فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

روضه وداع :

جریان دروغین دیگری که در کتاب لؤ لؤ و مرجان از آن یاد شده داستان عزم رفتن ابا عبدالله (علیه السلام) به میدان جنگ و طلب کردن اسب سواری است و این که کسی نبود اسب را حاضر کند. حاجی نوری می نویسد: پس مخدره زینب رفت و آورد و آن حضرت را سوار کرد. بر حسب تعداد منابر، مکالمات بسیار بین برادر و خواهر ذکر می شود و مضامین آن در ضمن اشعار عربی و فارسی نیز در آمده و مجالس را به آن رونق دهن و به شور درآورند. ظاهراً از آن جمله است این که حضرت زینب هنگام وداع، برادر را متوقف کرد و فرمود: وصیتی از مادرم به یادم افتاد. مادرم به من گفته: در همچو وقتی حسینم رابگیر و از طرف من زیرا گلویش را ببوس. از آن جمله است که این که حضرت دید اسب حرکت نمی کند، هر چه نهیب می زند، اسب نمی رود. یک مرتبه می بیند طفلی خودش را روی سم اسب انداخته است. (اشعار معروف صفی علیشاه در بیان دو جاذبه عشق و عقل مربوط به جریان حضرت زینب در همین وقت است.) باید توجه نمود که حضرت زینب حین وفات حضرت زهرا (علیها السلام) تقریباً پنج ساله بوده است(305).

آمدن زینب به قتلگاه:

تحریف دیگر این که حضرت زینب در حالت احتضار، در قتلگاه به بالین اباعبدالله (علیه السلام) آمد و رأته یجود بنفسه و رمت بنفسها علیه و هی تقل أنت رجاؤنا، انت کهفنا، انت حمانا زینب او را دید که مشغول جان دادن است. خود را بر روی بدن او انداخت؛ در حالی که می گفت: تو برادر منی، تو امید مایی، تو پناه مایی، تو پشتیبان مایی فرمقها بطرفه فقال لها اخوه: أرجی الی الخیمة فقد کسرت قلبی وردت کربی پس حضرت با گوشه چشم به وی نگاهی انداخت و فرمود: به خیمه بازگردد که دلم را شکستی و غمم را افزودی(306)!

ذکر یاران غیر واقعی برای امام حسین (علیه السلام):

ما برای امام حسین (علیه السلام) اصحاب و یارانی ذکر کرده ایم که اصلاً چنین اصحاب و یارانی نداشته است؛ مثلاً در کتاب محرق القلوب که اتفاقاً نویسنده اش هم یک عالم و فقیه بزرگی است، ولی از این موضوعات اطلاع نداشته، نوشته شده است که یکی از اصحابی که در روز عاشورا از زیر زمین جوشید، هاشم مرقال بود؛ در حالی که نیزه هجده ذرعی در دستش بود. آخر یک کسی هم گفته: سنان بن انس که بنا به قول بعضی سر امام حسین (علیه السلام) را برید، نیزه ای داشت که شصت ذرع بود. گفتند: نیزه شصت ذرعی که نمی شود! گفت: خدا برایش از بهشت فرستاده بود! در کتاب محرق القلوب هم نوشته که هاشم بن عتبه مرقال، از اصحاب حضرت امیر (علیه السلام) بوده و در بیست سال پیش کشته شده بود. ما برای امام حسین (علیه السلام) یارانی ذکر می کنیم که چنین یارانی نداشته است. نمونه دیگر این است که عده ای می گویند: زعفر جنی جزو یاران امام حسین (علیه السلام) بوده
حاجی نوری در این باره می نویسد: برای ذریه طاهره دوشیزگانی به هم یافتند. بخصوص برای حضرت ابی عبدالله (علیه السلام)، بعضی را در مدینه گذاشتند و بعضی را در کربلا شوهر دادند و بعضی را به جهت صدق کلام جبرئیل صغیرهم یمیتهم العطش در کربلا از تشنگی کشتند و بعضی را شبیه عبدالله بن الحسن در قتلگاه شهیدشان کردند(307).