فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

تحریف در شخصیت های شقی:

تحریف در شخصیتهای شقی هم خود نوعی انحراف و مانع عبرت گرفتن است، مثل اینکه غالباً آنها را یک ولدالزنای هفت جوش معرفی می کنند! و در نتیجه مردم هرگز از معاویه چهارده قرن پیش عبرت نمی گیرند؛ مثلاً می گویند: شمر، مثل سگ هفت پستان داشت. بعضی هم می گویند: اسمش شیخ عبدالله بوده است(308). ملا حسین کاشفی هم در کتاب روضة الشهدا، حتی به ابن زیاد و عمر سعد دروغ بسته است! نوشته است به ابن زیاد و عمر سعد دروغ بسته است! نوشته است ابن زیاد پنجاه خروار زر سرخ به عمر سعد داد که آمد کربلا و دست به این کار زد! هر کس بشنود می گوید: پس عمر سعد خیلی هم تقصیر نداشته است. پنجاه خروار طلا یعنی پانزده هزار کیلو طلا را به هر کس بدهند دست به این کار می زند(309).

عدد کشتگان دشمن:

مسعودی که شیعه و معاصر کلینی است، در کتاب اثبات الوصیة عدد کشته شدگان توسط امام را به 1800 تن رسانده است. آن هم به عبارت روی انه قتل بیده ذلک الیوم الفاً و ثمان مائة روایت شده که امام در آن روز به دست خود 1800 تن را به قتل رساند محمد بن ابی طالب این عدد را به 1950 نفر رسانده است. اما کتابی که هزار سال بعد نوشته شده، یعنی اسرار الشهادة دربندی، عدد کشته شدگان به وسیله امام را به سیصد هزار و عدد مقتولین حضرت ابوالفضل (علیه السلام) را بیست و پنج هزار و از سایرین را نیز به بیست و پنج هزار نفر رسانده است. همچنین نوشته شده است که لشکر عمر سعد در کربلا یک میلیون و ششصد هزار نفر بود. باید سؤال کرد اینها از کجا پیدا شدند؟ اینها همه در کوفه بودند، مگر چنین چیزی می شود؟! با بمبی که در هیروشیما انداختند، تازه شصت هزار نفر کشته شدند! و من حساب کردم که اگر فرض کنیم که شمشیر مرتب بیاید و در هر ثانیه یک نفر کشته شود، کشته شدن سیصد هزار نفر که به امام نسبت داده شده، هشتاد و سه ساعت و بیست دقیقه وقت می خواهد! بعد که دیدند این تعداد کشته با طول روز جور در نمی آید، گفتند: روز عاشورا هم هفتاد و دو ساعت بوده است که البته باز هشتاد و سه ساعت، با روز هفتاد و دو ساعت نیز قابل اصلاح نیست! همین طور درباره حضرت ابوالفضل (علیه السلام) گفته اند که بیست و پنج هزار نفر را کشت، که حساب کردم اگر در هر ثانیه یک نفر کشته شود، شش ساعت و پنجاه و چند دقیقه و چند ثانیه وقت می خواهد. بعلاوه جمعیت یک میلیون و ششصد هزار نفر در صحرای کربلا جا نمی گیرد. وسایل و اسبابش از کجا فراهم می شود؟ با توجه به این که همه از مردم کوفه بودند و از حجاز و شام کسی نبوده، خداوند عقلی بدهد!
پس حرف این مرد بزرگ حاج نوری را باور کنیم که می گوید: اگر کسی بخواهد امروز بگرید، اگر کسی بخواهد امروز ذکر مصیبت کند، باید بر مصائب جدید اباعبدالله (علیه السلام) بگرید، بر این دروغها که به ابا عبدالله (علیه السلام) نسبت داده می شود گریه کند(310).
هفتاد و دو ساعت بودن روز عاشورا: حاجی نوری در صفحه 168 کتاب لؤلؤ و مرجان می گوید: مرحوم دربندی به صورت شفاهی نقل کرد که من در ایام سابق شنیدم که فلان عالم گفت یا روایتی نقل کرد که روز عاشورا هفتاد و دو ساعت بود و من در آن وقت این مسأله را غریب شمردم و متعجب شدم، ولکن حال که در وقایع روز عاشورا تأمل کردم، خاطر جمع شدم یا یقین کردم که آن نقل راست است و آن همه وقایع نشود، مگر در آن مقدار زمان(311)!

بی هوش بودن امام سجاد (علیه السلام) در طول حادثه کربلا:

حاجی نوری که داستان جعلی و تحریفی دیگری درباره امام زین العابدین (علیه السلام) نقل می کند. می گوید: در روز عاشورا وقتی که برای اباعبدالله یاوری باقی نماند، حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) فمرمود: پدر جان کار شما و این مردم به کجا کشید؟ (یعنی تا آن وقت امام زین العابدین بی خبر بوده است) امام فرمود: پسر جان به جنگ کشید. امام زین العابدین فرمود: حبیب بن مظاهر چه طور شد؟ قتل. هر کس از اصحاب را که اسم برد، فرمود کشته شد؟ بعد بنی هاشم را پرسید. قاسم بن الحسن چه طور شد، قتل. برادرم علی اکبر چطور شد؟ قتل. عمویم ابوالفضل چه شد؟ قتل. و فرمود بدان در میان خیمه ها غیر از من و تو مردی نمانده است.
حاجی نوری می نویسد: این قصه است و حواشی بسیار دارد و صریح است در آنکه جناب زین العابدین از اول مقاتله تا وقت مبارزه پدر بزرگوارش ابداً از حال اقربا و انصار و میدان جنگ خبری نداشت.
این جعل است. دروغ است. امام زین العابدین (علیه السلام) که العیاذبالله آن قدر مریض و بیهوش نبوده که نفهمد چه گذشته است. تاریخ می نویسد: حتی در همان حال حرکت کرد و فرمود عمه! عصای مرا با یک شمشیر بیاور. اصلاً یکی از کسانی که حاضر در واقعه بود و آن را نقل کرد، شخص امام زین العابدین است(312).