و چاپ هم شده. او معاصر با صاحب جواهر است و نقل شده است که روزی به صاحب جواهر گفت: اسم کتاب شما چیست؟ گفت: جواهر. اسم کتاب خودش خزائن بود گفت: از این جواهر شما در خزائن ما بسیار است! اما کتاب جواهر تا به حال ده بار چاپ شده است و هیچ فقیهی نیست که از این کتاب استفاده نکند، هیچ فقیهی نیست که خودش را نیازمند به این کتاب نبیند، ولی کتاب خزائن که یک دوره چاپ شد، بعد از آن احدی به سراغ آن نرفت قیمت با این که هزار صفحه است، همان قیمت کاغذش بیشتر نیست. این مرد با این که مرد عالمی است، ولی اسرار الشهادة رانوشته که بکلی حادثه کربلا را تحریف کرده است، قلب کره است، زیر و رو کرده است، بی خاصیت و بی اثر کرده است، کتابش مملو از دروغ است. حال به خاطر این که او عالم بوده، با تقوا بودهت مخلص امام حسین (علیه السلام) بوده است، ما باید درباره اش سکوت کنیم(328)؟