فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

شجاعت حضرت ابوالفضل در جنگ صفین:

حاجی نوری، این مرد بزرگ در کتاب لؤلؤ و مرجان، ضمن انتقاد از جعل این گونه افسانه ها می گوید: برای شجاعت حضرت ابوالفضل نوشته اند که او در جنگ صفین (که اصلاً شرکت حضرت در جنگ صفین قطعی نیست، اگر شرکت هم کرده باشد یک بچه پانزده ساله بوده) مردی را به هوا انداخت، دیگری را انداخت، نفر بعدی را تا هشتاد نفر، نفر هشتادم را انداخت هنوز نفر اول به زمین نیامده بود! بعد اولی که آمد دو نیمش کرد، دومی نیز همینطور تا نفر آخر(293)!
امام زین العابدین بیمار: مطلب دیگری که مخصوص ما ایرانی هاست این است که به امام چهارم (علیه السلام) می گوییم: امام زین العابدین بیمار! غیر از زبان فارسی در هیچ زبان دیگری کلمه بیمار را دنبال اسم امام زین العابدین نمی بینیم. در زبان عربی چنین کلمه ای نیست. ایشان القاب زیادی دارند، السجاد یکی از القابشان است. ذوالثفنات یکی از القابشان است. آیا شما کتابی در دنیا پیدا می کنید که لقبی به زبان عربی به امام داه باشند که مفهوم بیمار را برساند؟! امام تنها در ایام حادثه عاشورا بیمار بودند (شاید تقدیر الهی برای این که باید زنده می ماند و نسل امام حسین از این طریق محفوظ می شد) و همان بیماری سبب نجات ایشان شد. چند بار تصمیم گرفتند امام را بکشند، امام چون بیماری او شدید بود، گفتند: چرا او را بکشیم؟ او دارد می میرد.
در دنیا چه کسی است که در عمرش بیمار نشده باشد؟ ولی ما امام را به صورت یک بیمار مریض زرد رنگ تب داری که همیشه عصا بدستش است و کمر خم کرده و راه می رود و آه می کشد، ترسیم کرده ایم!
همین تحریف سبب شده که بسیاری از اشخاص آه بکشند، ناله کنند، خودشان را به موش مردگی بزنند تا مردم آنها را احترام کنند و بگویند: آقا را ببینید درست مانند امام زین العابدین بیمار است! این تحریف است. امام زین العابدین (علیه السلام) با امام حسین (علیه السلام) و با امام باقر (علیه السلام) از نظر مزاج و بنیه هیچ فرقی نداشته است. امام بعد از حادثه کربلا چهل سال زنده بود. مانند همه سالم بود، یا امام صادق (علیه السلام) فرقی نداشته، چرا بگوییم:

امام زین العابدین بیمار؟!

خدا رحمت کند مرحوم آیتی را؛ ایشان درباره این مسأله می گفت: چندی پیش یکی از مجلات را می خواندم که در آن نویسنده مقاله ای از وضع دولت و کارمندان دولت انتقاد کرده بود که اغلب کارمندان دولت و متصدیان امور، یا عرضه دارند و ناپاکند، و یا پاکند و بی عرضه. عین عبارت ایشان را نقل می کرد که نوشته بود: اغلب متصدیان امور یا شمرند یا امام زین العابدین بیمار! و حال آنکه ما نیازمندیم به افرادی که حضرت عباس باشند و کاربر! یعنی شمر کاربر بود، ولی ناپاک، امام زین العابدین بیمار، آدم پاکی بود، ولی متأسفانه کاربر نبود، العیاذ بالله عرضه و لیاقتی نداشت! حضرت عباس هم پاک بود و هم کاربر. خوب ببینید، همین یک جریان کوچک چقدر انحراف به وجود می آورد(294).

نمونه هایی از تحریف در حادثه عاشورا

قضایای کربلا، قضایای روشنی است و سراسر آن هم افتخارآمیز است، ولی ما چهره این حادثه تابناک تاریخی را تا این مقدار مشوه و بزرگترین خیانتها را به امام حسین (علیه السلام) کرده ایم که اگر امام حسین (علیه السلام) در عالم ظاهر بیاید و ببیند، خواهد گفت که شما به کلی قیافه حادثه را تغییر داده اید. آن امام حسینی که شما در خیال خودتان رسم کرده اید که من نیستم، آن قاسم بن الحسینی که شما در خیال خودتان رسم کرده اید که برادر زاده من نیست، آن علی اکبری که شما در مخیله خودتان درست کرده اید که جوان با معرفت من نیست، آن یارانی که شما درست کرده اید که جوان با معرفت من نیست، آن یارانی که شما درست کرده اید که آنها نیست. ما قاسمی درست کرده ایم که آرزویش فقط دامادی بوده، آرزوی عمویش هم دامادی او بوده(295)!
بحث من این است که در نقل و بازگو کردن حادثه عاشورا، ما هزاران تحریف وارد کرده ایم! هم تحریفهای لفظی؛ یعنی شکلی و ظاهری که راجعه به اصل قضایا، راجع به مقدمات قضایا، راجعه به متن مطلب و راجع به حواشی این مطلب است، و هم تحریف در تفسیر این حادثه. با کمال تأسف این حادثه، هم دچار تحریف های لفظی شده و هم دچار تحریفهای معنوی. گاهی از اوقات تحریف ها لا اقل با اصل مطلب هماهنگی دارد، ولی گاهی وقت ها تحریف کوچکترین هماهنگی را ندارد هیچ، قضیه را هم مسخ می کند، قضیه را بکلی واژگون می کند و به شکلی در می آورد که به صورت ضد خودش در می آید. باز هم با کمال تأسف باید بگویم: تحریفهایی که به دست ما مردم در این حادثه صورت گرفته است، همه در جهت پایین آوردن و مسخ کردن قضیه بوده است، در جهت بی خاصیت و بی اثر کردن قضیه بوده است و در این قضیه، هم گویندگان و علمای امت، و هم مردم تقصیر داشته اند.