فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

ذکر یاران غیر واقعی برای امام حسین (علیه السلام):

ما برای امام حسین (علیه السلام) اصحاب و یارانی ذکر کرده ایم که اصلاً چنین اصحاب و یارانی نداشته است؛ مثلاً در کتاب محرق القلوب که اتفاقاً نویسنده اش هم یک عالم و فقیه بزرگی است، ولی از این موضوعات اطلاع نداشته، نوشته شده است که یکی از اصحابی که در روز عاشورا از زیر زمین جوشید، هاشم مرقال بود؛ در حالی که نیزه هجده ذرعی در دستش بود. آخر یک کسی هم گفته: سنان بن انس که بنا به قول بعضی سر امام حسین (علیه السلام) را برید، نیزه ای داشت که شصت ذرع بود. گفتند: نیزه شصت ذرعی که نمی شود! گفت: خدا برایش از بهشت فرستاده بود! در کتاب محرق القلوب هم نوشته که هاشم بن عتبه مرقال، از اصحاب حضرت امیر (علیه السلام) بوده و در بیست سال پیش کشته شده بود. ما برای امام حسین (علیه السلام) یارانی ذکر می کنیم که چنین یارانی نداشته است. نمونه دیگر این است که عده ای می گویند: زعفر جنی جزو یاران امام حسین (علیه السلام) بوده
حاجی نوری در این باره می نویسد: برای ذریه طاهره دوشیزگانی به هم یافتند. بخصوص برای حضرت ابی عبدالله (علیه السلام)، بعضی را در مدینه گذاشتند و بعضی را در کربلا شوهر دادند و بعضی را به جهت صدق کلام جبرئیل صغیرهم یمیتهم العطش در کربلا از تشنگی کشتند و بعضی را شبیه عبدالله بن الحسن در قتلگاه شهیدشان کردند(307).

تحریف در شخصیت های شقی:

تحریف در شخصیتهای شقی هم خود نوعی انحراف و مانع عبرت گرفتن است، مثل اینکه غالباً آنها را یک ولدالزنای هفت جوش معرفی می کنند! و در نتیجه مردم هرگز از معاویه چهارده قرن پیش عبرت نمی گیرند؛ مثلاً می گویند: شمر، مثل سگ هفت پستان داشت. بعضی هم می گویند: اسمش شیخ عبدالله بوده است(308). ملا حسین کاشفی هم در کتاب روضة الشهدا، حتی به ابن زیاد و عمر سعد دروغ بسته است! نوشته است به ابن زیاد و عمر سعد دروغ بسته است! نوشته است ابن زیاد پنجاه خروار زر سرخ به عمر سعد داد که آمد کربلا و دست به این کار زد! هر کس بشنود می گوید: پس عمر سعد خیلی هم تقصیر نداشته است. پنجاه خروار طلا یعنی پانزده هزار کیلو طلا را به هر کس بدهند دست به این کار می زند(309).

عدد کشتگان دشمن:

مسعودی که شیعه و معاصر کلینی است، در کتاب اثبات الوصیة عدد کشته شدگان توسط امام را به 1800 تن رسانده است. آن هم به عبارت روی انه قتل بیده ذلک الیوم الفاً و ثمان مائة روایت شده که امام در آن روز به دست خود 1800 تن را به قتل رساند محمد بن ابی طالب این عدد را به 1950 نفر رسانده است. اما کتابی که هزار سال بعد نوشته شده، یعنی اسرار الشهادة دربندی، عدد کشته شدگان به وسیله امام را به سیصد هزار و عدد مقتولین حضرت ابوالفضل (علیه السلام) را بیست و پنج هزار و از سایرین را نیز به بیست و پنج هزار نفر رسانده است. همچنین نوشته شده است که لشکر عمر سعد در کربلا یک میلیون و ششصد هزار نفر بود. باید سؤال کرد اینها از کجا پیدا شدند؟ اینها همه در کوفه بودند، مگر چنین چیزی می شود؟! با بمبی که در هیروشیما انداختند، تازه شصت هزار نفر کشته شدند! و من حساب کردم که اگر فرض کنیم که شمشیر مرتب بیاید و در هر ثانیه یک نفر کشته شود، کشته شدن سیصد هزار نفر که به امام نسبت داده شده، هشتاد و سه ساعت و بیست دقیقه وقت می خواهد! بعد که دیدند این تعداد کشته با طول روز جور در نمی آید، گفتند: روز عاشورا هم هفتاد و دو ساعت بوده است که البته باز هشتاد و سه ساعت، با روز هفتاد و دو ساعت نیز قابل اصلاح نیست! همین طور درباره حضرت ابوالفضل (علیه السلام) گفته اند که بیست و پنج هزار نفر را کشت، که حساب کردم اگر در هر ثانیه یک نفر کشته شود، شش ساعت و پنجاه و چند دقیقه و چند ثانیه وقت می خواهد. بعلاوه جمعیت یک میلیون و ششصد هزار نفر در صحرای کربلا جا نمی گیرد. وسایل و اسبابش از کجا فراهم می شود؟ با توجه به این که همه از مردم کوفه بودند و از حجاز و شام کسی نبوده، خداوند عقلی بدهد!
پس حرف این مرد بزرگ حاج نوری را باور کنیم که می گوید: اگر کسی بخواهد امروز بگرید، اگر کسی بخواهد امروز ذکر مصیبت کند، باید بر مصائب جدید اباعبدالله (علیه السلام) بگرید، بر این دروغها که به ابا عبدالله (علیه السلام) نسبت داده می شود گریه کند(310).
هفتاد و دو ساعت بودن روز عاشورا: حاجی نوری در صفحه 168 کتاب لؤلؤ و مرجان می گوید: مرحوم دربندی به صورت شفاهی نقل کرد که من در ایام سابق شنیدم که فلان عالم گفت یا روایتی نقل کرد که روز عاشورا هفتاد و دو ساعت بود و من در آن وقت این مسأله را غریب شمردم و متعجب شدم، ولکن حال که در وقایع روز عاشورا تأمل کردم، خاطر جمع شدم یا یقین کردم که آن نقل راست است و آن همه وقایع نشود، مگر در آن مقدار زمان(311)!