فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

آمدن زینب به قتلگاه:

تحریف دیگر این که حضرت زینب در حالت احتضار، در قتلگاه به بالین اباعبدالله (علیه السلام) آمد و رأته یجود بنفسه و رمت بنفسها علیه و هی تقل أنت رجاؤنا، انت کهفنا، انت حمانا زینب او را دید که مشغول جان دادن است. خود را بر روی بدن او انداخت؛ در حالی که می گفت: تو برادر منی، تو امید مایی، تو پناه مایی، تو پشتیبان مایی فرمقها بطرفه فقال لها اخوه: أرجی الی الخیمة فقد کسرت قلبی وردت کربی پس حضرت با گوشه چشم به وی نگاهی انداخت و فرمود: به خیمه بازگردد که دلم را شکستی و غمم را افزودی(306)!

ذکر یاران غیر واقعی برای امام حسین (علیه السلام):

ما برای امام حسین (علیه السلام) اصحاب و یارانی ذکر کرده ایم که اصلاً چنین اصحاب و یارانی نداشته است؛ مثلاً در کتاب محرق القلوب که اتفاقاً نویسنده اش هم یک عالم و فقیه بزرگی است، ولی از این موضوعات اطلاع نداشته، نوشته شده است که یکی از اصحابی که در روز عاشورا از زیر زمین جوشید، هاشم مرقال بود؛ در حالی که نیزه هجده ذرعی در دستش بود. آخر یک کسی هم گفته: سنان بن انس که بنا به قول بعضی سر امام حسین (علیه السلام) را برید، نیزه ای داشت که شصت ذرع بود. گفتند: نیزه شصت ذرعی که نمی شود! گفت: خدا برایش از بهشت فرستاده بود! در کتاب محرق القلوب هم نوشته که هاشم بن عتبه مرقال، از اصحاب حضرت امیر (علیه السلام) بوده و در بیست سال پیش کشته شده بود. ما برای امام حسین (علیه السلام) یارانی ذکر می کنیم که چنین یارانی نداشته است. نمونه دیگر این است که عده ای می گویند: زعفر جنی جزو یاران امام حسین (علیه السلام) بوده
حاجی نوری در این باره می نویسد: برای ذریه طاهره دوشیزگانی به هم یافتند. بخصوص برای حضرت ابی عبدالله (علیه السلام)، بعضی را در مدینه گذاشتند و بعضی را در کربلا شوهر دادند و بعضی را به جهت صدق کلام جبرئیل صغیرهم یمیتهم العطش در کربلا از تشنگی کشتند و بعضی را شبیه عبدالله بن الحسن در قتلگاه شهیدشان کردند(307).

تحریف در شخصیت های شقی:

تحریف در شخصیتهای شقی هم خود نوعی انحراف و مانع عبرت گرفتن است، مثل اینکه غالباً آنها را یک ولدالزنای هفت جوش معرفی می کنند! و در نتیجه مردم هرگز از معاویه چهارده قرن پیش عبرت نمی گیرند؛ مثلاً می گویند: شمر، مثل سگ هفت پستان داشت. بعضی هم می گویند: اسمش شیخ عبدالله بوده است(308). ملا حسین کاشفی هم در کتاب روضة الشهدا، حتی به ابن زیاد و عمر سعد دروغ بسته است! نوشته است به ابن زیاد و عمر سعد دروغ بسته است! نوشته است ابن زیاد پنجاه خروار زر سرخ به عمر سعد داد که آمد کربلا و دست به این کار زد! هر کس بشنود می گوید: پس عمر سعد خیلی هم تقصیر نداشته است. پنجاه خروار طلا یعنی پانزده هزار کیلو طلا را به هر کس بدهند دست به این کار می زند(309).