فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

امام حسین (علیه السلام) به خاطر یک دستور خصوصی کشته شد:

تحریف معنوی دومی که نز نظر تفسیر و توجیه حادثه کربلا رخ داده، این است که می گویند: می دانید چرا امام حسین نهضت کرد و کشته شد؟ می گوییم چرا؟ می گویند: یک دستور خصوصی فقط برای او بود. به او گفتند: برو خودت را بکشتن بده. پس به ما و شما ارتباط پیدا نمی کند؛ یعنی قابل پیروی نیست! به دستورات اسلام که دستورات کلی و عمومی است، مربوط نیست.
امام حسین (علیه السلام) در کمال صراحت فرمود: اسلام دینی است که به هیچ مؤمنی (حتی نفرمود به امام) اجازه نمی دهد که در مقابل ظلم، ستم و مفاسد و گناه بی تفاوت بماند. امام حسین (علیه السلام) مکتب به وجود آورد، ولی مکتب عملی اسلامی، مکتب او همان مکتب اسلام است. مکتب اسلام بیان کرد، حسین عمل کرد. ما این حادثه را از مکتب بودن خارج کردیم، وقتی از مکتب بودن خارج شد، دیگر قابل پیروی نیست، وقتی که قابل پیروی نبود، پس دیگر نمی شود از حسین (علیه السلام) استفاده کرد؛ یعنی از حادثه کربلا نمی توان استفاده کرد. از اینجا ما حادثه را از نظر اثر مفید داشتن، عقیم کردیم، آیا خیانتی از این بالاتر هم در دنیا وجود دارد؟ این است که عرض کردم تحریف معنوی که در حادثه عاشورا صورت گرفته است، از تحریف لفظی آن صد درجه خطرناکتر است.
معمولاً گویندگان و روضه خوآنهاهم برای اینکه به خیال خودشان مقام امام حسین (علیه السلام) را بالا ببرن می گویند: دستور خصوصی برای شخص امام حسین (علیه السلام) برای مبارزه با شخص یزید و ابن زیاد بود و در این زمینه از خواب و بیداری هزارها چیز می گویند. در نتیجه قیام امام حسین (علیه السلام) را از حوزه عمل بشری قابل اقتدا خارج می کنند و به اصطلاح از زمین به آسمان می برند و حساب کار پاکان را قیاس از خود مگیر به میان می آید و امثال آنها. هر اندازه در این زمینه خیالبافی بیشتر بشود، از جن و ملک و خواب و بیداری و دستورهای خصوصی زیاد گفته شود، این نهضت را بی مصرف تر می کند(321).

عزاداری به خاطر تسلی حضرت زهرا (علیها السلام):

علاوه بر این که چرا امام حسین (علیه السلام) قیام کرد و کشته شد، سؤال دیگر این است که چرا ائمه اطهار و حتی پیغمبر اکرم گفتند که این نهضت باید زنده بماند، فراموش نشود، مردم برای امام حسین (علیه السلام) بگریند؟ هدف آنها از این دستور چه بوده است؟ ما آن هدف واقعی را مسخ کردیم و گفتیم: فقط به خاطر این است که تسلی خاطری برای حضرت زهرا (علیها السلام) باشد! با این که ایشان در بهشت همراه فرزند بزرگوارشان هستند، دائماً بی تابی می کنند تا ما مردم بی سرو پا یک مقدار گریه کنیم تا تسلی خاطر پیدا کنند! آیا توهینی بالاتر از این برای حضرت زهرا پیدا می کنید؟! خیال می کنیم هز اندازه ما گریه کنیم، تسلی خاطر بیشتری برای حضرت رسول (ص) و حضرت زهرا (علیها السلام) هست. چقدر در این صورت ما حضرت رسول و حضرت زهرا و حضرت امیر را که همیشه آرزوی شهادت می کشیدند و آن را فخر خود می دانستند کوچک کرده ایم و خیال می کنیم هنوز هم بعد از هزار و سیصد و بیست سال در حال جزع و فزع می باشند(322).

اظهار تأسف برای مظلومانه کشته شدن امام حسین (علیه السلام):

تحریف دیگر در مورد علت عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) این است که معمولاً ذاکرین سعی دارند شهادت امام حسین (علیه السلام) را چنان جلوه دهند که شخصی مظلوم و بی تقصیر و بی جهت کشته و نفله شد و ضایع گشت و هدر رفت و معمولاً تذکر حادثه سیدالشهدا از قبیل اظهار تأسف است. آن هم اظهار تأسف از نفله شدن سیدالشهدا که افسوس که آقا نفله شد. می گویند: امام حسین (علیه السلام) در کربلا به دست یک عده مردم تجاوز کار، بی تقصیر کشته شد، پس این تأثر آور است!
من هم قبول دارم امام حسین (علیه السلام) بی تقصیر کشته شد. امام حسین (علیه السلام) بی تقصیر کشته شد، اما همین؟! یک آدم بی تقصیر به دست یک عده متجاوز کشته شد؟! روزی هزار نفر آدم بی تقصیر به دست آدمهای باتقصیر کشته می شوند. روزی هزار نفر آدم در دنیا نفله می شوند و تأثر آور است، اما آیا این نفله شدنها ارزش دارد که سالهای زیاد، قرنهای زیاد، ده قرن، بیست قرن، سی قرن، مطرح باشد و ما بنشینیم و اظهار تأثر کنیم که حیف، حسین بن علی (علیه السلام) نفله شد، خونش هدر رفت! حسین بن علی (علیه السلام) بی تقصیر کشته شد، به دست افرادی متجاوز کشته شد!
اما تنها کسی که نفله شد و برای هر قطره خون خود ارزش بی نهایت قرار داد، امام حسین (علیه السلام) بود. کسی که موجی ایجاد کرد که قرنها کاخهای ستمگران را لرزاند و می لرزاند و نامش با آزادی و برابری، با عدالت و توحید خداپرستی و ترک خودپرستی یکی شده، چگونه هدر رفته است؟! ما هدر رفته ایم که عمری را جز در پستی و نکبت زندگی نکرده و نمی کنیم(323).