فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

وظیفه ما در برابر تحریفها

قبل از شروع بحث، ذکر دو مقدمه لازم است: اول اینکه مسؤول این تحریفات کیست و دوم، توجه به خطرات این تحریفها. اما در این که مقصر کیست، علما می گویند: تقصیرعوام است. آن قدر جاهل و نالایقند که سزاوار همین مهملانند و شایستگی شنیدن حق را ندارند. عوام می گویند: ماهی از سر گنده گردد، نی ز دم تقصیر از بی توجهی علماست. حقیقت این است که هر دو مقصرند: عوام مقصرند؛ چون حقیقت کشی کرده. اشاعه خرافات می دهند؛ مقصرند چون تمایل به شنیدن دروغ دارند و تا دروغ نباشد، شور و واویلا به پا نمی کنند. عوام مسؤولند، چون فطرتشان درک می کند. آن جا که کاری محتاج تحصیل و علم است مسؤول نیستند، اما از این جا عقل داشتن کافی است. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده: خداوند، عوام قوم یهود را عذاب می کند، زیرا دیدند علمایشان به تقوا دستور می دهند و خود به آن عمل نمی کنند و باز از آنها پیروی کردند. تشخیص این که آن علما شایسته پیروی نیست نیازمند علم خاصی نبوده و لذا عذر عوام قوم یهود در پیروی از علمای خود پذیرفته نیست. از سوی دیگر، علما نیز مقصرند؛ چون ساکت نشسته اند و میدان را خالی کرده اند و حتی گاهی، از نقاط ضعف مردم، برای گرم شدن مجلس خود استفاده می کنند.
خطرات تحریف: تحریف، ضربت غیر مستقیم است و از همین رو از ضربت مستقیم، بسیار کاری تر است می باشد؛ چرا که بدین ترتب اگر یک کتاب هدایت باشد، تبدیل می شود به کتاب ضلالت، زیرا بکلی حقیقت و اثرش عوض می شود؛ یعنی نه تنها خاصیت مقصود را نمی دهد، بلکه اثر معکوس به جا می گذارد. تحریف چون موضوع را عوض می کند و مردم آن را به عنوان حقیقت می گیرند، از آنچه بطلان آن اشکار باشد، بیشتر ضرر می رساند. اگر چهره یک شخصیت اجتماعی تحریف شد، پیروی از او بجای سودمند بودن، نتیجه معکوس می دهد. پس تحریف، مانند خنجر زدن از پشت است.
وظیفه ما: اول باید بدانیم که نمی توان با حادثه تحریف شده به مردم خدمت کرد. بزرگترین وظیفه ما این است که ببینیم چه تحریفاتی رخ داده تا بتوانیم با آنها مبارزه کنیم. در این مورد علما به دو دسته اند: عده ای طبق حدیث پیامبر (ص) فقیه فاجر و آفت دینند، اینها چون مبارزه را سخت دیده اند از نقاط ضعف عامه استفاده می کنند. اما عده ای مصلحند، مبارزه می کنند، هر چن مردم خوششان نیاید؛ چون این بیماری روحی مردم بر خلاف بیماری جسمی است، زیرا در بیماری روحی، شخص مریض، نه تنهاخود را سالم می پندارد، بلکه به بیماری خود، علاقه هم دارد. پس بزرگترین وظیفه علما، مبارزه با نقاط ضعف اجتماعی است، زیرا به فرموده پیامبر (ص) عالمی که در مقابل بدعت سکوت کند، ملعون است(288) (289).
از کسانی که در راه مبارزه با تحریفات کربلا واقعاً زحمت کشیده، مرحوم حاجی نوری است که در کتاب لؤلؤ و مرجان این تحریفات را تا حد زیادی آشکار نموده است و اساساً این وظیفه علماست که حقیقت را پی برده بگویند؛ تا حدی که از موارد جواز غیبت و به نظر بعضی، وجوب غیبت، جرح راوی است؛ یعنی رسوا کردن کسی که به دروغ، کلامی را به معصوم (علیه السلام) نسبت می دهد.
عامه مردم در مورد عزاداری، دو نقطه ضعف دارند. یکی این که هدف هم صاحبان مجالس و هم مستمعین ازدحام جمعیت است، نه آشنا کردن مردم با حقایق. بدین ترتیب گوینده و خطیب در دو راهی قرار می گیرد؛ یا باید با این. نقطه ضعف مبارزه کند، هر چند با هدف صاحب مجلس و مستمعین ناسازگار باشد و یا از آن استفاده و بهره برداری کند. نقطه ضعف دوم، مسأله شور و واویلا به پا شدن است. شخص منبری لازم می داند کاری کند که آخر مجلس کربلا شود. من نمی گویم مجلس نباید شور و حال داشته باشد، اما این هدف نیست. اگر از راه صدق چنین شد، که بسیار خوب است است اما نباید به امام معصوم (علیه السلام) دروغ ببندیم. پس وظیفه و مسؤولیت عامه مردم هم دو چیز است: یکی این که تمایل و انتظار را که مجلس شلوغ شود و شور و واویلا برپا شود، کنار بگذارند. وظیفه دوم، نهی از منکر است؛ یعنی وقتی می فهمند و می دانند که مطلبی دروغ است، نباید در آن مجلس بنشینند، که حرام است، و به علاوه باید مبارزه کنند(290).

ضمیمه : نمونه ای از تحریفات

تحریف در شخصیت پیشوایان دینی

همان طور که قبلاً نیز اشاره شد یک وقت است که تحریف یک سخن یا در یک شخصیت عادی است، مثل این که دو نفر در نقل قول و گفتار یکدیگر تحریف کنند و یا حتی در مورد شخصیتهایی همچون شیخ بهایی و بو علی سینا تحریف صورت می گیرد. این تحریف به هیچ جا ضرر نمی زند. اما افرادی که شخصیت آنها، شخصیت پیشوایی است؛ قول آنها، عمل آنها، قیام آنها، نهضت آنها، سند و حجت است؛ نباید در سخنانشان، در شخصیتشان، در تاریجچه شان تحریفی واقع شود(291). اما متأسفانه چنین تحریفهایی در میان ما مسلمانان زیاد صورت گرفته که در این جا! نمونه هایی از آن اشاره می کنیم: