فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

اغراقها و افسانه ها در مورد علی (علیه السلام):

درباره امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، ما شیعیان چقدر افسانه گفته ایم! در این که علی (علیه السلام) مرد خارق العاده ای بوده بحثی نیست. در شجاعت علی (علیه السلام) کسی شک ندارد. دوست و دشمنی اعتراف دارند که شجاعت علی (علیه السلام) شجاعت فوق افراد عادی بوده است. علی (علیه السلام) در هیچ میدان جنگی، با هیچ پهلوانی نبرد نکرد مگر اینکه آن پهلوان را کوبیده و به زمین زد. اما مگر افسانه سازها و اسطوره سازها به همین مقدار قناعت کردند؟! ابداً.
مثلاً گفته اند: علی (علیه السلام) در جنگ خیبر با مرحب خیبری رو به رو شد، مرحب چقدر فوق العادگی داشت. مورخین نوشته اند که علی (علیه السلام) در آن جا که ضربتش را فرود آورد این مرد را دو نیم کرد (نمی دانم که این دو نیم کامل بوده یا نه) ولی در این جا یک حرفها، و یک افسانه هایی درست کردند که دین را خراب می کند. می گویند: به جبرئیل وحی شد فوراً به زمین برو که اگر شمشیر علی فرود بیاید زمین را دو نیم می کند، به گاو و ماهی خواهد رسید، بال خود را زیر شمشیر علی بگیر. رفت گرفت، علی هم شمشیر را آن چنان فرود آورد که که مرحب دو نیم شد و اگر آن دو نیم را در ترازو می گذاشتند با هم برابر بودند! بال جبرئیل از شمشیر علی آسیب دید و مجروح شد، تا چهل شبانه روز نتوانست به آسمان برود. وقتی که به آسمان رفت خدا از او سؤال کر این چهر روز کجا بودی؟ خدایا در زمین بودم. تو به من مأموریت داده بودی. چرا زود بر نگشتی؟ خدایا با شمشیر علی که فرود آمد بالم را مجروح کرد این چهل روز مشغول پانسمان بال خودم بودم!
دیگری می گوید شمشیر علی آن چنان سریع و نرم آمد از فرق مرحب گذشت تا به نمد زین اسب رسید. علی که شمشیر را بیرون کشید خود مرحب هم نفهمید! گفت: علی همه زور تو همین بود؟ (خیال کرد ضربت کاری نشده است) همه پهلوانی تو همین بود؟ علی گفت: خودت را حرکت بده. مرحب خودش را حرکت داد، نصف بدنش از یک طرف افتاد و نصف دیگر از طرف دیگر!

شجاعت حضرت ابوالفضل در جنگ صفین:

حاجی نوری، این مرد بزرگ در کتاب لؤلؤ و مرجان، ضمن انتقاد از جعل این گونه افسانه ها می گوید: برای شجاعت حضرت ابوالفضل نوشته اند که او در جنگ صفین (که اصلاً شرکت حضرت در جنگ صفین قطعی نیست، اگر شرکت هم کرده باشد یک بچه پانزده ساله بوده) مردی را به هوا انداخت، دیگری را انداخت، نفر بعدی را تا هشتاد نفر، نفر هشتادم را انداخت هنوز نفر اول به زمین نیامده بود! بعد اولی که آمد دو نیمش کرد، دومی نیز همینطور تا نفر آخر(293)!
امام زین العابدین بیمار: مطلب دیگری که مخصوص ما ایرانی هاست این است که به امام چهارم (علیه السلام) می گوییم: امام زین العابدین بیمار! غیر از زبان فارسی در هیچ زبان دیگری کلمه بیمار را دنبال اسم امام زین العابدین نمی بینیم. در زبان عربی چنین کلمه ای نیست. ایشان القاب زیادی دارند، السجاد یکی از القابشان است. ذوالثفنات یکی از القابشان است. آیا شما کتابی در دنیا پیدا می کنید که لقبی به زبان عربی به امام داه باشند که مفهوم بیمار را برساند؟! امام تنها در ایام حادثه عاشورا بیمار بودند (شاید تقدیر الهی برای این که باید زنده می ماند و نسل امام حسین از این طریق محفوظ می شد) و همان بیماری سبب نجات ایشان شد. چند بار تصمیم گرفتند امام را بکشند، امام چون بیماری او شدید بود، گفتند: چرا او را بکشیم؟ او دارد می میرد.
در دنیا چه کسی است که در عمرش بیمار نشده باشد؟ ولی ما امام را به صورت یک بیمار مریض زرد رنگ تب داری که همیشه عصا بدستش است و کمر خم کرده و راه می رود و آه می کشد، ترسیم کرده ایم!
همین تحریف سبب شده که بسیاری از اشخاص آه بکشند، ناله کنند، خودشان را به موش مردگی بزنند تا مردم آنها را احترام کنند و بگویند: آقا را ببینید درست مانند امام زین العابدین بیمار است! این تحریف است. امام زین العابدین (علیه السلام) با امام حسین (علیه السلام) و با امام باقر (علیه السلام) از نظر مزاج و بنیه هیچ فرقی نداشته است. امام بعد از حادثه کربلا چهل سال زنده بود. مانند همه سالم بود، یا امام صادق (علیه السلام) فرقی نداشته، چرا بگوییم:

امام زین العابدین بیمار؟!

خدا رحمت کند مرحوم آیتی را؛ ایشان درباره این مسأله می گفت: چندی پیش یکی از مجلات را می خواندم که در آن نویسنده مقاله ای از وضع دولت و کارمندان دولت انتقاد کرده بود که اغلب کارمندان دولت و متصدیان امور، یا عرضه دارند و ناپاکند، و یا پاکند و بی عرضه. عین عبارت ایشان را نقل می کرد که نوشته بود: اغلب متصدیان امور یا شمرند یا امام زین العابدین بیمار! و حال آنکه ما نیازمندیم به افرادی که حضرت عباس باشند و کاربر! یعنی شمر کاربر بود، ولی ناپاک، امام زین العابدین بیمار، آدم پاکی بود، ولی متأسفانه کاربر نبود، العیاذ بالله عرضه و لیاقتی نداشت! حضرت عباس هم پاک بود و هم کاربر. خوب ببینید، همین یک جریان کوچک چقدر انحراف به وجود می آورد(294).