فهرست کتاب


خلاصه آثار شهید مطهری، دفتر دوم «سیری در سیره معصومین علیهم السلام»

مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق علیه السلام

بخش هفتم تحریفات در واقعه کربلا

موضوع بحث تحریفات در واقعه کربلا است که در چهار فصل خلاصه می شود: 1. معنی تحریف و انواع آن و اشاره به این که انواع تحریفها در حادثه تاریخی عاشورا واقع شده است؛ 2. علل و عوامل تحریف؛ 3. توضیحی درباره خصوص تحریفهایی که در این حادثه تاریخی صورت گرفته است؛ 4. وظایف ما در برابر این تحریفها(276).

معنی تحریف و انواع آن

تحریف در زبان عربی از ماده حرف است؛ یعنی منحرف کردن چیزی از مسیر و وضع اصلی که داشته یا باید داشته باشد؛ نوعی تغییر و تبدیل به طوری که مقصودی غیر از معنی اصلی سخن تحریف، فهمیده می شود.
تحریف، انواعی دارد که مهمترین آنها عبارت است از: تحریفات لفظی و تحریف معنوی؛ تحریف لفظی آن است که ظاهر مطلبی را با کم و زیاد کردن یا پس و پیش نمودن عبارات عوض کنند، به طوری که معنی تغییر کند، ولی در تحریف معنوی، لفظ تغییری نمی کند، اما آن را مطابق مقصود خود معنی می کنیم، نه مطابق مقصود اصلی گوینده، در قرآن کریم تحریف مخصوصاً در مورد یهودی ها بکار رفته که در هر دو زمینه تحریف، قهرمان می باشند.
تحریف از لحاظ موضوع هم تفاوت می کند: گاه سخن یا کتابی عادی تحریف می شود که گرچه خیانت است، اما چندان مؤثر نیست، اما گاه در یک موضوع بزرگ اجتماعی، مثل یک شخصیت اجتماعی با یک حادثه تاریخی که سند اجتماعی و پشتوانه اخلاقی و تربیتی برای اجتماع با یک حادثه رخ می دهد که این نوع تحریف، بسیار مهم و خطرناک است.
حادثه کربلا بدون شک یک حادثه بزرگ اجتماعی است که در تربیت و خلق و خوی ما بسیار مؤثر است. چنان که همه ساله میلیونها نفر، زمان و پول بسیار زیادی خرج آن می کنند. متأسفانه در این حادثه از همه جهت تحریف رخ داده است و همه این تحریفات، در جهت کم ارزش کردن این انقلاب عظیم می باشد. حال آنکه کمتر حادثه ای مثل تاریخ کربلا دقیق ثبت شده است. کثرت خطبه ها، سؤال و جوابها، حضور وقایع نگران و خود امام سجاد (علیه السلام)، رجز خوانیها و اعلام هدف نمودنها و کثرت نامه های مبادله شده، همگی باعث شده اند که قضایای کربلا به طور روشنی باقی بماند، اما به عللی که بعضاً ذکر خواهیم کرد باز این حادثه از تحریف در امان نمانده است(277). به عنوان مثالی برای هر یک از دوره های زمانی این حادثه و تحریفهای واقع شده، می توان به قضیه حرکت با عظمت و شکوه پادشاهی امام حسین (علیه السلام) از مدینه! (قبل از حادثه) و به ازدواج حضرت قاسم (علیه السلام) (حین حادثه) و به زیات قبر حضرت در اربعین (بعد از حادثه اشاره کرد(278).

عوامل تحریف

عوامل تحریف واقعه کربلا بر دو قسمند: عوامل عمومی - در اکثر تاریخها رخ می دهد و دیگر؛ عوامل مخصوص حادثه کربلا. عوامل عمومی، خود، سه دسته اند: عامل عداوت و غرض، عامل اسطوره سازی و عامل دوستی و تمایل. مثال عامل غرض، جعلها و تحریفهای مسیحیان درباره رسول اکرم (ص) و جعل و تحریفهای امویان درباره حضرت امیر (علیه السلام) است. در خصوص واقعه کربلا هم می بینیم که امویان و سپس عباسیان به طرق مختلفی سعی در تحریف این واقعه داشتند و خواستند بگویند که قیام امام حسین (علیه السلام) به قصد تفرقه افکنی میان امت اسلامی است و البته در کار خویش و در این تحریف موفق نشدند، زیرا حتی یک مورخ و صاحبنظر در دنیا پیدا نمی شود که بگوید: حسین بن علی - الیعاذ بالله - قیام نابجایی کرد و قصد از بین بردان اتحاد را داشت.
عامل دوم: یعنی اسطوره سازی، در تمام اقوام، مخصوصاً ایرانیان یافت می شود که برای هر قهرمانی افسانه ای می سازند. افسانه هایی که درباره بو علی سینا یا شیخ بهایی گفته می شود و یا داستانهایی درباره قدرت علی (علیه السلام) و ضربت او بر مرحب در جنگ خندق با بال جبرئیل را هم زخمی کرد و یا این که امام حسین (علیه السلام) یک تنه در روز عاشورا سیصد هزار نفر از دشمنان را کشت، همه نمونه هایی از همین اسطوره سازی است.
اما عاملی که مختص به واقعه عاشوراست این که در روایات، ثواب بسیار زیادی برای گریه بر سیدالشهدا (علیه السلام) ذکر دشه و عده ای فکر کرده اند که اولاً خود اشک گرفتن از مردم موضوعیت دارد و توجه نکردند که این گریه کردن و زنده کردن مجلس عزای حسینی، برای این است که مردام با فلسفه قیام حسینی آشنا و به مقامات حسینی عارف شوند، و پنداشتند همین که مردمی آمدند و نشستند و نفهمیده و ندانسته گریه ای کردند، دیگر کفاره گناهانشان است! و ثانیاً فکر کردند که از هر راهی می شود از مردم اشک گرفت، خواه تعزیه های اهانت بار، یا انجام هر معصیتی، همانند این که لباس زن به تن مرد بکنیم و یا هر گونه جعل و تحریفی، از هر راهی می شود از مردم اشک گرفت؛ در حالی که اسلام، شعار هدف، وسله را توجیه می کند را قبول ندارد. زیرا اگر این حرف صحیح باشد، هر کس می تواند مرتکب برخی گناهان کبیره شود و بگوید: قصد من شاد کردن قلب مؤمنین است!
ملاحسین کاشفی را می توان بنیان گذار بدعتها در واقعه عاشورا نامید. او حدود پانصد سال پیش اولین کتاب مرثیه فارسی را به نام روضة الشهدا نوشت و در آن به دروغ پردازی پرداخت. مرثیه خوآنهاهم که اغلب بی سواد بودند و نمی توانستند از کتابهای عربی استفاده نمایند، به سوی این کتاب روی آوردند. بعد هم حدود شصت، هفتاد سال پیش ملاآقا دربندی کتاب اسرار الشهاده را نوشت و کار ملا حسین کاشفی را کامل کرد و امروز حاصل کار آنها این شده که می بینیم(279).