فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

تحریف در شخصیت پیشوایان دینی

همان طور که قبلاً نیز اشاره شد یک وقت است که تحریف یک سخن یا در یک شخصیت عادی است، مثل این که دو نفر در نقل قول و گفتار یکدیگر تحریف کنند و یا حتی در مورد شخصیتهایی همچون شیخ بهایی و بو علی سینا تحریف صورت می گیرد. این تحریف به هیچ جا ضرر نمی زند. اما افرادی که شخصیت آنها، شخصیت پیشوایی است؛ قول آنها، عمل آنها، قیام آنها، نهضت آنها، سند و حجت است؛ نباید در سخنانشان، در شخصیتشان، در تاریجچه شان تحریفی واقع شود(291). اما متأسفانه چنین تحریفهایی در میان ما مسلمانان زیاد صورت گرفته که در این جا! نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:

پهلوانی حضرت علی (علیه السلام):

علی (علیه السلام) - شخصیتی با آن عظمت - در نظر بعضی از مردم یک شخصیت تحریف شده عجیبی است. بعضی از مردم علی را فقط و فقط به پهلوانی می شناسند و بس! گاهی به وسیله اشخاص بسیار مغرض عکساهایی از علی (علیه السلام) منتشر می شود که شمشیری مانند زبان مار که دو زبان دارد در دست اوست و بازوها و قیافه ای برای ایشان درست می کنند که معلوم نیست از کجا بدست آورده اند. اصلاً عکس و مجسمه علی و پیغمبر قطعاً در دنیا نبوده است. یک قیافه های عجیبی برای ایشان درست می کنند که انسان باور نمی کند که این همان علی عادل است، این همان علی ای است که شبها از خوف خدا می گریسته است. چون سیمای یک عابد، سیمای یک متهجد، سیمای کسی که شبها استغفار می کرده است، سیمای یک حکیم، سیمای یک قاضی، سیمای یک ادیب، یک جور دیگر است(292).

اغراقها و افسانه ها در مورد علی (علیه السلام):

درباره امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، ما شیعیان چقدر افسانه گفته ایم! در این که علی (علیه السلام) مرد خارق العاده ای بوده بحثی نیست. در شجاعت علی (علیه السلام) کسی شک ندارد. دوست و دشمنی اعتراف دارند که شجاعت علی (علیه السلام) شجاعت فوق افراد عادی بوده است. علی (علیه السلام) در هیچ میدان جنگی، با هیچ پهلوانی نبرد نکرد مگر اینکه آن پهلوان را کوبیده و به زمین زد. اما مگر افسانه سازها و اسطوره سازها به همین مقدار قناعت کردند؟! ابداً.
مثلاً گفته اند: علی (علیه السلام) در جنگ خیبر با مرحب خیبری رو به رو شد، مرحب چقدر فوق العادگی داشت. مورخین نوشته اند که علی (علیه السلام) در آن جا که ضربتش را فرود آورد این مرد را دو نیم کرد (نمی دانم که این دو نیم کامل بوده یا نه) ولی در این جا یک حرفها، و یک افسانه هایی درست کردند که دین را خراب می کند. می گویند: به جبرئیل وحی شد فوراً به زمین برو که اگر شمشیر علی فرود بیاید زمین را دو نیم می کند، به گاو و ماهی خواهد رسید، بال خود را زیر شمشیر علی بگیر. رفت گرفت، علی هم شمشیر را آن چنان فرود آورد که که مرحب دو نیم شد و اگر آن دو نیم را در ترازو می گذاشتند با هم برابر بودند! بال جبرئیل از شمشیر علی آسیب دید و مجروح شد، تا چهل شبانه روز نتوانست به آسمان برود. وقتی که به آسمان رفت خدا از او سؤال کر این چهر روز کجا بودی؟ خدایا در زمین بودم. تو به من مأموریت داده بودی. چرا زود بر نگشتی؟ خدایا با شمشیر علی که فرود آمد بالم را مجروح کرد این چهل روز مشغول پانسمان بال خودم بودم!
دیگری می گوید شمشیر علی آن چنان سریع و نرم آمد از فرق مرحب گذشت تا به نمد زین اسب رسید. علی که شمشیر را بیرون کشید خود مرحب هم نفهمید! گفت: علی همه زور تو همین بود؟ (خیال کرد ضربت کاری نشده است) همه پهلوانی تو همین بود؟ علی گفت: خودت را حرکت بده. مرحب خودش را حرکت داد، نصف بدنش از یک طرف افتاد و نصف دیگر از طرف دیگر!