فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

تحریفات دیگر:

- داستان شر و فضه که متأسفانه در کافی نیز آمده است. در منتخب طریحی و اسرار الشهادة دربندی، از یک مرد اسدی نیز نقل شده که شبها شیری می آمد اطراف خیمه ها و عاقبت معلوم شد که آن شیر علی بن ابیطالب (علیه السلام) است - العیاذ بالله.
- داستان فاطمه صغری در مدینه و خبر بردن مرغ به او.
- داستان دختر یهودی که افلیج بود و قطره ای از خون اباعبدالله (علیه السلام) به وسیله یک مرغ به بدنش چکید و بهبود یافت.
- داستان طفلی از امام (علیه السلام) که در شام از دنیا رفت و بهانه پدر را می گرفت و سر پدر را آوردند و همان جا وفات کرد. (رجوع شود به نفس المهموم)
- روضه هایی که در آنها اظهار تذلل پیش دشمن است، از قبیل التماس کردن برای آب.
- داستان طفلی که در حین اسرات، گردنش را بسته بودند و سوار می کشید تا طفل خفه شود.
- این که امام چند بار به دشمن حمله کرد و هر نوبت ده هزار را کشت!
- قصیه زبیده و قاسم ثانی در خاک ری و اطراف آن نیز از خیالات واهیه است. تمام علمای انساب متفقند که قاسم بن حسن عقب و فرزند ندارد، بلکه صغیر بوده است(318).

تحریفات معنوی

گفتیم که تحریف معنوی آن است که در تفسیر و توجیه و تأویل معنی سخن یا حادثه ای آن قدر دور می روند و منحرف می شوند که مثل این است که الفاظ را عوض کرده باشند. و گفتیم آنچه سبب شده حادثه بزرگی مانند واقعه کربلا برای ما از اثر و خاصیت بیفتد، تحریفات معنوی است، نه تحریفات لفظی؛ یعنی اثر سوء تحریفات معنوی از تحریفات لفظی بیشتر است. برای تفسیر توجیه حادثه کربلا با دو سؤال مواجه هستیم: یکی این که چرا امام حسین (علیه السلام) شهید شد؟ دیگر این که چرا ائمه دین دستور دادند که عزای امام حسین (علیه السلام) همیشه اقامه شود(319)؟
در مورد هر دو سؤال پاسخهای نادرستی داده شده که موجب تفسیر و توجیه غلط از حادثه کربلا گردیده است. این تفسیرهای غلط همان تحریفات معنوی است که در این جا به توضیح هر یک می پردازیم.

امام حسین (علیه السلام) کشته شد تا گناهان امت بخشیده شود:

در مورد حادثه کربلا اولین تحریف معنوی این است که می گوییم: امام حسین (علیه السلام) کشته شد تا گناهان ما بخشیده شود. حسین بن علی قیام کرد تا کشته شود، برای اینکه کفاره گناهان امت باشد! حال اگر بپرسند این حرف در کجاست؟ آیا خود امام حسین (علیه السلام) چنین چیزی گفت؟ پیغمبر گفت؟ امام گفت؟ ما می گوییم: به این حرفها چه کار داریم؟ امام حسین (علیه السلام) کشته شد برای اینکه گناهان ما بخشیده شود! نمی دانیم که ما این فکر را دنیا مسیحیت گرفته ایم؟ ملت مسلمان ندانسته خیلی چیزها را از دنیای مسیحیت بر ضد اسلام گرفته است.
یکی از اصول معتقدات مسیحیت مسأله به صلیب کشیدن مسیح است برای این که فادی (فدا شونده) باشد. الفادی لقب مسیح است. از نظر مسیحیت این جزء متن مسیحیت است که عیسی به دار کشیده شد تا کفاره گناهان امت باشد! یعنی مسیحیان گناهان خودشان را به حساب عیسی می گذارد! ما فکر نکردیم که این، حرف دنیای مسیحیت است و با روح اسلام سازگار نیست، با سخن حسین (علیه السلام) سازگار نیست. به خدا قسم این حرف تهمت به اباعبدالله است و الله اگر کسی در ماه رمضان روزه داشته باشد و این حرف را به حسین بن علی نسبت بدهد و بگوید: قیام حسین برای چنین کاری بوود و این سخن را از او نقل بکند، روزه اش باطل است، دروغ بر حسین است.
ابا عبدالله که برای مبارزه با گناه کردن قیام کرد، ما گفتیم: قیام کرد تا سنگیری برای گناهکاران باشد! گفتیم: حسین یک بیمه درست کرد، یک شرکت بیمه تأسیس کرد. بیمه چه؟ بیمه گناه! گفت: شما را از نظر گناه بیمه کردم، در عوض چه بگیرم؟ اشک. شما برای من اشک بریزید، من در عوض، گناهان شما را جبران می کنم. شما هر چه می خواهید باشد، ابن زیاد باشید، عمر سعد باشید. یک ابن زیاد در دنیا کم بود! امام حسین (علیه السلام) خواست خولی در دنیا زیاد شود، عمر سعد در دنیا زیاد شود، گفت: ایها الناس هر چه می توانید بد باشید که من بیمه شما هستم!
به شخصی گفتند: تو را چرا نماز نمی خوانی، روزه نمی گیری، مشروب می خوری؟ گفت: من؟ شب جمعه در هیأت، سینه زنی سه ضرب مرا ندیده ای؟!
البته فرق ما با مسیحیان این است که می گوییم: یک بهانه ای لازم است، و آن این که شخص گناهکار باید به قدر بال مگسی اشک بریزد و همان کافی است که جواب دروغگوییها، خیانتها، شرابخواریها، رباخواریها، ظلما و آدمکشیها بشود! مکتب امام حسین (علیه السلام) بجای اینکه مکتب احیای احکام دین باشد، مکتب ابن زیاد سازی و یزید سازی شد.
در این زمینه است که افسانه ها ساخته شده، از قبیل داستان مردی که سر راه را می گرفت و آدمها را می کشت و لخت می کرد، اطلاح پیدا کرد که قافله ای از زوار حسینی امشب از فلان نقطه عبور می کنند، در گردنه ای کمین کرد و در حالی که انتظار می کشید، خوابش برد و قافله آمد و گذشت و او متوجه نشد. قافله که می گذشت، گرد و غبار آن روی لباسها و بدن او نشست. در همین حال خواب دید که قیامت بر پا شده و او را هم به جرم خونهای ناحقی که ریخته و مالهایی که دزدیده و امنیتی که سلب کرده، کشان کشان به طرف جهنم می برند، ولی همین که به نزدیک جهنم رسید، جهنم از قبول او امتناع کرد و امر شد او را برگردانید، زیرا این کسی است که در وقتی که در خواب بود، غبار زوار حسینی بر او نشسته است!
ع ع ع فان شئت النجاة فزر حسیناً - لکی تلقی الاله قریر عین ع ع ع ع
ع ع ع فان النار لیس تمس جسماً - علیه غبار زوار الحسین ع ع ع ع
اگر نجات خواهی به زیارت حسین برو تا خداوند را با چشم روشن دیدار کنی، زیرا که آتش دوزخ به جسمی که غبار پای زائران حسینی بر روی آن نشسته، نمی رسد.
پس وقتی که غباز زوار حسین بر روی یک دزد جانی بنشیند، او را نجات دهد؛ خود زوار چه مقام و درجه ای دارند! حتماً بالاتر از ابراهیم خلیل خواهند بود! به قول شاعر:
ع ع ع من خاک کف پای سگ کوی کسی ام - کو خاک کف پای سگ کوی تو باشد ع ع ع ع
و به قول شاعر اصفهانی مردی را در قیامت می آورند و ملائکه غلاظ و شداد او را به محضر عدل الهی می برند و هی به گناهان او شهادت می دهند و مورد توجه فرشته مأمور رسیدگی واقع نمی شود، می گویند: ولش کن گریه کرده!
دیوان مکرم صفحه 133:
ع ع ع اگر این مرده اشکی هدیه کرده - ولش کن گریه کرده ع ع ع ع
ع ع ع عیان گر معصیت یا خفیه کرده - ولش کن گریه کرده ع ع ع ع
ع ع ع نماز، این بنده عاصی نکرده - مه حق روزه خورده ع ع ع ع
ع ع ع ولی یک ناله در یک تکیه کرده - ولش کن گریه کرده ع ع ع ع
ع ع ع اگر پستان زنها را بریده - شکمهاشان دریده ع ع ع ع
ع ع ع هزاران مرد را بی خصیه کرده - ولش کن گریه کرده ع ع ع ع
ع ع ع اگر از کودکان شیرخواره - شکمها پاره کرده ع ع ع ع
ع ع ع به دسته، گریه های نسیه کرده - ولش کن گریه کرده ع ع ع ع
ع ع ع خوراک او همه مال یتیم است - گناه او عظیم است ع ع ع ع
ع ع ع خطا در شهر و هم قریه کرده - ولش کن گریه کره ع ع ع ع
ع ع ع اگر بر ذمه او حق ناس است - خدا را ناشناس است ع ع ع ع
ع ع ع برای خود جهان را فدیه کرده - ولش کن گریه کرده ع ع ع ع
ع ع ع به دست خود زده قداره بر فرق - به خون خود شده غرق ع ع ع ع
ع ع ع تن خود زین ستم بی بنیه کرده - ولش کن گریه کرده ع ع ع ع
ع ع ع نمی ارزد دو صد تضییع ناموس - به یک سبوح و قدوس ع ع ع ع
ع ع ع اگر اشکی روان بر لحیه کرده - ولش کن گریه کرده(320) ع ع ع ع